درس ششم فارسی نهم
گروه فعلی ( 1 ) زمان حال مضارع
قبل از اینکه زمان حال مضارع را مورد مطالعه قرار بدهیم , تعریف گروه و گروه فعلی را میداشته باشیم.
گروه چیست؟
گروه مجموعه ای از یک یا چند واژه است ، که در نحو جمله همچون یگانی مستقل عمل میکند. هر گروه هسته ای دارد که میتواند یک یا چند وابسته داشته باشد.
انواع گروه در زبان فارسی
3 نوع گروه در زبان فارسی داریم که عبارتند از :
- گروه اسمی
- گروه فعلی
- گروه قیدی
انواع گروه فعلی
انواع گروه فعلی ( انواع فعل ) سه دسته میباشد:
- فعل ماضی
- فعل مضارع
- فعل مستقبل
انواع ماضی و مضارع در فارسی نهم
گروه فعلی | ||
| گذشته ( ماضی ) | حال ( مضارع ) | آینده |
| ماضی ساده ماضی استمراری ماضی نقلی ماضی التزامی ماضی بعید ماضی مستمر ماضی بعید نقلی | مضارع اخباری مضارع التزامی مضارع مستمر | مستقبل |
فعل های ماضی و مضارع فارسی نهم
زمان حال مضارع
این فعل ها بر انجام کاری در زمان حال دلالت میکنند , از این رو به آنها « مضارع » گفته میشود.
انواع فعل مضارع
گروه فعلی مضارع به سه نوع زیر میباشد.
- مضارع اخباری
- مضارع التزامی
- مضارع مستمر
شناسه های فعل های مضارع به همراه شخص و شمار آنها عبارتند از:
| شخص و شمار | شناسه فعل مضارع |
| اول شخص مفرد | ـَ م |
| دوم شخص مفرد | ی |
| سوم شخص مفرد | ـَ د |
| اول شخص جمع | یم |
| دوم شخص جمع | ید |
| سوم شخص جمع | ـَ ند |
مضارع التزامی و اخباری در فارسی نهم
1 – مضارع اخباری
بر انجام گرفتن کاری و بیان خبری در زمان حال دلالت دارد. مانند : می خوانم.
ساخت مضارع اِخباری:
| نشانه | بن مضارع | شناسه |
| می | رو | -مَ |
مثال: من به مدرسه می روم.
2 – مضارع التزامی
وقوع کاری را در زمان حال با تردید , شک , شرط یا آرزو بیان میکند.
ساخت مضارع التزامی:
| نشانه | بن مضارع | شناسه |
| ب | خوان | ی |
مثال: تا درس بخوانی.
3 – مضارع مستمر
جریان انجام کاری را در زمان حال بیان میکند.
ساخت مضارع مستمر
| فعل کمکی | شناسه | نشانه | بن مضارع | شناسه |
| دار | یم | می | بین | یم |
مثال: داریم می بینیم.
جواب خودارزیابی درس 6 فارسی نهم – صفحه 50
1 – هنگام سخن گفتن دیگران به چه نکاتی باید توجه کرد؟
جواب:
حرف کسی را قطع نکنیم
در گفت و گوی دیگران دخالت و دقت نکنیم
به حرف دیگران دزدیده گوش ندهیم
سوالات بیهوده نکنیم و فقط سوالات مربوط به موضوع را مطرح کنیم .
2 – بیت زیر با کدام بخش درس ، ارتباط معنایی دارد؟
بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
جواب: به غم مردمان شادی مکن تا مردمان نیز به غم تو شادی نکنند. داد ده تا داد یابی. خوب گوی تا خوب شنوی .
3 – یک زندگی موفقیت آمیز چه ویژگی هایی دارد؟
جواب: برنامه ریزی شده باشد، آرامش خاطر داشته باشد، موفقیت در کار داشته باشد، همکاری و تعامل و به همراه داشته باشد و دارای خانواده خوشحال و موفق باشد .
فعالیت های نوشتاری درس 6 فارسی نهم – صفحه 52
1 – هم خانواده واژه های زیر را از متن درس دریابید و بنویسید.
