تدریس درس اول فارسی دهم – معنی شعر چشمه

دانلود ویدیو

جواب تمرینات کتاب درسی

درس اول فارسی دهم

معنی شعر درس اول فارسی دهم – صفحه 13

گشت یکی چشمه ز سنگی جدا   /   غُلغُله زن ، چهره نما ، تیز پا

بازگردانی: چشمه ای جوشان، خودنما و تندرو از تخته سنگی جدا شد (بیرون زد و جاری شد)

گه به دهان بر زده کف، چون صدف   /   گاه چو تیری که رود بر هدف

بازگردانی: چشمه گاه مانند صدف، بر اثر خروشندگ ی دهانش کف آلود می شد و گاهی چون تیری راست و سریع به سوی هدف میرفت.

گفت: درین معرکه یکتا منم  /   تاج سر گُلبن و صحرا، منم

بازگردانی: چشمه با خود گفت: من در بین عناصر خلقت و موجودات بی مانند هستم و سرور و بزرگ باغ و دشت هستم.

چون بدوم ، سبزه در آغوش من   /    بوسه زند بر سر و بر دوش من

بازگردانی: وقتی تند و تیز حرکت کنم (جاری می شوم) سبزه در آغوش من (سبزه ی قرار گرفته بر کناره های جوی آب) سر و تن را غرق بوسه می کند.

معنی شعر چشمه فارسی دهم – صفحه 14

چون بگشایم ز سر مو ، شکن   /   ماه ببیند رخ خود را به من

بازگردانی: هرگاه چین موهایم را بگشایم ( کنایه( ماه چهره ی زیبا ی خود را در آیینه من )آب زلال من( می بیند. اگر موج نداشته باشم و آرام باشم ماه رخ خود را در من می بیند.

قطره باران که در افتد به خاک  /  زو بدهد بس گهر تابناک

بازگردانی: قطرۀ باران که به من زمین می افتد، گل هایی چون مروارید درخشان را می رویاند.

در بر من ره چو به پای ان برد  /   از خجلی سر به گر یبان برد

بازگردانی: قطرۀ باران وقتی سفر دراز خود را در آغوش من به پایان می برد )با همۀ شان و عظمتی که دارد( از شرمندگی سرافکنده خواهد شد.

ابر ، زمن حامل سرمایه شد  /   باغ ، ز من صاحب پیرایه شد

بازگردانی: ابرسرمایه خود را از من می گیرد )اشاره است به بخار شدن آب و شکل گرفتن ابر در آسمان( و باغ زیبایی و زینت خودش را از من به دست می آورد.

گل به همه رنگ و برازندگی  /  می کند از پرتو من زندگی

بازگردانی: گل با همۀ زیبایی و شکوهش، از برکت روشنی وجود من زندگی می کند.

در بن این پردۀ نیلوفر ی /   کیست کند با چو منی همسری ؟

بازگردانی: زیر این آسمان آبی چه کسی می تواند با من برابری کند و هم شان من است؟

زین نمط آن مست شده از غرور  /   رفت و ز مبدا چو کمی گشت دور

بازگردانی: با این شیوه؛ چشمۀ زیبای مست شده از تکبرش به پیش می رفت. وقتی که کمی از سرچشمه اش دور شد…

دید یکی بحر خروشنده ا ی  /   سهمگنی ، نادره جوشنده ای

بازگردانی: ناگهان دریایی خروشان را رو در روی خود دید. دریایی ترسناک با جوششی بی مانند

نعره بر آورده ، فلک کرده کر  /   دیده سیه کرده ، شده زَهره در

بازگردانی: دریا فریاد بلندی برآورد و گوش فلک را ناشنوا کرده بود و چشمان سیاهش ، زهره ی بیننده را پاره م ی کرد.

راست به مانند یکی زلزله  /   داده تنش بر تن ساحل یله

بازگردانی: دقیقاً مثل زلزله ای بود که تنش را بر تن ساحل تکیه داده بود.

چشمۀ کوچک چو به آنجا رسید  /   وان همه هنگا مۀ دریا بدید

بازگردانی: چشمۀ کوچک وقتی به آن جایگاه رسید و آن هم عظمت و غوغای دریا را دید …

خواست کزان ورطه قدم درکشد  /   خویشتن از حادثه برتر کشد

بازگردانی: تصمیم گرفت خودش را از آن جای خطرناک کنار بکشد و از آسیب دریا در امان مانَد

لیک چنان خیره و خاموش ماند  /   کز همه شیرین سخنی گوش ماند

بازگردانی: امّا چنان شگفت زده و خاموش در جای خودش ساکت ماند که همۀ شیرین سخنی خود را از یاد برد و خاموش شد.

لیست جزوه های مربوط به این درس

جزوه درس اول فارسی دهم - چشمه
(19 صفحه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *