معنی و ارایه نیایش فارسی دوازدهم – لطف تو

دانلود ویدیو

جواب تمرینات کتاب درسی

معنی نیایش فارسی دوازدهم – لطف تو

نیایش فارسی دوازدهم

معنی و آرایه های نیایش فارسی دوازدهم – صفحه 165

۱– الهی سینه‌ای ده آتش‌افروز / در آن سینه، دلی وان دل همه سوز

بازگردانی: خدایا به من سینه‌ای ببخش که شعله‌ورکنندهٔ آتش عشق باشد و در آن سینه دلی قرار بده که سراسر در آتش عشق بسوزد و عاشق باشد.

قلمرو زبانی:

  • الهی: منادا.
  • ده: بده، فعل امر.
  • آتش‌افروز: صفت فاعلی مرخم (کوتاه‌شده).
  • سوز: کوتاه‌شدهٔ «سوزنده».
  • فعل «باشد» در پایان مصراع دوم به قرینهٔ معنوی حذف شده است.
  • بیت: چهار جمله.

قلمرو ادبی:

  • قالب: مثنوی.
  • وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن.
  • سینه: مجاز از وجود.
  • آتش: استعاره از عشق.
  • آتش‌افروز: کنایه از سرشار از عشق بودن.
  • سوز: استعاره از عشق.
  • سینه و دل: واژه‌آرایی و تناسب.
  • واژه‌آرایی: تکرار واژه‌های «سینه» و «دل».

پیام: درخواست عاشق شدن و داشتن دلی پر از عشق.

***

۲– هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست / دل افسرده، غیر از آب و گل نیست

بازگردانی: هر دلی که آتش عشق و شور و احساس در آن وجود نداشته باشد، در حقیقت دل واقعی نیست؛ زیرا دل بی‌عشق و بی‌احساس، چیزی جز جسمی ساخته‌شده از آب و گل نیست.

قلمرو زبانی:

  • را در «دل را که سوزی نیست»: نشانهٔ مالکیت و دارندگی.
  • افسرده: بی‌ذوق، بی‌حال و بی‌بهره از معنویت.
  • سوز: استعاره از عشق یا اندوه عشق.
  • نیست در مصراع اول: فعل خاص به معنی «وجود ندارد».
  • بیت: سه جمله.

قلمرو ادبی:

  • افسرده: ایهام تضاد دارد:
    1. بی‌حال و غمگین.
    2. یخ‌زده و منجمد (در ارتباط با سوز).
  • واج‌آرایی: صامت «س».
  • آب و گل: مجاز از جسم.
  • نیست و دل: واژه‌آرایی.
  • دل و گل: جناس ناهمسان اختلافی.
  • سوز: استعاره از عشق یا اندوه عشق.

پیام: ارزش واقعی دل به داشتن عشق است.

***

۳– کرامت کن درونی دردپرورد / دلی در وی درون درد و برون درد

بازگردانی: خدایا به من درونی سرشار از عشق و درد عشق ببخش؛ دلی به من عطا کن که هم در درون و هم در ظاهر، سراسر عشق و درد باشد.

قلمرو زبانی:

  • کرامت کن: ببخش، عطا کن.
  • دردپرورد: پرورش‌یافته و ساخته‌شده از درد؛ صفت مفعولی کوتاه‌شده.
  • درون و برون: داخل و خارج.
  • بیت: سه جمله.

قلمرو ادبی:

  • دردپرورد: کنایه از سرشار بودن از عشق.
  • درون و برون: تضاد و مجاز از همه و سراسر.
  • دل: مجاز از وجود.
  • واج‌آرایی: حروف «ر»، «ن» و «د».
  • درون و درد: واژه‌آرایی.
  • درد: تکرار.

پیام: درخواست داشتن درد عشق و عاشقی.

***

۴– به سوزی ده کلامم را روایی / کز آن گرمی کند آتش گدایی

بازگردانی: خدایا به سخنان من چنان عشق و سوزی ببخش که ارزش و اعتبار پیدا کند؛ به گونه‌ای که حتی آتش از گرمی و شدت آن شگفت‌زده شود و به آن نیاز پیدا کند.

قلمرو زبانی:

  • روایی: ارزش، اعتبار و شایستگی.
  • مرجع «آن»: کلام.
  • گدایی کند: فعل مضارع التزامی.
  • بیت: دو جمله.

قلمرو ادبی:

  • سوز: استعاره از عشق.
  • گدایی کردن آتش: تشخیص (جان‌بخشی) و اغراق.
  • آتش، سوز، گرمی: تناسب (مراعات نظیر).
  • آتش از آن گرمی گدایی کند: کنایه از شدت و سوزناک بودن عشق.
  • مصراع دوم: اغراق.