اتهام ، اقناع ، طعنه ، مقدم ، استماع ، مقطوع ، مطلب ، مقتدر ، مجتهد، اصیل
جواب:
اتّهام = تهمت
اقناع = قانع
طعنه = طعن
مقدّم = متقدم
استماع = سمع
مقطوع = قطع
مطلب = طالب ، مطالب
مقتدر = قادر
مجتهد = جهد
اصیل = اصل
2 – فعل های مضارع را مشخص کنید و نوع آنها را بنویسید .
« اینک دارم برای شما مینویسم، شاید بخوانید و به کار بندید؛ هرگاه ذهنتان را از کژاندیشی بپیرایید، دلتان را از احساس ناروا بشویید و از بی رسمیها بپرهیزید، خداوند با شما همراه میشود؛ پست و بلند آوای درونتان را میشنود و رفتار شما را به سامان میآورد.»
جواب:
دارم (مضارع اخباری)
مینویسم (مضارع اخباری)
بخوانید (مضارع التزامی)
بندید (مضارع التزامی)
بپیرایید (مضارع التزامی)
بشویید(مضارع التزامی)
بپرهیزید (مضارع التزامی)
میشود (مضارع اخباری)
میشنود (مضارع اخباری)
میآورد (مضارع اخباری)
3 – « گوهرِ تن ، از گوهرِ اصل ، بهتر بوَد »عبارت زیر را در یک بند، توضیح دهید.
جواب: داشتن اصل و نصب، پدر و مادر با سواد خاندان اصیل خوب است، اما اگر انسان از گوهر وجودی خود و گوهر تنش استفاده من، و با علم، دانش و تلاش گوهر اکتسبابی خودش به جایی برسد و گوهر تن هم داشته باشد بهتر است، زیرا گوهر تن همیشگی است .
حکایت شو خطر کن فارسی نهم – صفحه 53
معنی حکایت شو خطر کن فارسی نهم – درس 6
امیر خراسان را پرسیدند که تو فردی فقیر و بیچیز بودی و شغلی پست داشتی ، به امیری خراسان چون افتادی؟
معنی: از امیر خراسان پرسیدند که فرد تهی دست و بی ارزشی بودی و شغل و حرفه بی پست و بی ارزشی داشتی. چطور شد که تو امیر خراسان شدی؟
گفت : روزی دیوان حنظله بادغیسی همی خواندم , بدین دو بیت رسیدم:
مهتری گر به کام شیر در است / شو ، خطر کن ز کام شیر بجوی
یا بزرگی و ع ز و نعمت و جاه / یا چو مردانْت مرگ ، رویاروی
معنی: گفت: در یک روزی دیوان اشعار « حنظله بادغیسی » را میخواندم و به این دو بیت رسیدم:
اگر بزرگی و سرور ، در دهان شیر باشد ، برو و اقدام به کاری خطرناک کن و آن را از دهان شیر بگیر
یا باید بزرگی و ارجمندی و ثروت و مقام بیابی ، یا که مثل مردان بزرگ با مرگ روبرو شوی
داعیهای در باطن من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که اندر بودم ، راضی نتوانستم بود. داراییام بفروختم و اسب خریدم و از وطن خویش، رحلت کردم .
معنی: انگیزه ای در دلم پیدا شد که اصلا نتوانستم به وضعیتی که داشتم راضی باشم. تمام ثروت و چیزی را که داشتم را فروختم و اسبی خریدم و از سرزمین خود دور شدم و سفر کردم.
به دولت صفاریان پیوستم. هر روز بر شکوه و شوکت و لشکر من افزوده میگشت و اندک اندک کارِ من بالا گرفت و ترقی کرد تا جملهٔ خراسان را به فرمان خویش درآوردم. اصل و سبب ، این دو بیت بود .
معنی: به حکومت صفاریان پیوستم. هر روز عظمت و مقام و لشکر من بیشتر می شد و کم کم در کارهایم پیشرفت و ترقی کردم تا همه خراسان را تحت فرمان خود در آوردم. این دو بیت دلیل و باعث این اتفاقات شد.


