تدریس فصل دوم زیست یازدهم تجربی – جواب فصل 2

دانلود ویدیو

جواب تمرینات کتاب درسی

فصل دوم زیست یازدهم

زیست یازدهم فصل 2

حواس زیست یازدهم

حواس در انسان ‌ها ابزار هایی هستند که به ما کمک می‌ کنند دنیای اطراف ‌مان را درک کنیم و با آن تعامل داشته باشیم. این حواس مثل پنجره ‌هایی هستند که از طریق آن‌ ها اطلاعات محیط به مغز ما می ‌رسد. در کل، پنج حس اصلی داریم:

بینایی, شنوایی , چشایی, بویایی و لامسه.

این حواس با هم کار می‌ کنند تا ما بتوانیم دنیای اطراف‌مان را به طور کامل تجربه کنیم و به آن واکنش نشان دهیم. بدون این حواس، زندگی ما بسیار محدود و متفاوت می ‌شد!

گیرنده های حسی

گیرنده ‌های حسی (Sensory Receptors) سلول‌ ها یا ساختار های ویژه‌ ای در بدن هستند که محرک‌ های مختلف را از محیط خارجی یا داخلی دریافت می ‌کنند و این اطلاعات را به سیستم عصبی ارسال می‌ کنند. این گیرنده‌ ها مانند «دوربین ‌ها» یا «میکروفون ‌های» بدن عمل می ‌کنند و به ما کمک می ‌کنند تا دنیای اطراف ‌مان را درک کنیم. هر گیرنده حسی به نوع خاصی از محرک‌ ها واکنش نشان می‌ دهد.

گیرنده های حسی زیست یازدهم

انواع گیرنده‌ های حسی و کارکرد آن ‌ها:

  1. گیرنده ‌های مکانیکی (Mechanoreceptors):

– به فشار، لمس، کشش و ارتعاش پاسخ می‌دهند.

– مثال: گیرنده‌ های لامسه در پوست که وقتی چیزی را لمس می‌کنید، فعال می‌شوند یا گیرنده ‌های شنوایی در گوش که امواج صوتی را تشخیص می‌دهند.

  1. گیرنده ‌های حرارتی (Thermo receptors):

– به تغییرات دما واکنش نشان می‌ دهند.

– مثال: گیرنده ‌هایی که گرما یا سرما را روی پوست احساس می ‌کنند.

  1. گیرنده ‌های درد (Nociceptors):

– به آسیب بافتی یا محرک ‌های مضر (مثل گرمای شدید، سرمای شدید یا فشار زیاد) پاسخ می ‌دهند.

– مثال: وقتی دست ‌تان به چیزی داغ می ‌خورد، این گیرنده ‌ها فعال می ‌شوند و احساس درد ایجاد می‌ کنند.

  1. گیرنده ‌های شیمیایی (Chemoreceptors):

– به مواد شیمیایی پاسخ می ‌دهند.

– مثال: گیرنده ‌های چشایی روی زبان که مزه ‌ها را تشخیص می ‌دهند یا گیرنده ‌های بویایی در بینی که بوها را حس می ‌کنند.

  1. گیرنده ‌های نوری (Photoreceptors):

– به نور واکنش نشان می ‌دهند.

– مثال: سلول ‌های مخروطی و استوانه ‌ای در شبکیه چشم که نور را تشخیص می ‌دهند و به ما امکان دیدن می ‌دهند.

  1. گیرنده ‌های موقعیت بدن (Proprioceptors):

– به موقعیت و حرکت بدن در فضا پاسخ می ‌دهند.

– مثال: گیرنده‌ هایی در عضلات و مفاصل که به مغز می ‌گویند دست‌ ها یا پا های ‌تان در چه وضعیتی قرار دارند.

گیرنده ‌های حسی چگونه کار می‌ کنند؟

گیرنده ‌های حسی سلول‌ های ویژه ‌ای هستند که محرک ‌های محیطی (مثل فشار، گرما، نور یا مواد شیمیایی) را دریافت می ‌کنند و آن ها را به پیام‌ های عصبی تبدیل می‌ کنند. این پیام ‌ها سپس به مغز یا نخاع فرستاده می‌ شوند تا پردازش شوند و ما بتوانیم آن ها را درک کنیم.

مراحل تبدیل محرک به پیام عصبی:

 

  1. دریافت محرک: گیرنده‌ های حسی به محرک‌ های خاصی حساس هستند. مثلاً گیرنده‌ های فشار در پوست به فشار یا لمس واکنش نشان می ‌دهند.
  2. تغییر شکل گیرنده: وقتی محرک به گیرنده برخورد می‌ کند، باعث تغییر شکل گیرنده می‌ شود. مثلاً اگر به پوست فشار وارد شود، گیرنده ‌های فشار تغییر شکل می ‌دهند.
  3. باز شدن کانال ‌های یونی: تغییر شکل گیرنده باعث باز شدن کانال ‌های یونی در غشای سلول گیرنده می ‌شود. این کانال‌ ها مانند دروازه‌ هایی هستند که به یون ‌ها (اتم‌ های باردار) اجازه می ‌دهند وارد سلول شوند یا از آن خارج شوند.
  4. تغییر پتانسیل الکتریکی: ورود یا خروج یون ‌ها باعث تغییر پتانسیل الکتریکی غشای سلول گیرنده می ‌شود. این تغییر، یک سیگنال الکتریکی کوچک به نام «پتانسیل گیرنده» ایجاد می‌ کند.
  5. ایجاد پیام عصبی: اگر این تغییر به اندازه‌ی کافی قوی باشد، یک پیام عصبی کامل (به نام : پتانسیل عمل) در سلول عصبی ایجاد می ‌شود. این پیام عصبی از طریق رشته ‌های عصبی به سمت مغز یا نخاع فرستاده می‌ شود.
  6. پردازش در مغز: مغز این پیام عصبی را دریافت می ‌کند و آن را تفسیر می ‌کند. مثلاً اگر پیام از گیرنده‌ های فشار در پوست باشد، مغز آن را به عنوان “فشار” یا “لمس” تفسیر می‌ کند.

مثال (گیرنده‌ های حرارتی):

اگر دست‌تان را نزدیک یک شمع بگیرید، گرما باعث فعال شدن گیرنده ‌های حرارتی در پوست می‌ شود. مراحل زیر اتفاق می ‌افتد:

  1. گرما به گیرنده ‌های حرارتی برخورد می ‌کند و باعث تغییر شکل آن ‌ها می ‌شود.
  2. کانال‌ های یونی باز می ‌شوند و یون ‌ها وارد سلول گیرنده می ‌شوند.
  3. پتانسیل الکتریکی غشا تغییر می ‌کند و یک پیام عصبی ایجاد می‌ شود.
  4. این پیام به مغز فرستاده می ‌شود و مغز آن را به عنوان “گرما” تفسیر می‌ کند.

گیرنده ها سازش پیدا میکنند

مفهوم سازش (Adaptation) در گیرنده ‌های حسی به زبان ساده یعنی گیرنده ‌ها می ‌توانند به یک محرک ثابت عادت کنند و دیگر به آن محرک به شدت اولیه پاسخ ندهند. این فرآیند به بدن کمک می‌ کند تا انرژی کمتری مصرف کند و فقط به تغییرات مهم در محیط توجه کند.

مثال ساده برای درک سازش گیرنده ‌ها:

فرض کنید وارد یک اتاق می ‌شوید که بوی شدید عطر دارد. در ابتدا، بو بسیار قوی و واضح است، اما بعد از چند دقیقه، دیگر آن بو را به شدت اولیه احساس نمی ‌کنید. این اتفاق به این دلیل است که گیرنده‌ های بویایی در بینی ‌تان به آن بو عادت کرده ‌اند (سازش پیدا کرده‌ اند) و دیگر به آن محرک ثابت پاسخ قوی نمی‌ دهند.

چرا سازش اتفاق می‌ افتد؟

گیرنده ‌های حسی برای تشخیص (تغییرات) در محیط طراحی شده ‌اند، نه برای پاسخ دادن به محرک ‌های ثابت. اگر گیرنده ‌ها به محرک‌ های ثابت همیشه پاسخ می دادند، مغز ما با اطلاعات غیرضروری overload می ‌شد و نمی‌توانست روی چیز های مهم تمرکز کند. بنابراین، سازش یک مکانیسم هوشمندانه است که به ما کمک می ‌کند تا انرژی و توجه ‌مان را روی چیز های جدید و مهم متمرکز کنیم.

مثال‌های دیگر از سازش گیرنده‌ ها:

  1. لامسه: وقتی لباس می ‌پوشید، در ابتدا لباس را روی پوست ‌تان احساس می ‌کنید، اما بعد از چند دقیقه دیگر آن را حس نمی‌ کنید. گیرنده ‌های لامسه‌ تان به فشار لباس عادت کرده‌ اند.
  2. بینایی: اگر از یک محیط روشن وارد یک اتاق تاریک شوید، در ابتدا چیزی نمی ‌بینید، اما بعد از چند دقیقه چشم ‌های‌تان به تاریکی عادت می ‌کنند و می‌توانید اشیاء را تشخیص دهید. این هم نوعی سازش است.
  3. شنوایی: اگر در یک محیط پر سر و صدا باشید (مثل کنار یک جاده شلوغ)، در ابتدا صداها بسیار آزار دهنده هستند، اما بعد از مدتی دیگر متوجه آن ‌ها نمی‌ شوید. گیرنده ‌های شنوایی ‌تان به سر و صدا عادت کرده‌ اند.

انواع سازش:

  1. سازش سریع: برخی گیرنده‌ ها خیلی سریع به محرک‌ ها عادت می‌ کنند. مثلاً گیرنده ‌های لامسه وقتی چیزی را لمس می ‌کنید، خیلی سریع سازش پیدا می‌ کنند. به همین دلیل است که بعد از چند ثانیه دیگر لباس‌ های ‌تان را روی پوست‌ تان احساس نمی‌ کنید.
  2. سازش کند: برخی گیرنده ‌ها کندتر سازش پیدا می ‌کنند. مثلاً گیرنده ‌های درد معمولاً سازش کمی دارند، چون درد یک علامت مهم است و بدن نمی‌خواهد به آن عادت کند.

چرا سازش مهم است؟

سازش به ما کمک می‌کند تا:

– از شر اطلاعات غیر ضروری خلاص شویم.

– روی چیزهای جدید و مهم تمرکز کنیم.

– انرژی بدن را ذخیره کنیم.

اگر گیرنده ‌های حسی سازش نداشتند، ما دائماً با اطلاعات اضافی بمباران می ‌شدیم و نمی ‌توانستیم به راحتی با محیط اطراف ‌مان تعامل داشته باشیم.

حواس را به دو گروه تقسیم میکنند:

حواس پیکری و حواس ویژه دو گروه اصلی از حواس در بدن انسان هستند که به ما کمک می ‌کنند تا دنیای اطراف ‌مان را درک کنیم. این دو گروه با هم تفاوت‌ هایی دارند، اما هر دو برای بقا و تعامل ما با محیط ضروری هستند. در ادامه, هر دو را با جزئیات کامل مورد مطالعه قرار میدهیم:

حواس پیکری چیست؟

حواس پیکری به مجموعه ‌ای از حواس گفته می ‌شود که در سراسر بدن پراکنده‌ اند و به ما کمک می ‌کنند تا محیط اطراف و وضعیت داخلی بدن ‌مان را درک کنیم. این حواس شامل چهار حس اصلی هستند:

  1. حس تماس (لمس و فشار)
  2. حس دما (گرما و سرما)
  3. حس وضعیت(موقعیت بدن در فضا)
  4. حس درد (آسیب بافتی)

1 – حس تماس (لمس و فشار):

گیرنده ‌های حس تماس، گیرنده‌ های مکانیکی هستند که به لمس، فشار یا ارتعاش پاسخ می ‌دهند. این گیرنده‌ ها در پوست و بافت ‌های دیگر بدن وجود دارند.

– چرا نوک انگشتان و لب ‌ها حساس ترند؟

تعداد گیرنده ‌های تماس در بخش ‌های مختلف بدن متفاوت است. نوک انگشتان و لب‌ها بیشترین تعداد گیرنده‌ های تماس را دارند، به همین دلیل حساس ترند. این ویژگی به ما کمک می ‌کند تا جزئیات اشیاء را بهتر درک کنیم. مثلاً وقتی چیزی را لمس می ‌کنید، نوک انگشتان ‌تان می‌توانند بافت، شکل و حتی کوچک ‌ترین ناهمواری ‌ها را تشخیص دهند.

– مثال : وقتی با نوک انگشتان‌ تان یک سکه را لمس می‌ کنید، می‌توانید تفاوت بین یک سکه کوچک و بزرگ را حتی بدون نگاه کردن تشخیص دهید. این توانایی به دلیل وجود گیرنده ‌های تماس زیاد در نوک انگشتان است.

2 – حس دما (گرما و سرما):

گیرنده ‌های دمایی به تغییرات دما پاسخ می ‌دهند. این گیرنده ‌ها در پوست و برخی اندام‌ های داخلی بدن قرار دارند.

– چرا گیرنده‌ های دما مهم هستند؟

گیرنده ‌های دما به ما کمک می‌ کنند تا از خطرات ناشی از گرما یا سرما دوری کنیم. مثلاً اگر دست ‌تان را نزدیک یک اجاق داغ ببرید، گیرنده‌ های دما سریعاً به مغز هشدار می ‌دهند و شما دست‌ تان را عقب می ‌کشید.

– مثال جالب: وقتی در یک روز سرد بیرون می ‌روید، گیرنده ‌های دما در پوست ‌تان فعال می ‌شوند و به مغز می‌ گویند: “هوا سرد است!” این باعث می ‌شود شما لباس گرم بپوشید یا به یک مکان گرم بروید.

3 – حس وضعیت (موقعیت بدن در فضا):

گیرنده ‌های حس وضعیت به ما کمک می ‌کنند تا موقعیت بدن‌ مان را در فضا درک کنیم. این گیرنده ‌ها در ماهیچه ‌ها، زردپی ‌ها و مفاصل قرار دارند.

– چرا حس وضعیت مهم است؟

این گیرنده ‌ها به مغز می ‌گویند که هر بخش از بدن در چه وضعیتی قرار دارد. مثلاً وقتی چشمان ‌تان بسته است، باز هم می ‌دانید دست‌ ها یا پاهای‌ تان کجاست.

– مثال: اگر چشمان ‌تان بسته باشد و از شما بخواهند دست ‌تان را بالا ببرید، می‌توانید این کار را انجام دهید. این توانایی به دلیل وجود گیرنده ‌های حس وضعیت در ماهیچه‌ها و مفاصل است.

4 – حس درد:

گیرنده ‌های درد به آسیب بافتی پاسخ می‌ دهند. این گیرنده ‌ها در پوست و برخی اندام‌ های داخلی بدن قرار دارند.

– چرا درد مهم است؟

درد یک مکانیسم دفاعی است که به ما هشدار می‌ دهد چیزی در بدن در حال آسیب دیدن است. بدون درد، ممکن است متوجه آسیب ‌های جدی نشویم.

– مثال: اگر دست ‌تان را روی یک شیء تیز بگذارید، گیرنده ‌های درد سریعاً فعال می‌ شوند و به مغز هشدار می‌ دهند. این باعث می‌شود شما دست‌ تان را عقب بکشید و از آسیب بیشتر جلوگیری کنید.

– نکته : گیرنده ‌های درد سازش پیدا نمی ‌کنند، یعنی اگر محرک دردناک ادامه داشته باشد، درد همچنان احساس می ‌شود. این ویژگی به ما کمک می‌کند تا از آسیب های طولانی ‌مدت جلوگیری کنیم.

نقش حواس پیکری در زندگی روزمره:

حواس پیکری به ما کمک می ‌کنند تا:

– با محیط اطراف تعامل داشته باشیم (مثلاً لمس کردن، احساس گرما یا سرما).

– از خطرات دوری کنیم (مثلاً عقب کشیدن دست از یک شیء داغ).

– وضعیت بدن‌ مان را درک کنیم (مثلاً حفظ تعادل هنگام راه رفتن).

– به آسیب ‌ها واکنش نشان دهیم (مثلاً درمان زخم ‌ها).

حواس ویژه زیست یازدهم

حواس ویژه زیست یازدهم

حواس ویژه به حواسی گفته می ‌شود که در اندام ‌های خاصی از بدن قرار دارند و اطلاعات دقیق‌ تری از محیط به ما می‌ دهند. این حواس شامل پنج حس اصلی هستند:

بینایی چیست؟

بینایی فرآیندی است که در آن چشم‌ ها و مغز ما با هم کار می ‌کنند و از نور بازتابنده اشیاء اطراف مان برای ایجاد توانایی دیدن استفاده می ‌کنند. پس اول اناتومی ( اجزای داخلی و خارجی چشم ) را مورد مطالعه قرار میدهیم بعد میریم بررسی که میکنیم که بینایی چطور بوجود میاید.

چشم

چشم ها یکی از مهم ترین اندام های بدن هستند.انسان ها دارای دید دو چشمی هستند، به این معنی که هر دو چشم یک تصویر ترکیبی واحد ایجاد می کنند. اجزای نوری تصویری را ایجاد می کنند که بیشتر توسط مغز از طریق نورون های متصل درک و تفسیر می شود.

چشم زیست یازدهم

اجزای ساختاری چشم

اناتومی چشم را با تقسیم بندی به اجزای داخلی و اجزای خارجی چشم , مورد بررسی قرار میدهیم.

اجزای خارجی چشم

پلک ها بیرونی ترین قسمت های محافظ چشم هستند. آنها به عنوان “دریچه” و موانع اولیه در برابر محیط خارجی عمل می کنند. مرزهای پلک ها با خط موی ریز که مژه نامیده می شود پوشانده می شود.

همانطور که از پلک ها می گذریم، جزء بعدی نما دایره ای کره چشم کروی است که به آن قرنیه می گویند. قرنیه اولین جزء نوری دستگاه چشم است که به طور مستقیم با نور ورودی سروکار دارد. عملکرد آن فیلتر اولیه، قبل از عبور نور به عدسی و شبکیه است.

قسمت مرکزی جلوی کره چشم را عنبیه می گویند. زنبق یک ساختار رنگدانه ای است. رنگ چشم (سیاه، قهوه ای، آبی و غیره) با رنگدانه عنبیه مشخص می شود.

روزنه مرکزی عنبیه مردمک نامیده می شود. دایره ای شکل است و اجازه می دهد نور از روی عدسی عبور کند. درست مانند دیافراگم دوربین، میزان نور ورودی را کنترل می کند. در محیط های روشن، مردمک چشم منقبض می شود، در حالی که در محیط های تاریک، گشاد می شود.

روند اتساع و انقباض مردمک آنی نیست. به همین دلیل است که وقتی از نور روشن خورشید به یک فضای داخلی تاریک وارد می شویم، برای چند لحظه نمی توانیم چیزی را ببینیم، و همچنین دلیل این است که وقتی در نیمه شب ناگهان چراغ ها را روشن می کنیم نمی توانیم چشمان خود را کاملا باز نگه داریم.

اجزای خارجی چشم زیست یازدهم

 

اجزای داخلی چشم

در پشت مردمک، ساختار شفافی قرار دارد که به آن لنز (عدسی) گفته می شود و وظیفه فوکوس صحیح تصاویر را بر عهده دارد. ماهیت آن انعطاف پذیر است و با توجه به نور خارجی تنظیم می شود. عدسی در یک بدنه شفاف نازک محصور شده است و توسط یک جفت ماهیچه به کره چشم متصل می شود. نور را شکسته و به تمرکز صحیح آن به پشت کره چشم (شبکیه) کمک می کند.

شبکیه داخلی ترین لایه ساختار کره چشم است. غشای شبکیه را می توان به عنوان دیواری تصور کرد که تصاویر روی آن پخش می شوند. نوری که از قرنیه، مردمک و عدسی می گذرد بر روی غشای شبکیه متمرکز می شود.

علاوه بر اجزای بافت، شبکیه از دو نوع سلول تشکیل شده است: سلول های میله ای و سلول های مخروطی. اولی مسئول دید در نور کم در نظر گرفته می شود، در حالی که دومی مسئول دید نور روشن است. مخروط ها نقش مهمی در درک تصاویر با کنتراست واضح دارند. کمبود هر دو نوع سلول باعث اختلال در عملکرد چشم می شود.

غشای شبکیه شامل ناحیه ای به نام ماکولا است که به رنگ زرد است. مرکز ماکولا فووا نام دارد که حاوی بیشترین غلظت سلول های مخروطی است. قسمتی از تصویر که روی فووئا نمایش داده می شود معمولاً با دقت ترین حافظه دیداری ثبت شده است.

صلبیه بیرونی ترین پوشش محافظ کره چشم به رنگ سفید است. در مقایسه با ساختارهای داخلی ظریف درون کره چشم اساساً سخت تر است.

مشیمیه لایه میانی دیواره کره چشم است که بین شبکیه و صلبیه قرار گرفته است. همچنین با جذب نور اضافی به وضوح دید کمک می کند. ماهیچه هایی که صلبیه را به عنبیه متصل می کنند جسم مژگانی نامیده می شوند که در فوکوس انعطاف پذیر تصویر از طریق عدسی نقش دارند.

اجزای داحلی چشم زیست یازدهم

هنگامی که نور ورودی فیلتر، منعکس و منکسر می شود تا تصویری در پشت کره چشم ایجاد شود، سیستم های عصبی وارد بازی می شوند. بخشی از عصب بینایی که به پشت کره چشم متصل است، دیسک بینایی نامیده می شود. این منطقه ای است که سلول های میله ای و سلول های مخروطی کمترین غلظت را دارند و بنابراین، هر تصویری که به این ناحیه نمایش داده می شود اغلب نادیده گرفته می شود. به همین دلیل به آن “نقطه کور” نیز می گویند. اعصاب بینایی که کره چشم را به مغز متصل می کنند، مسئول انتقال تصاویر به مغز هستند، جایی که آنها به اطلاعات معنی دار پردازش می شوند.

بینایی چگونه کار می کند؟

مغز انسان مسئول هر فکر و حسی است که درک می کنیم – از جمله بینایی. اما بدون چشم، مغز چیزی برای تفسیر نخواهد داشت.

بینایی زمانی شروع می شود که نور با چشم ها برخورد می کند. بعد از آن همه چیز شروع به کار میکنند.

ابتدا نور از قرنیه (لایه شفاف جلویی چشم) عبور می کند. قرنیه به شکل گنبدی است و نور را خم می کند تا به تمرکز چشم کمک کند.

مقداری از این نور از طریق روزنه ای به نام مردمک (pupil) وارد چشم می شود. عنبیه (قسمت رنگی چشم) میزان نوری که مردمک به آن وارد می کند را کنترل می کند.

سپس نور از عدسی (بخش داخلی شفاف چشم) عبور می کند. عدسی با قرنیه کار می کند تا نور را به درستی روی شبکیه متمرکز کند.

هنگامی که نور به شبکیه (لایه ای از بافت حساس به نور در پشت چشم) برخورد می کند، سلول های خاصی به نام گیرنده های نوری نور را به سیگنال های الکتریکی تبدیل می کنند.

این سیگنال های الکتریکی از شبکیه از طریق عصب بینایی به مغز می رسد. سپس مغز سیگنال ها را به تصاویری که می بینید تبدیل می کند.

اعصاب بینایی

اعصاب بینایی مانند کابل های داده ای هستند که شبکیه را به قسمت های مختلف مغز متصل می کند. سیگنال ها در امتداد اعصاب بینایی حرکت می کنند تا به بخش های مختلف مغز که مسئول رمزگشایی و پردازش سیگنال هستند برسند.

مغز

آخرین مرحله اصلی, مغز را درگیر می کند. مغز سیگنال های رمزگذاری شده در طول اعصاب بینایی را دریافت می کند و آنها را رمزگشایی می کند. سپس از اطلاعات رمزگشایی شده برای ساختن “تصویر” آنچه هر چشم می بیند استفاده می کند.

بسته به آنچه که می بینید، مغز ممکن است دارای نواحی مختلفی باشد که برای پردازش و درک کامل تصویر با هم کار می کنند. به عنوان مثال، خواندن یک جمله مانند این شامل نواحی مغزی است که مسئول درک زبان و یادآوری خاطرات هستند. به این ترتیب می توانید کلمات را درک کنید، معنی آنها را به خاطر بسپارید و از آنها برای دسترسی به خاطرات مرتبط استفاده کنید.

اعصاب بینایی زیست یازدهم

تطابق زیست یازدهم

تطابق فرآیندی است که در آن چشم ها اجسام را در فواصل مختلف می بینند و با همگرایی و واگرایی نور، تصاویر واضحی از اجسام حفظ می کنند.

Scheiner (1612) اولین کسی بود که این پدیده را مشاهده کرد و این کار را با ایجاد دو سوراخ کوچک در یک کارت انجام داد ( فاصله بین سوراخ ‌ها از قطر مردمک بیشتر نبود ) یک شی را از طریق سوراخ سوزن مشاهده نمود. اجسام در هنگام مشاهده از سوراخ سوزن یک مفرد به نظر می‌رسند، اما زمانی که جسم به چشم نزدیک ‌تر می‌ شوند، دوتایی به نظر می‌ رسند اما پس از چند ثانیه دوباره تک به نظر می ‌رسند.

این پدیده تنظیم شدن چشم ها از دیدن هدف دوم از دو به تک در عرض چند ثانیه به دلیل تغییر قدرت نوری چشم است.

برای تعریف تطابق چشم، باید عملکرد عدسی چشم و عملکرد ماهیچه های مژگانی (عضلاتی که از رباط های اطراف عدسی چشم شما حمایت می کنند) را کشف کنیم.

در حالت استراحت: عضلات مژگانی معمولاً شل هستند. در این مدت، زلالیه (با فاصله بین عدسی و قرنیه) و زجاجیه (با فاصله بین عدسی و شبکیه) روی پوشش اسکلروتیک (خارجی ترین غشای اطراف چشم) به سمت بیرون فشار می آورند و رباط ها منقبض می شوند. این باعث می شود عدسی خود را به شکل نازکی بکشد و در نتیجه فاصله کانونی کوتاهی برای دید از راه دور ایجاد شود.

تعریف تطابق چشم: هنگامی که ما نیاز به دیدن اشیای نزدیک داریم، مانند کتاب یا صفحه نمایش گوشی هوشمند، ماهیچه های مژگانی منقبض می شوند، بنابراین رباط هایی که لنز شما را می کشند، شل می شوند و باعث گردتر و ضخیم تر شدن عدسی می شوند. این تنظیم لنز شما را قادر می ‌سازد تا نور را با قدرت بیشتری شکست دهد و اشیاء نزدیک را در فوکوس واضح‌ تری قرار دهد.

تطابق زیست یازدهم

چرا چشم نیاز به تطابق دارد؟

عضلات مژگانی که مسئول تطابق چشم هستند، معمولاً در حالت استراحت هستند. در حالت استراحت، پرتوهای نور موازی که اجسام دور را تشکیل می دهند به شبکیه چشم می رسند و دید واضحی از جسم به شما می دهند.

اگر چشم در چنین حالت استراحتی باقی بماند و جسمی نزدیکتر به آن قرار گیرد، پرتوهای نور در پشت شبکیه همگرا می شوند. اما پس از آن، از آنجایی که تصویر واضح در پشت شبکیه قرار دارد، مغز ما فقط یک تصویر تار از جسم نزدیک ‌تر را تشخیص می‌ دهد.

بنابراین، برای بازگرداندن آن تصویر از جسم نزدیکتر، چشم فرآیند تطابق را انجام می دهد.

شنوایی و تعادل زیست یازدهم

حس شنوایی و تعادل دو عملکرد مهم بدن هستند که توسط سیستم شنوایی و تعادلی (vestibulocochlear system) کنترل می‌ شوند. این سیستم در گوش داخلی قرار دارد و نقش حیاتی در درک صداها و حفظ تعادل بدن ایفا می‌کند. در ادامه به بررسی جزئیات این دو حس می‌پردازیم:

حس شنوایی (Hearing)

حس شنوایی به ما امکان می ‌دهد صداها را تشخیص دهیم و با محیط اطراف ارتباط برقرار کنیم. این فرآیند توسط گوش و سیستم عصبی انجام می ‌شود.

ساختار گوش و عملکرد آن

حس شنوایی زیست یازدهم

گوش به سه بخش اصلی تقسیم می‌شود:

  1. گوش خارجی (External Ear):

– شامل لاله گوش و مجرای گوش است.

– صداها را جمع ‌آوری کرده و به سمت پرده گوش هدایت می‌ کند.

  1. گوش میانی (Middle Ear):

– شامل پرده گوش و سه استخوانچه کوچک به نام‌ های چکشی، سندانی و رکابی است.

– امواج صوتی را از پرده گوش به گوش داخلی منتقل می‌ کند.

– این بخش همچنین فشار هوا را بین محیط خارج و گوش داخلی تنظیم می ‌کند.

  1. گوش داخلی (Inner Ear):

– شامل حلزون گوش (Cochlea) و سیستم دهلیزی (Vestibular System) است.

– حلزون گوش مسئول تبدیل امواج صوتی به سیگنال ‌های عصبی است.

– سلول‌ های مویی در حلزون گوش، امواج صوتی را به سیگنال‌های الکتریکی تبدیل می ‌کنند که توسط عصب شنوایی به مغز ارسال می ‌شوند.

فرآیند شنوایی زیست یازدهم

فرآیند شنیدن را میتوان در 5 مرحله زیر به طور خلاصه نوشت:

  1. امواج صوتی وارد گوش خارجی می ‌شوند.
  2. پرده گوش به لرزش درمی ‌آید و استخوانچه ‌های گوش میانی را حرکت می ‌دهد.
  3. این حرکات به مایع درون حلزون گوش منتقل می ‌شوند.
  4. سلول ‌های مویی در حلزون، حرکات مایع را به سیگنال‌ های عصبی تبدیل می‌ کنند.
  5. سیگنال ‌ها از طریق عصب شنوایی به مغز ارسال شده و در مغز تفسیر می ‌شوند.

حس تعادل (Balance)

حس تعادل به ما کمک می‌ کند موقعیت بدن را در فضا درک کنیم و تعادل خود را حفظ نماییم. این حس توسط سیستم دهلیزی در گوش داخلی کنترل می‌ شود.

ساختار سیستم دهلیزی

سیستم دهلیزی شامل سه بخش اصلی است:

  1. مجاری نیم‌ دایره (Semicircular Canals):

– سه مجرای پر از مایع که حرکات چرخشی سر را تشخیص می ‌دهند.

– هر مجرا مسئول تشخیص حرکت در یک جهت خاص است.

  1. اتریکول و ساکول (Utricle and Saccule):

– دو ساختار کوچک که حرکات خطی (مانند حرکت به جلو یا عقب) و نیروی جاذبه را تشخیص می دهند.

– این ساختار ها حاوی سلول ‌های مویی و ذرات کلسیم کربنات (اتولیت) هستند که به حرکات پاسخ می ‌دهند.

حس تعادل زیست یازدهم

فرآیند حفظ تعادل

  1. حرکات سر باعث جابجایی مایع در مجاری نیم‌ دایره یا حرکت ذرات اتولیت در اتریکول و ساکول می ‌شود.
  2. این حرکات، سلول ‌های مویی را تحریک می‌ کنند.
  3. سلول ‌های مویی سیگنال ‌های عصبی تولید می‌ کنند که از طریق عصب دهلیزی به مغز ارسال می‌ شوند.
  4. مغز این اطلاعات را با داده‌ های بینایی و حسی از عضلات و مفاصل ترکیب کرده و تعادل بدن را تنظیم می‌ کند.

ارتباط بین شنوایی و تعادل

– هر دو حس توسط گوش داخلی کنترل می ‌شوند.

– عصب شنوایی و عصب دهلیزی اطلاعات را به مغز منتقل می‌ کنند.

– اختلال در هر یک از این سیستم‌ ها می‌تواند بر دیگری تأثیر بگذارد (مثلاً سرگیجه ناشی از مشکلات دهلیزی ممکن است با شنوایی تداخل ایجاد کند).

بیماری ‌ها و اختلالات مرتبط

  1. کاهش شنوایی (Hearing Loss):

– ممکن است به دلیل آسیب به گوش خارجی، میانی یا داخلی رخ دهد.

– عوامل شایع آن: شامل عفونت، قرار گرفتن در معرض صدای بلند و پیری است.

  1. سرگیجه و عدم تعادل (Vertigo and Dizziness):

– ممکن است ناشی از مشکلات سیستم دهلیزی مانند التهاب عصب دهلیزی یا بیماری منییر باشد.

  1. وزوز گوش (Tinnitus):

– احساس صدای زنگ یا وزوز در گوش که ممکن است با کاهش شنوایی همراه باشد.

  1. بیماری منییر (Meniere’s Disease):

– یک اختلال گوش داخلی که باعث سرگیجه، کاهش شنوایی و وزوز گوش می‌شود.

حس بویایی زیست یازدهم

حس بویایی یکی از حواس پنجگانه انسان است که به ما کمک می ‌کند بو های مختلف را تشخیص دهیم. این حس نه تنها در تشخیص غذا های خوشمزه، گل ‌های معطر یا دود خطرناک به کار می ‌آید، بلکه نقش مهمی در خاطرات و احساسات ما نیز ایفا می‌ کند. در این مطلب، به طور کامل و جذاب با مکانیسم حس بویایی، اهمیت آن و نکات جالب درباره این حس آشنا می‌شویم.

ساختار سیستم بویایی

حس بویایی توسط بینی و بخش هایی از مغز کنترل می ‌شود. اجزای اصلی این سیستم عبارتند از:

الف) بینی:

– بینی اولین بخش سیستم بویایی است که هوا و مولکول‌های بو را دریافت می ‌کند.

– در داخل بینی، مخاط و موهای کوچکی وجود دارند که به تصفیه هوا و به دام انداختن ذرات بو کمک می ‌کنند.

ب) اپیتلیوم بویایی (Olfactory Epithelium):

– این لایه در بالای حفره بینی قرار دارد و حاوی سلول‌ های گیرنده بویایی است.

– سلول ‌های گیرنده بویایی، مولکول ‌های بو را تشخیص داده و سیگنال ‌های عصبی تولید می ‌کنند.

ج) عصب بویایی (Olfactory Nerve):

– سیگنال‌های تولید شده توسط سلول ‌های گیرنده، از طریق عصب بویایی به مغز ارسال می‌ شوند.

د) مغز:

– سیگنال‌ های بویایی ابتدا به (بولب بویایی) (Olfactory Bulb) در مغز می‌ رسند.

– سپس این اطلاعات به بخش ‌هایی مانند آمیگدال (مرکز احساسات) و هیپوکامپ (مرکز حافظه) ارسال می‌شوند.

حس بویایی زیست یازدهم

مکانیسم حس بویایی

فرآیند تشخیص بوها به این ترتیب است:

  1. ورود مولکول ‌های بو: مولکول‌ های بو از هوا وارد بینی می ‌شوند.
  2. تشخیص توسط گیرنده‌ ها: این مولکول‌ ها به سلول‌ های گیرنده بویایی در اپیتلیوم بویایی متصل می‌ شوند.
  3. ارسال سیگنال‌ها: سلول‌های گیرنده، سیگنال ‌های الکتریکی تولید کرده و آن ها را از طریق عصب بویایی به مغز می ‌فرستند.
  4. تفسیر بوها: مغز این سیگنال ‌ها را تفسیر کرده و بو را تشخیص می ‌دهد.

اهمیت حس بویایی

حس بویایی نقش‌های مهمی در زندگی ما دارد:

– تشخیص خطر: بوهای خطرناک مانند دود یا گازهای سمی را تشخیص می‌دهد.

– لذت بردن از غذا: حدود ۸۰٪ از طعم غذاها به کمک حس بویایی تشخیص داده می‌شود.

– ایجاد خاطرات: بوها می‌توانند خاطرات قدیمی را زنده کنند، زیرا مراکز بویایی در مغز نزدیک به مراکز حافظه و احساسات هستند.

– ارتباط اجتماعی: برخی تحقیقات نشان می‌دهند که بوها در جذب افراد به یکدیگر نقش دارند.

نکات جالب درباره حس بویایی

– تعداد گیرنده‌ های بویایی: انسان حدود ۴۰۰ نوع گیرنده بویایی دارد که می ‌توانند بیش از ۱ تریلیون بو را تشخیص دهند!

– حس بویایی حیوانات: برخی حیوانات مانند سگ ‌ها حس بویایی بسیار قوی‌ تری نسبت به انسان دارند.

– تأثیر سن: با افزایش سن، حس بویایی ضعیف می ‌شود.

– بوها و احساسات: برخی بوها مانند بوی نان تازه یا گل ‌ها می ‌توانند احساس شادی ایجاد کنند.

اختلالات حس بویایی

برخی مشکلات مربوط به حس بویایی عبارتند از:

– آنوسمی (Anosmia): از دست دادن کامل حس بویایی.

– هیپوسمی (Hyposmia): کاهش حس بویایی.

– پاروسمی (Parosmia): تحریف بوها (مثلاً بوی گل به جای خوشبو، بدبو به نظر برسد).

این اختلالات ممکن است به دلیل عفونت‌ های سینوسی، آسیب به سر یا بیماری‌ هایی مانند کووید-۱۹ ایجاد شوند.

حس چشایی زیست یازدهم

حس چشایی زیست یازدهم

حس چشایی یکی از حواس پنجگانه انسان است که به ما کمک می‌کند طعم ‌های مختلف را تشخیص دهیم. این حس نه تنها در لذت بردن از غذا نقش دارد، بلکه در تشخیص مواد مغذی و حتی مواد مضر نیز اهمیت زیادی دارد. در این مطلب، به طور کامل و جذاب با مکانیسم حس چشایی، اهمیت آن و نکات جالب درباره این حس آشنا می‌شویم.

 ساختار سیستم چشایی

حس چشایی توسط زبان و بخش‌هایی از مغز کنترل می‌شود. اجزای اصلی این سیستم عبارتند از:

الف) زبان:

– زبان عضوی ماهیچه‌ای است که سطح آن پوشیده از برجستگی‌های کوچکی به نام پاپیلا (Papillae) است.

– روی پاپیلاها، جوانه ‌های چشایی (Taste Buds) قرار دارند که مسئول تشخیص طعم‌ ها هستند.

ب) جوانه‌های چشایی (Taste Buds):

– هر جوانه چشایی حاوی سلول‌ های گیرنده چشایی است.

– این سلول‌ها به پنج طعم اصلی حساس هستند: شیرینی، شوری، ترشی، تلخی و اومامی (طعم خوشایند و گوشتی).

ج) عصب‌های چشایی:

– سیگنال‌های تولید شده توسط سلول ‌های گیرنده، از طریق عصب ‌های چشایی به مغز ارسال می ‌شوند.

د) مغز:

– مغز این سیگنال ‌ها را تفسیر کرده و طعم را تشخیص می ‌دهد.

مکانیسم حس چشایی

فرآیند تشخیص طعم ‌ها به این ترتیب است:

  1. ورود مواد غذایی: مواد غذایی در دهان حل شده و با بزاق مخلوط می‌ شوند.
  2. تشخیص توسط گیرنده‌ ها: مولکول ‌های طعم به سلول‌ های گیرنده در جوانه ‌های چشایی متصل می ‌شوند.
  3. ارسال سیگنال ‌ها: سلول‌ های گیرنده، سیگنال ‌های الکتریکی تولید کرده و آن ها را از طریق عصب ‌های چشایی به مغز می ‌فرستند.
  4. تفسیر طعم‌ ها: مغز این سیگنال ‌ها را تفسیر کرده و طعم را تشخیص می‌ دهد.

 پنج طعم اصلی

حس چشایی پنج طعم اصلی را تشخیص می ‌دهد:

  1. شیرینی: نشان ‌دهنده وجود قندها و کربوهیدرات‌ها (مثلاً در میوه‌ ها و شکلات).
  2. شوری: نشان ‌دهنده وجود نمک و مواد معدنی (مثلاً در نمک طعام).
  3. ترشی: نشان‌دهنده اسید ها (مثلاً در لیمو و سرکه).
  4. تلخی: ممکن است نشان‌ دهنده مواد سمی یا نامطلوب (مثلاً در قهوه یا برخی سبزیجات).
  5. اومامی: طعم خوشایند و گوشتی که نشان‌دهنده وجود پروتئین‌ها است (مثلاً در گوشت، پنیر و گوجه فرنگی).

اختلالات حس چشایی

برخی مشکلات مربوط به حس چشایی عبارتند از:

– اِجِوسیا (Ageusia): از دست دادن کامل حس چشایی.

– هیپوگِوسیا (Hypogeusia): کاهش حس چشایی.

– دیس‌گِوسیا (Dysgeusia): تحریف طعم ‌ها (مثلاً طعم شیرین به جای شیرین، تلخ به نظر برسد).

پردازش اطلاعات حسی زیست یازدهم

مغز انسان دارای سیستم بسیار پیچیده ‌ای برای پردازش اطلاعات حسی است. اگرچه پیام‌ های عصبی که از گیرنده ‌های مختلف به دستگاه عصبی مرکزی می ‌رسند ماهیت الکتریکی مشابه دارند، مغز با استفاده از مکانیزم‌ های مختلفی آن ‌ها را به شکل‌های متفاوتی مانند صدا، تصویر، یا مزه تفسیر می ‌کند.

چند نکته کلیدی در این زمینه عبارت‌اند از:

  1. مسیر های عصبی تخصصی: هر نوع گیرنده حسی (مانند گیرنده ‌های نوری در چشم، گیرنده ‌های صوتی در گوش و گیرنده ‌های شیمیایی در زبان) اطلاعات خود را از طریق مسیرهای عصبی تخصصی به مناطق خاصی از مغز می ‌فرستند.
  2. نقشه ‌های حسی مغز: مغز دارای نقشه ‌های حسی است که به صورت سازمان ‌یافته اطلاعات حسی را از مناطق مختلف بدن دریافت و پردازش می ‌کنند. به عنوان مثال، قشر بینایی در پس‌ سری، قشر شنوایی در گیجگاهی، و قشر حس‌ کننده در ناحیه بالای گیجگاهی قرار دارند.
  3. پردازش موازی و سلسله مراتبی: اطلاعات حسی به طور موازی و در چندین مرحله پردازش می ‌شوند. ابتدا اطلاعات در سطح ابتدایی پردازش شده و سپس به مناطق بالاتر و تخصصی‌تر ارسال می‌ شوند.
  4. مدولاسیون عصبی: مغز از طریق سیستم ‌های مدولاسیونی مانند نروترانسمیترها (مثلاً دوپامین و سروتونین) و مسیر های عصبی تنظیم‌ کننده، توانایی تعدیل و تنظیم حساسیت و پاسخ به اطلاعات حسی را دارد.

با استفاده از این مکانیزم ‌ها، مغز می‌تواند پیام‌ های عصبی مشابه را به تجارب حسی متفاوت تبدیل کند و به این ترتیب ما صدا، تصویر، یا مزه را درک کنیم.

 

جواب فعالیت های فصل 2 زیست یازدهم

جواب فصل دوم زیست یازدهم تجربی

جواب فعالیت صفحه 21 زیست یازدهم

فعالیت صفحه 21 زیست یازدهم

گیرنده‌های زیر را در پنج گروه گیرنده که با آنها آشنا شدید، طبقه‌بندی کنید.
گیرنده‌های چشایی روی زبان، گیرنده میزان اکسیژن در آئورت، گیرنده‌های شبکیه چشم، گیرنده گرما، گیرنده فشار پوست، گیرنده بویایی بینی، گیرنده فشار خون دیواره رگ‌ها

جواب:

گیرنده های شیمیاییگیرنده بویایی بینی، گیرنده چشایی زبان ، گیرنده میزان اکسیژن در آئورت
گیرنده های دماییگیرنده گرما
گیرنده های مکانیکیگیرنده فشار پوست ، گیرنده فشار خون دیواره رگ ها
گیرنده های نوریگیرنده شبکیه چشم

جواب فعالیت صفحه 25 زیست یازدهم

فعالیت صفحه 25 زیست یازدهم

با استفاده از شکل ۶، تغییرات چشم هنگام تطابق برای دیدن جسم دور و نزدیک را مقایسه کنید.

فعالیت های فصل دوم زیست یازدهم

جواب:

دیدن جسم دوردیدن جسم نزدیک
وضعیت جسم مژگانیاستراحتانقباض
عدسیباریک شدن (کاهش قطر)ضخیم شدن (افزایش قطر)
وضعیت تار های آویزیحالت کشیدهحالت شل

جواب فعالیت صفحه 26 زیست یازدهم

فعالیت صفحه 26 زیست یازدهم

با استفاده از شکل ۷ بگویید نزدیک‌بینی و دوربینی با استفاده از کدام عدسی اصلاح می‌شوند؟

تشریح چشم زیست یازدهم

جواب: نزدیک‌بینی با عدسی مقعر (کاو) و دوربینی با عدسی محدب (کوژ) اصلاح می‌شود.

در برخی افراد، علت نزدیک‌بینی و دوربینی، تغییر همگرایی عدسی چشم است. با استفاده از آن چه آموختید، بگویید تغییر همگرایی عدسی در چشم، چگونه موجب نزدیک‌بینی و دوربینی می‌شود؟

جواب:

در نزدیک‌بینی، وقتی فرد به اجسام دور نگاه می‌کند، عدسی بیش از حد محدب است و تصویر قبل از شبکیه تشکیل می‌شود.

در دوربینی، هنگام نگاه به اجسام نزدیک، عدسی به اندازه کافی محدب نمی‌شود و تصویر پشت شبکیه شکل می‌گیرد.

جواب فعالیت صفحه 27 و 28 زیست یازدهم

پس از انجام تشریح و با استفاده از مشاهده‌ های خود، به این پرسش‌ ها پاسخ دهید.

الف) ویژگی‌های هریک از سه لایه چشم و بخش‌های تشکیل دهنده آنها را بیان کنید.

جواب:

سه لایه اصلی چشم و ویژگی‌ها

۱. لایه بیرونی:

صلبیه: سخت و محافظ، محل اتصال عضلات چشم

قرنیه: شفاف، خم‌کننده نور برای تمرکز روی شبکیه

۲. لایه میانی:

مشیمیه: تغذیه شبکیه، جذب نور اضافی

عنبیه: کنترل میزان نور با باز و بسته کردن مردمک

عدسی: متمرکز کردن نور و ایجاد تصویر واضح

۳. لایه داخلی (شبکیه):

میله‌ای‌ها و مخروطی‌ها: حساس به نور و رنگ

سلول‌های عصبی: انتقال پیام به عصب بینایی

نقطه کور: محل خروج عصب بینایی، فاقد نورگیر

هر لایه نقش مشخصی دارد: حفاظت و هدایت نور (بیرونی)، کنترل نور و تغذیه (میانی)، دریافت و پردازش تصویر (داخلی).

ب) زجاجیه و زلالیه را با یکدیگر مقایسه کنید.

جواب:

زلالیه: مایع رقیقی است که بخش جلوی عدسی را پر می‌کند. هنگام تشریح کاملاً شفاف نیست و ممکن است ذرات رنگی از بخش‌های دیگر چشم در آن دیده شود.

زجاجیه: حجم بیشتری دارد و فضای کروی چشم را پر می‌کند. این مایع غلیظ، شفاف و ژله‌ای است.

از فعالیت خود گزارش تهیه کنید و به معلم ارائه دهید.

جواب:

گزارش تشریح چشم – پایه یازدهم

عنوان فعالیت: بررسی ساختار چشم و مقایسه مایعات داخلی

هدف فعالیت:
آشنایی با ساختار سه لایه چشم و مشاهده ویژگی‌های زلالیه و زجاجیه.

روش کار:
چشم یک حیوان کوچک (مثل گوسفند یا گاو) با دقت تشریح شد. با استفاده از ذره‌بین و ابزار مناسب، لایه‌های مختلف چشم و مایعات آن مورد بررسی قرار گرفتند. بخش‌های قابل مشاهده یادداشت و ترسیم شدند.

یافته‌ها و مشاهدات:

لایه بیرونی: شامل صلبیه و قرنیه بود. صلبیه سخت و محافظ چشم بود و محل اتصال عضلات حرکت‌دهنده را نشان می‌داد. قرنیه شفاف بود و نور را خم می‌کرد.

لایه میانی: شامل مشیمیه، عنبیه و عدسی بود. مشیمیه دارای رگ‌های خونی بود و نور اضافی را جذب می‌کرد. عنبیه رنگی و مردمک را کنترل می‌کرد و عدسی نور را متمرکز می‌کرد.

لایه داخلی (شبکیه): شامل سلول‌های حساس به نور و سلول‌های عصبی بود. سلول‌های میله‌ای و مخروطی نور و رنگ را تشخیص می‌دادند و پیام‌ها به عصب بینایی منتقل می‌شد. نقطه کور محل خروج عصب بینایی بود و فاقد سلول نوری بود.

مایعات چشم:

زلالیه: مایع رقیق که جلوی عدسی را پر می‌کرد و تغذیه قرنیه و عدسی را فراهم می‌کرد.

زجاجیه: ماده ژله‌ای غلیظ که فضای کروی چشم را پر کرده و شکل چشم را ثابت نگه می‌داشت.

نتیجه‌گیری:
تشریح نشان داد که هر لایه چشم وظیفه مشخصی دارد و ساختار مایعات داخلی نیز با وظایفشان هماهنگ است. زلالیه بیشتر نقش تغذیه‌کننده دارد و زجاجیه نقش نگهدارنده شکل چشم را ایفا می‌کند. مشاهده مستقیم این ساختارها به درک بهتر عملکرد چشم کمک می‌کند.

جواب فعالیت صفحه 29 زیست یازدهم

فعالیت صفحه 29 زیست یازدهم

با استفاده از شکل ۹ به پرسش‌های زیر پاسخ دهید.

حس شنوایی زیست یازدهم

بین بخش بیرونی و میانی گوش کدام ساختار قرار دارد؟
جواب: پرده صماخ
استخوان‌های کوچک در کدام بخش گوش قرار دارند؟
جواب: گوش میانی
حلزون گوش در کدام بخش آن قرار دارد؟
جواب: گوش درونی

جواب فعالیت صفحه 30 زیست یازدهم

فعالیت صفحه 30 زیست یازدهم

درباره نقش حفاظتی موها و مواد ترشحی در مجرای شنوایی گوش اطلاعات جمع‌آوری و به کلاس ارائه کنید.

جواب: در مجرای شنوایی غدد عرق تغییر یافته‌ای وجود دارند که ماده‌ای مومی و چسبنده ترشح می‌کنند. این ماده همراه با موهای ریز داخل مجرا از ورود گرد و غبار و حشرات به داخل گوش جلوگیری می‌کند.

جواب فعالیت صفحه 31 زیست یازدهم

فعالیت صفحه 31 زیست یازدهم

درباره شغل شنوایی سنجی و بینایی سنجی گزارشی تهیه و به کلاس ارائه کنید.

جواب:

۱. شنوایی‌سنجی

شنوایی‌سنجی، علمی است که میزان و کیفیت شنوایی فرد را اندازه‌گیری و ارزیابی می‌کند. شنوایی‌سنج با استفاده از دستگاه‌های مخصوص، توانایی گوش در شنیدن صداهای مختلف را بررسی می‌کند و نتایج آن به شکل نوار گوش (اودیوگرام) ثبت می‌شود.

روش تون خالص: رایج‌ترین روش بالینی است. با این روش می‌توان میزان کم‌شنوایی، نوع آن، یک‌طرفه یا دوطرفه بودن و قرینگی کم‌شنوایی را تشخیص داد، اما علت دقیق کم‌شنوایی را نشان نمی‌دهد.

روش محرکات گفتاری: با استفاده از صداهای گفتاری، توانایی فرد در درک و برقراری ارتباط کلامی بررسی می‌شود و اطلاعات مفیدی برای شنوایی‌شناس فراهم می‌کند.

وظایف شنوایی‌سنج:

انجام آزمایش‌های شنوایی برای افراد در سنین مختلف

تشخیص کم‌شنوایی و مشکلات شنوایی

ارائه مشاوره درباره درمان یا استفاده از سمعک

ثبت و تحلیل نتایج اودیوگرام

۲. بینایی‌سنجی

بینایی‌سنجی علمی است که به مراقبت از چشم و بررسی بینایی می‌پردازد. بینایی‌سنج با بررسی ساختارهای چشم، اختلالات بینایی را شناسایی کرده و راهکارهایی برای بهبود دید ارائه می‌دهد.

وظایف بینایی‌سنج:

تشخیص انواع مشکلات بینایی مانند نزدیک‌بینی، دوربینی و آستیگماتیسم

تجویز عدسی‌های مناسب (عینک یا لنز تماسی)

ارائه تمرین‌های چشمی برای تقویت چشم‌ها یا جبران مشکلات بینایی

مشاوره درباره مراقبت از چشم و پیشگیری از اختلالات بینایی

هدف: کمک به حفظ و بهبود سلامت بینایی و افزایش کیفیت زندگی افراد از طریق ارائه مراقبت و راهکارهای مناسب.

جواب فعالیت صفحه 36 زیست یازدهم

فعالیت صفحه 36 زیست یازدهم

با توجه به آنچه در باره حواس و ساختار های مرتبط با آن آموختید به پرسش های زیر پاسخ دهید.

1 – لوب‌های (پیازهای) بویایی ماهی نسبت به کل مغز جانور از لوب‌های بویایی انسان بزرگ‌تر است.
این مطلب چه واقعیتی را درباره حس بویایی ماهی نشان می‌دهد؟
جواب: حس بویایی در ماهی بسیار قوی‌تر و اهمیت بیشتری نسبت به انسان دارد. ماهی‌ها برای یافتن غذا، جفت، فرار از دشمنان و در برخی گونه‌ها، پیدا کردن محل تخم‌ریزی به حس بویایی خود وابسته‌اند.

۲ساختار و عملکرد چشم مرکب و چشم انسان را مقایسه کنید.
جواب: در چشم انسان، یک عدسی تصویری کامل از کل میدان دید روی شبکیه ایجاد می‌کند. اما در چشم مرکب، چندین واحد بینایی وجود دارد که هرکدام تصویری کوچک از بخشی از میدان دید می‌سازند. دستگاه عصبی جانور این تصاویر را ترکیب کرده و تصویری موزاییکی از محیط ایجاد می‌کند.

۳خط جانبی در ماهی‌ها با کدام ساختارها در انسان شباهت دارد؟
جواب: خط جانبی در ماهی‌ها مشابه سلول‌های مژک‌دار در بخش حلزونی و مجاری نیم‌دایره در انسان است، که هر دو برای حس و تشخیص حرکت و جهت‌گیری در محیط کاربرد دارند.

لیست جزوه های مربوط به این درس

جزوه فصل دوم زیست یازدهم - حواس
(9 صفحه)