درس 11 فلسفه دوازدهم انسانی – دوران متأخّر
جواب درس یازدهم فلسفه دوازدهم انسانی
جواب برداشت صفحه 88 فلسفه دوازدهم انسانی
ملاصدرا میگوید: «بسیاری از منسوبان به علم، علم لدنّی غیبی را که سالکان طریقت بدان اعتماد دارند، انکار میکنند و میگویند هر چه جز از راه آموزش و تفکر حاصل شود، علم نیست. برخی هم گمان بردهاند [که] علم حقیقی منحصر در علم فقه و ظاهر تفسیر و کلام است … ولی این هم گمانی فاسد است و گوینده آن تاکنون معنای قرآن را نفهمیده و باور ندارد که آن اقیانوسی است که پهنهاش تمامی حقایق را فرا میگیرد.»
۱- به نظر شما، ملاصدرا بر چه نکتهای تأکید میکند؟
پاسخ: ملاصدرا تأکید میکند که انسان برای رسیدن به علم و معرفت کامل، نباید تنها به یک روش اکتفا کند؛ بلکه در کنار آموزش و تفکر، علم لدنی و معرفت باطنی نیز اهمیت دارد. بنابراین، علم را نباید فقط به علوم ظاهری و آموختنی محدود کرد.
۲- چرا ملاصدرا میگوید کسی که علم لدنّی را علم نمیداند، قرآن کریم را نفهمیده است؟
پاسخ: زیرا ملاصدرا قرآن را گنجینهای گسترده از حقایق و معارف میداند و معتقد است این حقایق تنها از راه آموزش و تفکر به دست نمیآیند. پس کسی که علم لدنی را انکار میکند و علم را فقط به علوم ظاهری محدود میداند، به نظر ملاصدرا گستردگی و عمق معارف قرآن را بهدرستی درک نکرده است.
جواب بررسی صفحه 92 فلسفه دوازدهم انسانی
عموم فیلسوفان و از جمله ابنسینا و ملاصدرا درباره مسائلی چون «اثبات وجود خدا»، «وجود روح» و «معاد و آیندهٔ جهان» سخن گفتهاند؛ در حالی که میدانیم این مباحث در دین هم مطرح میشوند.
آیا سخن گفتن فیلسوفان در این موارد، آنان را از فلسفه خارج نمیکند؟
پاسخ: خیر، سخن گفتن فیلسوفان درباره این مسائل، آنها را از فلسفه خارج نمیکند؛ زیرا:
۱) روش فیلسوف برهانی و عقلی است، در حالی که متکلم بیشتر از روش جدلی برای دفاع و اثبات عقاید دینی استفاده میکند.
۲) این مسائل، مانند وجود خدا و روح، در نهایت به بحث درباره وجود و احکام آن مربوط میشوند و بنابراین میتوانند موضوع فلسفه باشند.
۳) فیلسوف در بررسی این مسائل، نتیجه را از پیش تعیینشده نمیداند و آزادانه با استدلال عقلی به دنبال حقیقت است؛ اما متکلم معمولاً اصول و عقاید دینی را به عنوان مبنا میپذیرد و برای اثبات آنها استدلال میکند.
جواب تکمیل نمودار صفحه 93 فلسفه دوازدهم انسانی
نمودار زیر یک سیر را نشان میدهد؛ عبارتهای زیر را بهگونهای مرتب کنید که این سیر را نشان دهد:
یک واقعیت و دو مفهوم – دو نظر – اصالت وجود – تمایز دو مفهوم – کدام واقعی؟ – اصالت ماهیت
پاسخ:
جواب به کار ببندیم صفحه 96 فلسفه دوازدهم انسانی
۱) با تکمیل جدول زیر ویژگیهای سه مکتب فلسفی مشاء و اشراق و متعالیه را بیان کنید.
پاسخ:
| مشاء | اشراق | حکمت متعالیه |
|---|---|---|
سرشت استدلالی؛ اتکا بر آرای ارسطو؛ تکیه بر قیاس برهانی؛ توجه نداشتن به کشف و شهود قلبی | تکمیل حکمت استدلالی مشاء با کشف و شهود قلبی؛ توجه به سیر و سلوک و تجربه درونی | حاصل تکامل دو مسیر مشاء و اشراق؛ جمع میان برهان عقلی، شهود قلبی و وحی قرآنی |
۲) چگونه حکمت متعالیه توانست حکمت مشاء و حکمت اشراق را به یکدیگر نزدیک نماید؟
پاسخ: حکمت متعالیه با جمع کردن استدلال عقلی و برهانیِ مشاء با کشف و شهود قلبیِ اشراق و همچنین بهرهگیری از وحی و قرآن، این دو حکمت را به یکدیگر نزدیک کرد و نظام فلسفی کاملتری پدید آورد.
۳) آیا میتوان دو عبارت «مراتب داشتن حقیقت وجود» و «وحدت حقیقت وجود» را در یک عبارت «وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت» جمع کرد؟
پاسخ: بله. از نظر ملاصدرا، حقیقت وجود در اصل واحد است، اما در موجودات مختلف دارای مراتب و درجات گوناگون میشود. بنابراین، وجود در عین وحدت، در موجودات به صورت کثرت و مراتب مختلف ظاهر میشود؛ یعنی وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت

