معنی ستایش فارسی دوازدهم – ملکا ذکر تو گویم

دانلود ویدیو

جواب تمرینات کتاب درسی

معنی و آرایه های ستایش فارسی دوازدهم

ستایش فارسی دوازدهم

معنی ستایش فارسی دوازدهم – صفحه 10

۱ملکا، ذکر تو گویم که تو پاکیّ و خدایی / نروم جز به همان ره که توام راهنمایی

بازگردانی: ای پروردگار! تنها تو را می‌ستایم؛ زیرا تو پاک و شایسته پرستشی. من فقط در راهی گام برمی‌دارم که تو آن را به من نشان داده و هدایتم کرده‌ای.

قلمرو زبانی:

  • مَلِک: پادشاه، خداوند.
  • ذکر: یاد کردن؛ در این بیت به معنای ستایش و یاد خداست.
  • ملکا: ای پادشاه؛ «ای» حرف ندا و «ملکا» منادا است.
  • ـَم در «توام»:
    ۱. مضاف‌الیه (راهنمایِ من)
    ۲. متمم (راه را به من)
  • ذکر: نقش مفعول دارد.
  • پاک، خدا و راهنما: نقش مسند دارند.
  • این بیت از شش جمله تشکیل شده است.

 

قلمرو ادبی:

  • ملکا استعاره‌ای از خداوند است.
  • این بیت تلمیح به آیات قرآن، به‌ویژه سورهٔ حمد دارد.

***

۲همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم / همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

بازگردانی: همیشه درِ رحمت تو را می‌جویم و تنها خواهان لطف و بخشش تو هستم. همواره یگانگی تو را بر زبان می‌آورم؛ زیرا فقط تو شایسته یکتاپرستی هستی.

قلمرو زبانی:

  • همه: در اینجا به معنی فقط و تنها.
  • فضل: بخشش، کرم و لطف.
  • پوییدن: جست‌وجو کردن، حرکت برای رسیدن به هدف یا به دست آوردن چیزی.
  • که: به معنی زیرا.
  • سزا: شایسته و لایق.
  • درگاه: آستان و پیشگاه.
  • بیت شامل چهار جمله است.
  • همه: نقش قید دارد.
  • درگاه و توحید: نقش مفعول دارند.
  • سزا: نقش مسند دارد.

 

قلمرو ادبی:

  • میان جویم، پویم و گویم آرایهٔ جناس ناقص اختلافی دیده می‌شود.
  • واژه‌های همه، تو و توحید دارای آرایهٔ تکرار هستند.
  • عبارت «همه توحید تو گویم» به آیهٔ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» اشاره دارد.
  • عبارت «همه درگاه تو جویم» نیز تلمیح به آیهٔ «إِیّاکَ نَعْبُدُ وَإِیّاکَ نَسْتَعِینُ» است.

***

۳تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی / تو نمایندهٔ فضلی تو سزاوار ثنایی

بازگردانی: تو دانا، بزرگ، بخشنده و بسیار مهربان هستی. تو سرچشمه و جلوهٔ بخشش هستی و سزاوار هرگونه ستایش و سپاسی.

قلمرو زبانی:

  • حکیم: دانای کامل و درست‌کردار.
  • عظیم: بسیار بزرگ و والا.
  • کریم: بسیار بخشنده و از صفات خداوند.
  • رحیم: بسیار مهربان.
  • نماینده: آشکارکننده و نشان‌دهنده.
  • فضل: بخشش و کرم.
  • ثنا: ستایش و سپاس.
  • این بیت از شش جمله تشکیل شده است.
  • ی در پایان واژه‌ها، صورت کوتاه‌شدهٔ فعل هستی است.

 

قلمرو ادبی:

  • تکرار صدای «ی» باعث ایجاد واج‌آرایی شده است.
  • واژه‌های حکیم، عظیم، کریم و رحیم آرایهٔ مراعات نظیر دارند.
  • تکرار واژهٔ تو آرایهٔ تکرار را پدید آورده است.
  • مصراع نخست با اشاره به صفات الهی، تلمیحی به آیات قرآن دارد.

***

۴نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی / نتوان شِبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

بازگردانی: نمی‌توان تو را آن‌گونه که شایسته است توصیف کرد؛ زیرا عقل و فهم انسان توان درک حقیقت تو را ندارد. همچنین هیچ موجودی را نمی‌توان همانند تو دانست؛ چون در خیال و تصور انسان نمی‌گنجی.

قلمرو زبانی:

  • شِبه: مانند، همانند، همتا.
  • وهم: خیال، پندار، تصور.
  • وصف و شِبه: نقش مفعول دارند.
  • فهم و وهم: نقش متمم دارند.

 

قلمرو ادبی:

  • فهم و وهم: آرایهٔ جناس ناقص اختلافی.
  • تکرار صدای «ن» باعث ایجاد واج‌آرایی شده است.
  • مصراع دوم تلمیح به آیهٔ «لَیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ» دارد.
  • واژه‌های تو و گفتن دارای آرایهٔ تکرار هستند.

***

۵همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینی / همه نوری و سروری، همه جودی و جزایی

بازگردانی: تمام وجود تو سرشار از بزرگی، شکوه، دانایی، یقین، روشنایی، شادی، بخشندگی و پاداش نیک است.

قلمرو زبانی:

  • عزّ: ارجمندی، سربلندی، بزرگی.
  • جلال: شکوه، بزرگواری و عظمت.
  • یقین: اطمینان کامل، بی‌شک بودن.
  • سرور: شادی و خوشحالی.
  • جود: بخشندگی، سخاوت.
  • جزا: پاداش نیکی.
  • این بیت از هشت جمله تشکیل شده است.
  • همه: نقش قید دارد.
  • عزّ، جلال، علم، یقین، نور، سرور، جود و جزا: همگی نقش مسند دارند.
  • ی در پایان واژه‌ها، شکل کوتاه‌شدهٔ فعل هستی است.

 

قلمرو ادبی:

  • واژه‌های عزّ، جلال، علم، یقین، نور، سرور، جود و جزا دارای آرایهٔ تناسب (مراعات نظیر) هستند.
  • تکرار مصوت «ی» سبب ایجاد واج‌آرایی شده است.
  • واژهٔ همه آرایهٔ تکرار دارد.
  • عزّ و جلال تلمیحی به عبارت «یا ذَاالجَلالِ وَالإِکرام» است.
  • عبارت «همه نوری» به آیهٔ «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» اشاره دارد.

***

۶همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی / همه بیشی تو بکاهی، همه کمّی تو فزایی

بازگردانی: تو از همه رازهای پنهان آگاهی و همه عیب‌های بندگان را می‌پوشانی. کم و زیاد شدن هر چیز نیز به اراده و قدرت تو انجام می‌شود.

قلمرو زبانی:

  • بکاهی: کم کنی.
  • فزایی: افزایش دهی.
  • این بیت از چهار جمله به شیوهٔ بلاغی تشکیل شده است.
  • غیب، عیب، بیش و کم: همگی نقش مفعول دارند.

 

قلمرو ادبی:

  • غیب و عیب: آرایهٔ جناس ناقص اختلافی.
  • بیش و کم و نیز بکاهی و فزایی: آرایهٔ تضاد.
  • مصراع نخست تلمیح به آیات قرآن دربارهٔ غیب‌دانی (عَلّامُ الغُیوب) و عیب‌پوشی (سَتّارُ العُیوب) خداوند دارد.
  • مصراع دوم به آیهٔ «تُعِزُّ مَن تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَن تَشاءُ» اشاره دارد.
  • واژه‌های همه و تو دارای آرایهٔ تکرار هستند.

***

۷لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید / مگر از آتش دوزخ بُوَدش روی رهایی

بازگردانی: سنایی با تمام وجود یگانگی تو را می‌ستاید، به این امید که از آتش و عذاب دوزخ نجات پیدا کند.

قلمرو زبانی:

  • مگر: امید است، شاید.
  • روی: به معنی امکان، چاره.
  • ـش در بُوَدش به معنی برای او است، نقش متمم دارد و مرجع آن سنایی است.
  • این بیت از دو جمله تشکیل شده است.

 

قلمرو ادبی:

  • لب و دندان و نیز آتش و دوزخ آرایهٔ تناسب دارند.
  • لب و دندان مجاز از تمام وجود است.
  • روی دارای ایهام است:
  1. چاره و امکان.
  2. چهره (که با «لب و دندان» تناسب دارد).
  • مصراع دوم تلمیح به آیهٔ «وَ قِنا عَذابَ النّار» دارد.
  • آتش مجاز از عذاب است.
  • سنایی تخلّص شاعر است.
  • مگر نیز دارای ایهام است:
  1. امید است.
  2. شاید.

لیست جزوه های مربوط به این درس

جزوه ستایش و درس اول فارسی دوازدهم - شکر نعمت
(22 صفحه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *