معنی و آرایه های شعر نیایش علوم و فنون دهم
معنی نیایش فنون دهم انسانی
« به امید تو »
ای به ازل بوده و نابوده ما، وی به ابد زنده و فرسوده ما
بازگردانی:
ای آنکه در ازل بودی و ما نبودیم و در ابد زنده خواهی بود، در حالیکه ما فرسوده و نابود میشویم.
قلمرو زبانی:
اَزَل: زمان بیآغاز
اَبَد: زمان بیپایان
فَرسوده: کهنه و پوسیده
قلمرو ادبی:
قالب: مثنوی
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن
تضادها: بوده ↔ نابوده، ازل ↔ ابد، زنده ↔ فرسوده
جناس: «ای» و «وی»
واجآرایی و واژهآرایی: تکرار واژهی «ما»
پیام:
بیان ازلی و ابدی بودن خداوند و فناپذیری انسانها.
***
حلقهزن خانهبهدوش توایم، چون درِ تو حلقهبهگوش توایم
بازگردانی:
ما بندگان در خانهی تو را میکوبیم و چون درگاهت حلقهبهگوش و فرمانبردار توایم.
قلمرو زبانی:
دوش: شانه
قلمرو ادبی:
«حلقهزن»: کنایه از یاریجستن و درخواست کردن
«خانهبهدوش»: کنایه از بیخانمان و تهیدست
«حلقهبهگوش»: کنایه از برده و فرمانبردار
تشبیه: «چون درِ تو»
جناس: «دوش» و «گوش»
واجآرایی و واژهآرایی: تکرار «تو» و «ـیم»
پیام:
اقرار به بندگی و نیازمندی انسان در برابر پروردگار.
***
از پی توست این همه امید و بیم، هم تو ببخشای و ببخش ای کریم
بازگردانی:
این همه امید به بهشت و بیم از دوزخ به خاطر توست. ای بخشنده، ما را ببخش و نعمت عطا کن.
قلمرو زبانی:
از پی: به خاطر
بخشاییدن: آمرزیدن (بن ماضی: بخشا / بن مضارع: بخشود)
بخشیدن: ارزانی داشتن (بن ماضی: بخشید / بن مضارع: بخش)
قلمرو ادبی:
تضاد: امید ↔ بیم
شبهاشتقاق: «ببخشای» و «ببخش»
واجآرایی و واژهآرایی: تکرار «تو»
پیام:
درخواست بخشایش و بیان رحمت و کریمی خداوند.
***
چارهٔ ما ساز که بییاوریم، گر تو برانی به که روی آوریم؟
بازگردانی:
ما بییاوریم، ای خدا، خودت برای ما چارهای بساز. اگر ما را از درگاهت برانی، به چه کسی پناه ببریم؟
قلمرو زبانی:
یاور: یاریگر
راندن: دور کردن
که: چه کسی
قلمرو ادبی:
«روی آوردن»: کنایه از توجه و درخواست کردن
جناس ناهمسان: «به» و «که»
جناس همسان: «که» (حرف ربط) و «که» (اسم پرسشی)
پیام:
بیان درماندگی انسان و درخواست یاری از خداوند.
***
چون خجلیم از سخن خام خویش، هم تو بیامرز به انعام خویش
بازگردانی:
از سخنان ناپخته و نسنجیدهی خود شرمندهایم. ای خدا، ما را با احسان و بخشش خود بیامرز.
قلمرو زبانی:
خَجِل: شرمنده
اَنعام: احسان و بخشش (شبههمآوا با «اَنعام» به معنی چهارپایان)
قلمرو ادبی:
حسآمیزی و استعاره در «سخن خام» (سخن ناپخته، کنایه از ناپختگی گفتار)
ردیف و واژهآرایی: تکرار «خویش»
واجآرایی: تکرار صدای «خ»
پیام:
درخواست بخشش و آمرزش از خداوند مهربان.
***
پیش تو گر بیسر و پای آمدیم، هم به امید تو خدای آمدیم
بازگردانی:
اگر بیچیز و ناتوان نزد تو آمدهایم، به امید لطف و کرم تو آمدهایم.
قلمرو زبانی:
پیش: نزد، در برابر
قلمرو ادبی:
«بیسر و پا»: کنایه از تهیدست و ناتوان
جناس: «گر» و «سر» (به واسطهی شباهت آوایی)
واژهآرایی: تکرار «آمدیم» و «تو»
پیام:
بیان امید انسان به مهربانی و لطف پروردگار.
***
یار شو ای مونس غمخوارگان، چاره کن ای چارهٔ بیچارگان
بازگردانی:
ای همدم و یار دلسوزان، ما را یاری کن. ای درمانِ درماندگان، به فریاد ما برس.
قلمرو زبانی:
مونس: همدم و همنشین
غمخوار: دلسوز و مهربان
چارهکردن: درمان و کمکرساندن
بیچاره: ناتوان و درمانده
قلمرو ادبی:
واژهآرایی: تکرار «چاره»
واجآرایی: تکرار صدای «چ»
پیام:
درخواست کمک و پناه از خداوند مهربان.
***
جز درِ تو قبله نخواهیم ساخت، گر ننوازی تو، که خواهد نواخت؟
بازگردانی:
غیر از درگاه تو به جایی روی نمیآوریم. اگر تو ما را نوازش نکنی، چه کسی خواهد کرد؟
قلمرو زبانی:
نواختن: نوازش و دلجویی کردن
پرسش انکاری (نشانهی تأکید در معنا)
قلمرو ادبی:
جناس: «در» و «گر»
همریشگی (اشتقاق): «نوازی» و «نواخت»
واژهآرایی: تکرار «تو»
پیام:
نشاندهندهی توحید، امید به لطف الهی و ناتوانی انسان در برابر خداوند.

