جواب درس دوم فلسفه یازدهم انسانی
جواب درس 2 فلسفه یازدهم
جواب دسته بندی صفحه 12 فلسفه یازدهم
گزاره های فلسفی زیر، نظر برخی فیلسوفان درباره موضوعات مختلف فلسفی است. اگر دقت کنید، می بینید برخی از آنها اساسی تر و بنیادی تر هستند. این گزاره ها را در ردیف یک و بقیه را در ردیف دو علامت بزنید؟
پاسخ:
| 1 | 2 |
| 2 – هستی یک وجود بی انتهاست و حد و مرزی ندارد. | 1 – انسان ذاتا به زندگی اجتماعی گرایش دارد. (مدنی بالطبع است) |
| 6 – درک واقعیت های هستی امکان پذیر است. | 3 – اساس حکومت و سیاست را قدرت تشکیل می دهد. |
| 8 – قانون علیت در سراسر عالن جاری و ساری است. | 4 – زندگی را با امید به آینده بنا کن، زیرا جهان طراحی دقیقی دارد. |
| 9 – موجودات جهان به دو دسته زوال پذیر و زوال ناپذیر تقسیم می شوند. | 5 – تاریخ انسان از قانونمندی خاصی پیروی میکند. |
| 10 – راه های مختلفی برای شناخت جهان وجود دارد. | 7 – برخی از فضائل اخلاقی ذاتا ارزشمند هستند. |
جواب بررسی صفحه 13 فلسفه یازدهم
بار دیگر به فعالیت ابتدای درس بازگردید و ببینید که کدام یک از گزاره ها مربوط به وجودشناسی و کدام مربوط به معرفت شناسی است.
پاسخ:
| وجود شناسی | معرف شناسی |
| گزاره های 2-8-9 مربوط به وجود شناسی می باشند | گزاره های 1-3-4-5-6-7-10 مربوط به معرفت شناسی می باشند. |
جواب تکمیل کنید صفحه 15 فلسفه یازدهم
نام فلسفه های مضافی را که میدانید، در دایره های خالی بنویسید.
پاسخ:
جواب تطبیق صفحه 16 درس دوم فلسفه یازدهم
به این کلمات و اصطلاحات توجه کنید: مالکیت خصوصی، مالکیت دولتی، عدالت، آزادی، سرمایه داری، بیمه های فراگیر، تعاونیهای اقتصادی، مدارس خصوصی، مدارس دولتی؛ این کلمات، با کدام یک از دو دیدگاه در فلسفە علوم اجتماعی تناسب بیشتری دارند؟
پاسخ:
| کلمات و اصطلاحات | |
| اصالت فرد | مالکیت خصوصی، آزادی، سرمایه داری، مدارس خصوصی |
| اصالت جامعه | مالکیت دولتی، عدالت، بیمه های فراگیر، تعاونی های اقتصادی مدارس دولتی |
جواب دسته بندی صفحه 17 فلسفه یازدهم
بار دیگر به فعالیت ابتدای درس بازگردید و نام فلسفه مضاف هر یک از گزاره ها را که به شاخه های فلسفه مربوط میشوند، رو به روی آنها بنویسید.
پاسخ:
| گزاره | نام فلسفه مضاف |
| 1 – انسان ذاتا به زندگی اجتماعی گرایش دارد (مدنی بالطبع است) | فلسفه اجتماع یا فلسفه جامعه شناسی |
| 3 – اساس حکومت و سیاست را قدرت تشکیل می دهد. | فلسفه سیاست |
| 4 – زندگی را با امید به آینده بنا کن، زیرا جهان طراحی دقیقی دارد. | انسان شناسی فلسفی |
| 5 – تاریخ انسان از قانون مندی های خاصی پیروی میکند. | فلسفه تاریخ |
| 6 – درک واقعیت های هستی امکان پذیر است. | فلسفه اخلاق |
جواب به کار ببندیم صفحه 18 فلسفه یازدهم
علی و دوستش در مورد موضوع علم فیزیک بحث میکنند. علی معتقد است موضوع فیزیک در فلسفه تعریف و اثبات میشود اما دوستش اعتقاد دارد فیزیک هیچ ربطی به فلسفه ندارد، زیرا برخی از فیزیکدانان به اثبات موضوع فیزیک پرداختهاند.
علی و دوستش در مورد جایگاه فلسفه در علم فیزیک بحث میکنند.
پاسخ:
دیدگاه علی: او معتقد است که اساس و مبنای علم فیزیک در فلسفه تعریف و اثبات میشود.
دیدگاه دوست علی: دوستش با این نظر مخالف است و میگوید فیزیک و فلسفه هیچ ارتباطی با هم ندارند، چون فیزیکدانان خودشان موضوعات این علم را اثبات میکنند.
پرسش :
نظر شما در این باره چیست؟ وقتی یک فیزیکدان به اثبات مفاهیم علمی حوزه خودش میپردازد، آیا در حال انجام وظایف یک فیزیکدان است یا وارد قلمرو دیگری شده؟ نظر خود را با دلیل برای کلاس توضیح دهید.
پاسخ:
رابطه بین فیزیک و فلسفه، موضوعی است که در شاخهای به نام «فلسفه فیزیک» به آن پرداخته میشود. امروزه کتابها و مقالات فراوانی وجود دارند که به تبیین این رابطه و دیدگاههای مختلف در این حوزه میپردازند.
علم فیزیک با مفاهیمی بنیادین مانند:
- ماهیت شناخت ما از طبیعت
- اعتبار و درستی روشهای آزمایشی (آزمایشگری)
- چگونگی کاربرد این روشها در درک پدیدههای طبیعی
- اصول کلی حاکم بر طبیعت، مانند اصل علیت (هر پدیدهای علتی دارد)
- و بهویژه مفهوم حرکت و وجودِ اشیاء طبیعی
سروکار دارد. این موضوعات در «فلسفه طبیعت» (که یکی از شاخههای فلسفه است و با فیزیک نسبت نزدیکی دارد) قابل بررسی و اثبات هستند.
اما نکته مهم این است که علم فیزیک به تنهایی «ماهیت» و «وجود» اشیاء را به معنای فلسفی اثبات نمیکند. بلکه فیزیک به مسائل مربوط به حوزه خود میپردازد و آنها را با روشهای علمی (مشاهده، آزمایش، مدلسازی) بررسی میکند.
مثالهایی از قضایای علمی/فیزیکی با پشتوانه فلسفی:
«اگر دستم را در آتش بگذارم، میسوزد.»
«همه فلزات با افزایش دما منبسط میشوند.»
«اگر آب در دمای ۱۰۰ درجه جوش نیاید، احتمالاً ناخالصی دارد.»
این قضایا، گرچه علمی و فیزیکی به نظر میرسند، اما ریشه در مفاهیم فلسفی دارند. مثلاً در قضیه اول، ما از اصل علیت (هر پدیدهای علتی دارد) و سنخیت علل و معلولها (هر علتی، معلول خاص خود را دارد) استفاده میکنیم. این یعنی دانشمند فیزیک، در عین انجام وظایف علمی خود، ناگزیر از بهرهگیری از چارچوبهای فلسفی برای درک و اثبات مفاهیم بنیادی است. بنابراین، کار او هم فیزیک است و هم در سطحی، با قلمرو فلسفه درآمیخته است، چرا که اصول بنیادیِ استدلال و شناخت را به کار میگیرد.