پیام: درخواست سخنی سرشار از عشق و احساس.

***

۵– دلم را داغ عشقی بر جبین نه / زبانم را بیانی آتشین ده

بازگردانی: خدایا دلم را با عشق خود نشان‌دار و سرشار از محبت کن و به زبانم سخنی گرم، پرشور و عاشقانه عطا کن.

قلمرو زبانی:

  • جبین: پیشانی.
  • نه: قرار بده؛ فعل امر از «نهادن».
  • را در «دلم را»: نشانهٔ فک اضافه (داغ عشقی بر جبینِ دلم نه).
  • را در «زبانم را»: حرف اضافه به معنای «به».
  • داغ نهادن: نشان کردن؛ در گذشته برای شناختن بندگان و بردگان، گاهی نشانی بر بدن آنان می‌گذاشتند.
  • داغ عشقی: عشق و محبت شدید.
  • بیت: دو جمله.

قلمرو ادبی:

  • جبین دلم: اضافهٔ استعاری و تشخیص.
  • داغ عشق: اضافهٔ تشبیهی.
  • زبان: مجاز از سخن یا سخنور.
  • نه و ده: جناس ناهمسان اختلافی.
  • مصراع اول: کنایه از عاشق و بندهٔ همیشگی خدا شدن.
  • بیان آتشین: حس‌آمیزی و کنایه از سخن گرم، گیرا و تأثیرگذار.
  • دل، جبین، زبان: تناسب.
  • داغ: ایهام تناسب:
    1. سوزان و داغ.
    2. نشان و علامت.

پیام: درخواست عشق و دلدادگی به خداوند.

***

۶– ندارد راه فکرم روشنایی / ز لطفَت پرتوی دارم گدایی

بازگردانی: خدایا فکر و اندیشهٔ من راه روشنی ندارد؛ از لطف و عنایت تو درخواست پرتوی از نور و هدایت دارم.

قلمرو زبانی:

  • پرتو: نور، فروغ و روشنایی.
  • لطف: مهربانی و عنایت.
  • بیت: دو جمله.

قلمرو ادبی:

  • راه فکر: اضافهٔ تشبیهی.
  • نداشتن روشنایی: کنایه از گمراه بودن.
  • پرتو لطف: استعارهٔ مکنیه (لطف مانند نوری تصور شده است).
  • واج‌آرایی: حرف «ر».

پیام: درخواست یاری از خدا برای یافتن راه درست.

***

۷– اگر لطف تو نبود پرتوانداز / کجا فکر و کجا گنجینهٔ راز؟

بازگردانی: خدایا اگر لطف و هدایت تو که روشنگر راه است وجود نداشته باشد، فکر و اندیشهٔ انسان چگونه می‌تواند به شناخت رازهای الهی برسد؟

قلمرو زبانی:

  • پرتوانداز: روشن‌کننده و روشنگر؛ صفت فاعلی کوتاه‌شده.
  • مصراع دوم: پرسش انکاری.
  • بیت: سه جمله.

قلمرو ادبی:

  • لطف تو پرتوانداز: استعارهٔ مکنیه؛ لطف مانند چراغی تصور شده که نور می‌دهد.
  • گنجینهٔ راز: اضافهٔ تشبیهی.
  • کجا … کجا: واژه‌آرایی.
  • کل بیت: پرسش انکاری.

پیام: لطف الهی راهنمای انسان در مسیر زندگی و شناخت حقیقت است.

***

۸– به راه این امید پیچ در پیچم / مرا لطف تو می‌باید، دگر هیچ

بازگردانی: خدایا برای پیمودن این راه دشوار و پرپیچ‌وخم امید، فقط لطف و یاری تو را می‌خواهم و به چیز دیگری نیاز ندارم.

قلمرو زبانی:

  • به در «به راه»: به معنای «در».
  • راه: منظور راه عشق و شناخت خداوند است.
  • را در «مرا»: نشانهٔ مالکیت و دارندگی.
  • می‌باید: لازم است، نیاز است.
  • بیت: دو جمله.

قلمرو ادبی:

  • راه پیچ در پیچ: کنایه از راه دشوار و پرمشکل.
  • پیچ و هیچ: جناس.
  • واژه‌آرایی: تکرار واژهٔ «پیچ».
  • واج‌آرایی: حرف «چ».

پیام: امید داشتن به لطف و کمک خداوند.

لیست جزوه های مربوط به این درس

جزوه نیایش فارسی دوازدهم
(3 صفحه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *