تدریس درس پنجم عربی هشتم – قواعد درس 5

دانلود ویدیو

جواب تمرینات کتاب درسی

درس پنجم عربی هشتم

درس 5 عربی1

قواعد درس پنجم عربی هشتم

ما در عربی هشتم

حرف ( ما )

حرف ( ما ) در زبان عربی دو معنی و کاربرد دارد.

کاربرد اول ( ما ) : به صورت منفی کردن افعال ماضی است.

مثال

انا ذهبتُ .  ( من رفتم )                                انا ما ذهبتُ . ( من نرفتم )

نحن کتبنا . ( ما نوشتیم )                             نحن ما کتبنا . ( ما ننوشتیم )

گاهی حرف ما افزون بر فعل ماضی , فعل مضارع را نیز منفی میکند. مانند:

ما یعلم.

نمی داند.

کاربرد دوم ( ما ) : کلمات و اسم استفهام پرسشی که برای سوال کردن چیستی است.

مثال:

ما هو ؟ ( او چیست )                  جواب: هو الحقیبه ( او کیف است. )

ما هو هدفک؟ ( هدفت چیست )

در جواب این کلمه پرسشی ( چیستی یک موضوع ) باید همیشه اسم یک شی را بگوییم. نمیتوانیم اسم انسان را بگوییم. مگر اینکه خودش در سوال مشخصا هدف را پرسیده باشد.

هر گاه بعد از حرف اضافه ( ما ) فعل داشتیم, ( ما ) اومده تا منفی کنه.

هر گاه بعد از حرف اضافه ( ما ) فعل نیامده باشد( مثلا : میتونه ضمیر بیاد ). ( ما ) اومده تا سوال بپرسه.


جواب درس پنجم عربی هشتم

جواب درس 5 عربی هشتم

جواب عربی هشتم درس پنجم

معنی صفحه 63 عربی هشتم

اَلصَّداقَةُ

دوستی

عربی هشتم درس 5

معنی:  «اسرین» دانش‌آموز کلاس دوم راهنمایی متوسطه است. او از «سنندج» به «تهران» آمده است. او در مدرسه دانش‌آموز جدیدی است و به مدت دو هفته تنها ماند.

معنی: در هفتهٔ سوم، روز شنبه یکی از هم‌کلاسی‌هایش به نام «آیلار» به سویش آمد. و در حیاط مدرسه با او شروع به صحبت کرد.

عربی هشتم صفحه 63

معنی صفحه 63 و 64 عربی هشتم

اَلْحِوارُ بَيْنَ الطّالِبَتَينِ » أَسْرين « وَ » آيلار «

گفت‌وگو میان دو دانش‌آموز «آیلار» و «اسرین»

 کَیفَ حالُکِ؟
– حالت چطور است؟
الْحَمدُ لِلّهِ؛ جَیِّدَهٌ وَ کَیفَ أنتِ؟
– خدا را شکر؛ خوبم حال تو چطور است؟
أنَا بِخَیرٍ. مَا اسْمُکِ؟
– من خوبم، نامت چیست؟
اِسْمی أَسرین.
– نامم اسرین است.
اِسمٌ جَمیلٌ. ما مَعْناهُ؟
– اسم زیبایی است. معنی آن چیست؟
«أسْرین» بِالْکُردیَّهِ بِمَعنَی الدَّمْع. وَ مَا اسْمُکِ؟
– أسرین به زبان کردی یعنی اشک، اسم تو چیست؟
اِسمی آیلار.
– نامم آیلار است.
ما مَعنَی اسْمِکِ؟
– معنی نامت چیست؟
آیلار بِالتُّرکیَّهِ بِمَعنَی الْأَقْمارِ.
– آیلار به زبان ترکی به معنای ماه‌ها است.
اِسْمٌ جَمیلٌ جِدّاً وَ مَعناهُ جَمیلٌ أَیضاً.
– اسم بسیار زیبایی است و معنای آن هم زیباست.
مِنْ أَیِّ مَدینَهٍ أنتِ؟
– تو اهل چه شهری هستی؟
أنَا مِنْ سنندج. أَ أَنتِ مِنْ طهران؟
– من اهل سنندج هستم آیا تو اهل تهران هستی؟
لا؛ أنَا مِنْ تبریز وَ ساکِنَهٌ هُنا.
– نه، من اهل تبریزم و اینجا ساکنم.
فَأَنتِ مِثْلی أَیضاً.
– پس تو هم مثل من هستی.
لِماذا جِئْتُم إلَی طهران؟
– چرا به تهران آمدید؟
لَِأَنَّ والِدی فی مُهِمَّهٍ إداریَّهٍ .
– زیرا پدرم مأموریت اداری دارد.
کَمْ سَنَهً مُهِمَّهُ والِدِکِ؟
– مأموریت پدرت چند سال است؟
– سَنَتَینِ.
– دو سال.
أینَ بَیتُکُم؟
– خانه‌تان کجاست؟
فی ساحَهِ خُراسان.
– در میدان خراسان.
عَجَباً. بَیتُنا فی نَفْسِ الْمَکانِ.
– عجیب است. خانه ما هم همان جاست.
أَ تَصدُقینَ؟!
– آیا راست می‌گویی؟
نَعَم؛ بِالتَّأکیدِ؛ مَتَی جِئْتُم؟
– بله؛ البته؛ کی آمدید؟
جِئْنا قَبْلَ شَهْرٍ.
– یک ماه قبل آمده‌ایم.
فَنَحنُ جارَتانِ وَ زَمیلَتانِ.
– پس ما دو همسایه و هم‌کلاس هستیم.
فَکَیفَ ما رَأَیْتُکِ حَتَّی الْآنَ؟
– پس چگونه من تا کنون تو را ندیده‌ام.
عَجیبٌ. ما مِهنَهُ أَبیکِ؟
– عجیب است. شغل پدرت چیست؟
هوَ مُهَندِسٌ.
– او مهندس کامپیوتر است.
هَلْ تَأتینَ إلَی بَیتِنا؟
– آیا به خانه ما می‌آیی؟
بکُِلِّ سُرور.ٍ
– با کمال میل
مَتَی؟
– کی ؟
بَعدَما یَسمَحُ لی والِدی وَ تَقبَلُ والِدَتی.
– بعد از اینکه پدرم به من اجازه دهد و مادر هم قبول کند.
وَ هَلْ یَأْتی أَبوکِ؟ وَ هَلْ تَأْتی أُمُّکِ؟
– آیا پدرت می‌آید؟ آیا مادرت می‌آید؟
إِنْ شاءَ اللّهُ. سَأَسْأَلُهُما.
– اگر خدا بخواهد. از آن دو خواهم پرسید.

معنی صفحه 70 عربی هشتم

ص 70 عربی هشتم

أَسعارُ النُّقودِ فِي الْعَتَباتِ الْمُقَدَّسَةِ

قیمت های ارز در آستانه های مقدس

أرُیدُ تَصریفَ نقُودی إلیَ الدّینارِ.
معنی: من می خواهم پولم را به دینار تبدیل کنم

 أهَلاً بِکَ، یا زائِرُ.
معنی: خوش آمدید ای زائر (بازدید کننده)

 کَیفَ تَصریفُ النُّقودِ؟
معنی:  پول چگونه خرج می شود؟

 اَلْأَسَعارُ مَکتوبَةٌ علَیٰ هٰذِه اللَّوحَةِ.
معنی:  قیمت ها در این پلاک نوشته شده است

 هَلِ اَلْأَسَعارُ فی کُلِّ السّوقِ واحِدَةٌ؟
معنی: آیا قیمت ها در هر بازار یکسان است؟

 باِلتَّأکیدِ، اَلْأَسَعارُ ثابِتَةٌ.
معنی:  البته، قیمت ها ثابت است

 جَولَةٌ صَغیرَةٌ فی سوقِ الصَّرّافینَ؛ ثُمَّ أَرجِعُ.
معنی:  گشتی کوچک در بازار صرافی ها زد و سپس پس از چند دقیقه بازگشت

 لا بأَسَ؛ أنَتَ حُرٌّ. أناَ فی خِدمَةِ الزُّوّارِ.
معنی:  اشکالی نداره تو آزاد هستی در خدمت بازدیدکنندگان (زائران) هستم

 بعَدَ دقَائقِ
معنی: بعد از دقایقی

  أنَاَ فی خِدمَتِکَ. ماذا عِندَکَ؟ یورو أَمْ تومان؟
معنی: در خدمت شما هستم. چه چیزی داری؟ یورو یا تومان؟

 رَجَعتُ عِندَکَ یا أَخی.
معنی: برگشتم پیش شما ای برادر

 سَأقَولُ لَکَ مِقدارَ التَّصریفِ.
معنی: من مبلغ پرداختی را به شما می گویم

 عِندی تومان
معنی:  من تومان دارم


معنی بیع و شرا عربی هشتم

بیع = فروش

شراء = خرید

لیست جزوه های مربوط به این درس

جزوه درس پنجم عربی هشتم
(1 صفحه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *