تدریس درس چهاردهم فارسی دهم – جواب کارگاه متن پژوهی درس 14

دانلود ویدیو

جواب تمرینات کتاب درسی

درس 14 فارسی دهم

تمثیل چیست فارسی دهم

تمثیل به معنای تشبیه کردن و آوردن مثل است. در اصطلاح ادبی، تمثیل عبارت است از بیان حکایت، داستان، یا نمونه‌ای که به عنوان یک تصویر روشن و گویا، به تأیید و تأکید بر سخن یا مفهوم اصلی کمک می‌کند. به عبارتی، تمثیل وسیله‌ای است برای انتقال مفاهیم ذهنی شاعر یا نویسنده به زبانی قابل لمس و قابل فهم برای خواننده.

ویژگی‌ های تمثیل

رابطه بین دو جهان: تمثیل معمولاً دو جهان را به هم مرتبط می‌کند؛ یکی جهان واقعی و دیگری جهان مجازی یا معنوی که هدف بیان است.

روایت داستان یا حکایت: برخلاف تشبیه ساده که معمولاً کوتاه است، تمثیل معمولاً شامل یک روایت یا حکایت است.

دارای پیام اخلاقی یا فلسفی: تمثیل غالباً حامل مفاهیم عمیق اخلاقی، فلسفی یا معنوی است.

قابل درک برای مخاطب: هدف اصلی تمثیل، آسان‌سازی فهم موضوعات پیچیده برای مخاطب است.

توضیح تمثیل فارسی دهم

انواع تمثیل

تمثیل مستقیم: داستان یا حکایتی که مستقیماً به موضوع اصلی مرتبط است و پیام را واضح بیان می‌کند.

تمثیل غیرمستقیم: حکایتی که به صورت غیرمستقیم به موضوع مربوط است و نیازمند تفسیر و تدبر مخاطب است.

تمثیل فلسفی و معنوی: به کارگیری تمثیل برای بیان مفاهیم عمیق معنوی و فلسفی، مانند تمثیل‌های مولوی در مثنوی.

تمثیل اخلاقی: برای آموزش و تأکید بر اصول اخلاقی و رفتارهای انسانی.

کاربرد تمثیل در مثنوی معنوی مولوی

مولوی در “مثنوی معنوی” از تمثیل به عنوان یکی از اصلی‌ترین شیوه‌های بیانی بهره می‌برد. او با آوردن داستان‌ها و حکایت‌های تمثیلی، مفاهیم عرفانی و فلسفی عمیق را به زبانی ساده و قابل درک برای عموم بیان می‌کند. این تمثیل‌ها به خواننده کمک می‌کنند تا درک بهتری از حقایق معنوی و آموزه‌های اخلاقی داشته باشد.

نمونه‌های تمثیل در ادبیات فارسی

حکایت شیر و خرگوش: مثالی که مولوی برای بیان خردمندی و فریبکاری به کار می‌برد.

قصه پروانه و شمع: تمثیلی درباره عاشق شدن و فداکاری در راه معشوق.

داستان زنبور و گل: برای نشان دادن رابطه عاشقانه و دلدادگی.

تمثیل درخت و میوه: برای توضیح ارتباط علت و معلول در زندگی.

چند مثال دقیق از تمثیل

مثنوی مولوی:
“ای برادر تو کز برای منی
با من مرو که تو همانی”
مولوی در این بیت به تمثیل ارتباط انسان و خداوند اشاره دارد که از زبان یک دوست بیان شده است.

داستان شمع و پروانه:
شمع نماد معشوق و پروانه نماد عاشق است که در عشق خود می‌سوزد و از بین می‌رود، نشان‌دهنده فداکاری و عشق بی‌پایان است.

حکایت روباه و زاغ:
برای بیان هوش و نیرنگ در روابط اجتماعی.

نقش تمثیل در انتقال مفاهیم

تمثیل به دلیل استفاده از تصاویر ملموس و داستان‌های قابل فهم، نقش مهمی در انتقال مفاهیم دشوار و پیچیده دارد. این شیوه به خواننده کمک می‌کند تا به شکل شهودی و عمیق‌تر، معنای متن را درک کند و با آن ارتباط برقرار نماید.

نتیجه‌گیری

تمثیل یکی از مؤثرترین و پرکاربردترین شیوه‌های بلاغی در زبان و ادبیات فارسی است که به وسیله داستان‌ها و حکایت‌های معنی‌دار، مفاهیم پیچیده را به زبان ساده و قابل فهم منتقل می‌کند. استفاده گسترده مولوی در مثنوی معنوی از این شیوه بیان، نشان‌دهنده اهمیت و جایگاه آن در ادبیات عرفانی و فلسفی فارسی است.

 

جناس چیست فارسی دهم

تعریف جناس

جناس به معنای هم‌آوایی یا تشابه آوایی کلمات است که در عین تفاوت معنایی، در نوشتار یا صدا به یکدیگر شباهت دارند. این آرایه باعث می‌شود که کلمات در کنار هم بازی کنند و تأثیر ادبی و زیبایی خاصی ایجاد شود.

جناس همسان و ناهمسان فارسی دهم

انواع جناس

  1. جناس همسان (تام)

در جناس همسان، کلمات از نظر آوا و نوشتار کاملاً مشابه‌اند اما معناهای متفاوتی دارند.
مثال:

“روان” به معنی روح

“روان” به معنی جاری و روان
در این مثال، هر دو کلمه به صورت “روان” نوشته و تلفظ می‌شوند اما معنی‌شان متفاوت است.

  1. جناس ناهمسان (نقص)

در این نوع جناس، کلمات از نظر نوشتار یا تلفظ شباهت ناقص یا جزئی دارند و معناهای متفاوتی دارند.
مثال:

“گلبانگ” و “گلبانک” (شبیه به هم اما تفاوت در یک حرف)

“باد” و “بد”

  1. جناس لفظی

جناس لفظی زمانی است که دو کلمه در نوشتار و آوا شبیه هم‌اند اما معنایشان متفاوت است و معمولاً در شعر استفاده می‌شود.

  1. جناس معنوی

جناس معنوی به معنای تضاد یا شباهت در مفهوم بین دو کلمه است که از نظر صدا تفاوت دارند ولی در ساختار معنایی جناس به وجود می‌آورند. این نوع جناس بیشتر به بازی‌های معنایی و اصطلاحات ادبی اشاره دارد.

جناس فارسی دهم

کاربردهای جناس در زبان و ادبیات

زیبایی کلام: جناس باعث جذابیت و دلنشینی سخن می‌شود.

تأکید بر معنا: با استفاده از کلمات هم‌آوا، معنای خاصی برجسته‌تر می‌شود.

ایجاد ریتم و آهنگ: جناس به ایجاد موسیقی در شعر و نثر کمک می‌کند.

بازی زبانی و هوشمندی: جناس نشانه هوشمندی و مهارت شاعر یا نویسنده است.

مثال‌های دقیق از انواع جناس

جناس همسان (تام)

“دل” (قلب) و “دل” (شجاعت)

“یار” (دوست) و “یار” (همدم)

جناس ناهمسان (نقص)

“باد” و “بد”

“دل” و “دِل” (از نظر آوا شبیه، ولی ممکن است در کاربرد متفاوت باشند)

جناس لفظی

“نور” و “نوَر”

“راه” و “ره”

جمع‌بندی

جناس یکی از ابزارهای مهم و پرکاربرد در زبان فارسی است که با بازی با کلمات مشابه از نظر آوا یا نوشتار، زیبایی و عمق بیشتری به سخن می‌بخشد. شناخت انواع مختلف جناس و کاربرد صحیح آن در شعر و نثر، به افزایش تأثیرگذاری و جذابیت متون کمک می‌کند.

 

معنی و ارایه های درس 14 فارسی دهم


درس چهاردهم فارسی دهم

طوطی و بقال فارسی دهم صفحه 115

 ***

بود بقالی و وی را طوطی ای / خوش نوایی، سبز گویا طوطی ای
بازگردانی: بقّالی، طوطی‌ای خوش آواز، سبزرنگ و سخنگو داشت.
قلمرو زبانی: وی: او \ خوش نوا: خوش سخن \ گویا: سخن گو \ را: نشانه دارندگی و مالکیت \ حذف فعل به قرینه لفظی: وی را طوطی بود
قلمرو ادبی: قالب: مثنوی \ وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن \ طوطی: نماد انسان‌هایی که شتاب‌زده و بر اساس ظاهر داوری می‌کنند \ واج آرایی: ی

 ***

در دکان بودی نگهبان دکان / نکته گفتی با همه سوداگران
بازگردانی: طوطی از دکان نگهبانی می‌کرد و با خریداران هم‌سخن می‌شد و شوخی می‌کرد.
قلمرو زبانی: بودی: می‌بود \ نکته گفتن: شوخی کردن \ سوداگر: تاجر، بازرگان
قلمرو ادبی: واج آرایی: ن و ا

 ***

در خطابِ آدمی ناطق بدی / در نوای طوطیان، حاذق بدی
بازگردانی: در سخن گفتن با آدمیان گویا و در آوازخوانی میان طوطیان چیره‌دست بود.
قلمرو زبانی: خطاب: رویاروی سخن گفتن \ آدمی: انسان \ ناطق: سخنگو \ بُدی: می‌بود \ نوا: نغمه و آواز \ حاذق: ماهر، چیره‌دست
قلمرو ادبی: واج آرایی: ا

 ***

جست از صدر دکان، سویی گریخت / شیشه‌های روغنِ گُل را بریخت
بازگردانی: طوطی از بالای دکان به سویی پرید و شیشه‌های روغن گل را ریخت.
قلمرو زبانی: جستن: پریدن، جهیدن \ صدر: بالا، سینه \ گریخت: فرار کرد
قلمرو ادبی: جناس ناهمسان: گریخت، بریخت

 ***

از سوی خانه بیامد خواجه‌اش / بر دکان بنشست فارغ، خواجه‌وش
بازگردانی: صاحب طوطی از خانه به مغازه آمد و با خیال آسوده در مغازه نشست.
قلمرو زبانی: خواجه: سرور، آقا \ فارغ: آسوده \ خواجه‌وش: کدخدامنش \ وش: مانند
قلمرو ادبی: واژه‌آرایی: خواجه \ تشبیه: خواجه‌وش

 ***

دید پر روغن دکان و جامه چرب / بر سرش زد، گشت طوطی کل ز ضرب
بازگردانی: بقّال دید که مغازه پر روغن و پارچه‌ها چرب شده، عصبانی شد و ضربه‌ای بر سر طوطی زد.
قلمرو زبانی: جامه: پارچه \ مرجع ش در سرش: طوطی \ کل: مخفف کچل \ گشت: شد \ ضرب: زدن
قلمرو ادبی: جناس ناهمسان: چرب، ضرب \ ایهام: کل (۱- کچل؛ ۲- گنگ)

 ***

روزک چندی سخن کوتاه کرد / مرد بقّال از ندامت آه کرد
بازگردانی: طوطی چند روزی خاموش شد و مرد بقّال از پشیمانی آه کرد.
قلمرو زبانی: روزک چندی: چند روز اندک \ ندامت: پشیمانی
قلمرو ادبی: سخن کوتاه کردن: کنایه از سکوت

 ***

ریش برمی‌کند و می‌گفت: ای دریغ / کآفتاب نعمتم شد زیر میغ
بازگردانی: مرد بقال موهای چهره‌اش را می‌کند و می‌گفت افسوس که نعمتم از دست رفت.
قلمرو زبانی: دریغ: افسوس \ شد: رفت \ میغ: ابر
قلمرو ادبی: کنایه: ریش بر کندن (پشیمانی) \ تشبیه: آفتاب نعمتم … میغ \ تضاد: آفتاب، میغ \ پیام: پشیمانی از کردار گذشته

 ***

دست من بشکسته بودی آن زمان / چون زدم من بر سر آن خوش زبان
بازگردانی: ای کاش آن زمان که بر سر طوطی خوش آوازم می‌زدم، دستم می‌شکست.
قلمرو زبانی: چون: هنگامی که \ بودی: می‌بود
قلمرو ادبی: جناس ناهمسان: زبان، زمان \ مجازی: زبان (سخن) \ واج آرایی: ن \ واژه‌آرایی: من \ پیام: پشیمانی از کردار گذشته

 ***

هدیه‌ها می‌داد هر درویش را / تا بیابد نطق مرغ خویش را
بازگردانی: مرد بقّال به هر نیازمند کمک می‌کرد تا شاید طوطی دوباره سخن بگوید.
قلمرو زبانی: درویش: تهیدست، گدا \ را: به \ نطق: سخن گفتن \ مرغ: پرنده

 ***

بعد سه روز و سه شب، حیران و زار / بر دکان بنشسته بد نومیدوار
بازگردانی: بعد از سه شبانه روز سرگردان و ناامید در دکان نشسته بود.
قلمرو زبانی: حیران: سرگشته \ زار: درمانده \ بد: بود \ نومیدوار: با ناامیدی
قلمرو ادبی: تضاد: روز، شب \ تشبیه: نومیدوار \ واژه‌آرایی: سه

 ***

می‌نمود آن مرغ را هر گون شگفت / تا که باشد کاندر آید او به گُفت
بازگردانی: بقّال کارهای شگفت انجام می‌داد تا شاید طوطی سخن گوید.
قلمرو زبانی: گون: گونه، نوع \ را: به \ شگفت: عجیب \ اندر: در \ گفت: سخن
قلمرو ادبی: شبه جناس: شگفت، گفت \ قافیه: گفت

 ***

جولقیی‌ای سر برهنه می‌گذشت / با سر بی مو، چو پشت طاس و طشت
بازگردانی: گدایی سربرهنه از آنجا می‌گذشت، سرش صاف و بدون مو بود.
قلمرو زبانی: جولقی: ژنده‌پوش، گدا \ سربرهنه: بی‌کلاه \ طاس: کاسه مسی
قلمرو ادبی: تضاد و تناسب: سر، مو؛ طاس، طشت \ تشبیه: چو پشت طاس و طشت

 ***

طوطی اندر گفت آمد در زمان / بانگ بر درویش زد که هی فلان
بازگردانی: طوطی بی‌درنگ شروع به سخن گفتن کرد و گدا را صدا زد.
قلمرو زبانی: اندر: در \ گفت: سخن گفتن \ درزمان: بی‌درنگ \ بانگ: فریاد \ درویش: گدا \ هی: هان

 ***

معنی درس 14 فارسی دهم – صفحه 116

از چه ای گل با کلان آمیختی؟ / تو مگر از شیشه روغن ریختی؟
بازگردانی: تو چرا کچل شدی و در جمع کچل‌ها درآمدی؟ آیا شیشه‌های روغن ریختی؟
قلمرو زبانی: کل: کچل \ کلان: کچل‌ها \ آمیختی: معاشرت کردی \ مگر: قید پرسش \ شیشه روغن: شیشۀ روغن

 ***

از قیاسش خنده آمد خلق را / کاو چو خود پنداشت صاحب دلق را
بازگردانی: مردم از مقایسۀ نادرست طوطی خندیدند.
قلمرو زبانی: قیاس: سنجش \ خلق: مردم \ کو: زیرا او \ دلق: جامه پاره \ صاحب دلق: ژنده‌پوش \ پنداشت: تصور کرد
قلمرو ادبی: جناس ناهمسان و تشبیه پنهان: دلق، خلق

 ***

کار پاکان را قیاس از خود مگیر / گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر
بازگردانی: رفتار انسان‌های پاک را با کار خودت مقایسه نکن. شیر خوردنی و شیر درنده یکسان نیست.
قلمرو زبانی: پاکان: انسان‌های پاک \ ماندن: مانند بودن \ نبشتن: نوشتن
قلمرو ادبی: جناس همسان: شیر، شیر \ تشبیه: شیر نخست و دوم

 ***

جمله عالم زین سبب گمراه شد / کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
بازگردانی: مردم به دلیل مقایسه‌های نادرست گمراه شدند و کمتر کسی به حقیقت پی برد.
قلمرو زبانی: جمله: همه \ عالم: جهان \ زین سبب: به این خاطر \ ابدال: مردان کامل
قلمرو ادبی: مجاز: عالم = مردم جهان

 ***

هر دو گون زنبور خوردند از محل / لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
بازگردانی: هر دو نوع زنبور از یک محل تغذیه می‌کنند؛ یکی نیش و دیگری عسل دارد.
قلمرو زبانی: گون: گونه \ لیک: ولی
قلمرو ادبی: تضاد: نیش، عسل \ جناس: زان، زین

 ***

هر دو گون آهو گیا خوردند و آب / زین یکی سرگین شد و ز آن مشک ناب
بازگردانی: هر دو نوع آهو آب و گیاه می‌خورند؛ یکی فضله تولید می‌کند، دیگری مشک ناب.
قلمرو زبانی: سرگین: فضله \ مشک: عطر \ ناب: خالص
قلمرو ادبی: تضاد و تناسب: سرگین، مشک \ جناس ناهمسان: آب، ناب

 ***

هر دو نی خوردند از یک آبخور / این یکی خالی و آن پر از شکر
بازگردانی: هر دو نوع نی از یک آب تغذیه می‌کنند؛ یکی پر از شکر و دیگری خالی است.
قلمرو زبانی: آبخور: آبشخور \ خالی: پوک
قلمرو ادبی: تضاد: خالی، پر

 ***

صد هزاران زین چنین اشباه بین / فرق شان هفتاد ساله راه بین
بازگردانی: هزاران گونه شباهت ظاهری وجود دارد، ولی تفاوت‌ها بسیار زیاد است.
قلمرو زبانی: اشباه: مشابهات، مانندها
قلمرو ادبی: مجاز: صد هزار = بسیار فراوان \ کنایه: هفتاد ساله راه = فاصله زیاد \ تناسب: هزاران، هفتاد

 ***

چون بسی ابلیس آدم‌روی هست / پس به هر دستی نشاید داد دست
بازگردانی: شیطان‌های آدم‌نما بسیارند؛ پس شایسته نیست با هر کسی دوست شوی.
قلمرو زبانی: بسی: بسیاری \ ابلیس: اهریمن \ شاید: شایسته است
قلمرو ادبی: تشبیه: آدم‌روی = آدم‌نما \ تضاد: ابلیس، آدم \ کنایه: دست دادن = هم‌نشینی کردن \ جناس ناهمسان: دست، هست \ واژه‌آرایی: دست

 ***

 

گنج حکمت درس 14 فارسی دهم

گنج حکمت درس 14 فارسی دهم

معنی و ارایه های گنج حکمت ای رفیق فارسی دهم – صفحه 119

روزی حضرت عیسی روح الله می‌گذشت. ابلهی با وی دچار شد و از حضرت عیسی سخنی پرسید؛ بر سبیل تلطف جوابش باز داد و آن شخص مسلّم نداشت و آغاز عربده و سفاهت نهاد. چندان که او نفرین می‌کرد، عیسی تحسین می‌نمود.

عزیزی بدان جا رسید؛ گفت: «ای روح الله، چرا زبون این ناکس شده ای و هر چند او قهر می‌کند، تو لطف می‌فرمایی و با آنکه او جور و جفا پیش می‌برد، تو مهر و وفا بیش می‌نمایی؟».
عیسی گفت:« ای رفیق! کل اناء یترشح بما فیه، از کوزه همان برون تراود که در اوست؛ از او آن صفت می‌زاید و از من این صورت می‌آید. من از وی در غضب نمی شوم و او از من صاحب ادب می‌شود. من از سخن او جاهل نمی گردم و او از خلق و خوی من عاقل می‌گردد

بازگردانی: روزی حضرت عیسی (ع) از مکانی عبور می‌کرد. شخصی نادان با او برخورد کرد و سوالی پرسید؛ حضرت عیسی با مهربانی جواب داد، ولی آن شخص جواب را قبول نکرد و شروع به فحش و ناسزا کرد. هرچه او نفرین می‌کرد، حضرت عیسی با تحسین و مهربانی رفتار می‌کرد.
عزیزی آمد و پرسید: «ای روح خدا، چرا در برابر این نامرد ناتوان شدی؟ چرا با خشم و ستم او تو مهربانی نشان می‌دهی و با او وفاداری و محبت می‌کنی؟»
عیسی پاسخ داد: «ای دوست من! هر ظرفی آنچه در خود دارد به بیرون می‌ریزد. از آن شخص همان خصوصیات بیرون می‌آید و از من هم همان صفات خوب. من از او خشمگین نمی‌شوم و او از من ادب یاد می‌گیرد. من به خاطر حرف‌های او نادان نمی‌شوم و او از رفتار من عاقل می‌گردد.»

قلمرو زبانی:
دچار شدن: برخورد کردن \ بر سبیل: از راه، از سر \ تلطف: مهربانی، اظهار لطف \ مسلّم نداشت: باور نمی‌کرد، قبول نمی‌کرد \ عربده: فریاد پرخاشگرانه، هیاهو \ سفاهت: نادانی، کم‌خردی \ آغاز نهادن: شروع کرد \ نفرین: لعنت \ تحسین: آفرین، ستایش \ عزیز: گرامی \ زبون: خوار، ناتوان \ ناکس: نامرد \ قهر: غضب، خشم \ جور: ستم \ جفا: آزار، ستم \ پیش بردن: انجام دادن \ بیش: بیشتر \ تراویدن: ترشح کردن \ جاهل: نادان \ خلق و خوی: اخلاق

قلمرو ادبی:
تضاد: نفرین، تحسین \ او جور و … می‌نمایی؟: شبه سجع \ جفا، وفا: تضاد، جناس \ بیش، پیش: جناس \ کل اناء یترشح بما فیه: هر ظرف آنچه در خود دارد بیرون می‌ریزد؛ تضمین \ می‌زاید، می‌آید: جناس، سجع \ زاییدن: تولید شدن \ از او آن صفت … می‌آید: سجع \ جاهل، عاقل: تضاد

 

جواب کارگاه متن پژوهی درس 14 فارسی دهم

جواب قلمرو زبانی درس 14  فارسی دهم صفحه 117

۱ .معادل معنایی واژگان زیر را از متن درس بیابید.
جواب:

◼ابر: (میغ)
◼ آسوده: (فارغ)
◼ چیره دست: (حاذق)
◼ درویش: (گدا، تهیدست)

۲ .درباره کاربرد کلمه “را” در بیت زیر توضیح دهید.

هدیه‌ها می‌داد هر درویش را *** تا بیابد نطق مرغ خویش را

جواب:
“را” در مصراع اول: در معنای “به” و حرف اضافه
“را” در مصراع دوم: در معنای “را” و نشانه مفعول

۳ .درباره تحوّل معنایی کلمه “سوداگران” توضیح دهید.
جواب:
سوداگر ← معنای قدیم: تاجر، مشتری ، خریدار و فروشنده
معنای جدید: سودجو، منفعت طلب
معنای مجازی: خیال‌باف ، کسی که وسواس، خیال و مالیخولیا دارد.

۴ .پسوند “وش” در کلمه “خواجه‌وش” به چه معناست؟ دو واژه دیگر که این پسوند را دارا باشند، بنویسید.
جواب: پسوند “وش” در کلمه “خواجه‌وش” به معنای “مانند” است.
مانند: سایه‌وش ، پریوش ، مهوش ، تلخ‌وش

 

جواب قلمرو ادبی درس 14 فارسی دهم صفحه 117

۱ .کنایه‌ها را در بیت هشتم بیابید و مفهوم آنها را بنویسید.
ریش برمی کند و می گفت ای دریغ *** کافتاب نعمتم شد زیر میغ
جواب: ریش بر‌کندن کنایه از ناراحتی و تاسف زیاد * زیر میغ رفتن آفتاب کنایه از: از دست دادن چیزی (محروم شدن از سخن گویی طوطی)

۲ .مؤثر‌ترین شیوه‌ای که مولوی در “مثنوی معنوی” از آن بهره می‌گیرد، “تمثیل” است. تمثیل به معنای “تشبیه کردن” و “مَثَل آوردن” است و در اصطلاح ادبی، آن است که شاعر یا نویسنده برای تأیید و تأکید بر سخن خویش، حکایت، داستان یا نمونه و مثالی را بیان کند تا مفاهیم ذهنی خود را آسانتر به خواننده انتقال دهد.
اکنون ارتباط محتوای این درس را با تمثیل به‌کار گرفته شده، توضیح دهید.
جواب: در این درس، به نقد قضاوت‌های عجولانه و نادرست پرداخته شده است. همچنین، اهمیت توجه به باطن افراد به جای صرفاً ظاهر آنها، از طریق حکایت و تمثیل زیبای طوطی و بقال به تصویر کشیده شده و سرزنش شده است.

۳.  از متن درس، نمونه‌هایی برای انواع جناس بیابید.
(متن کامل در صفحه ۱۱۵ و ۱۱۶)

جواب:
کار پاکان را قیاس از خود مگیر/ گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر
← جناس همسان (تام)
دید پُرروغن دکان و جامه چرب/ بر سرش زد، گشت طوطی کَب ز ضرب
 جناس ناهمسان (ناقص)

نمونه های دیگر:
دلق، خلق: جناس ناهمسان
شیر، شیر: جناس همسان، شیر نخست: شیر بیشه، شیر دوم: شیر نوشیدنی
جناس: ‌زان، زین
آب، ناب: جناس ناهمسان
هست، دست: جناس ناهمسان

جواب قلمرو فکری درس چهاردهم فارسی دهم – صفحه 118

۱ .مولوی در بیت های زیر، بر چه مفهومی تأکید دارد؟
 هر دو نی خوردند از یک آبخور *** این یکی خالی و آن پُر از شکر
 دست کان لرزان بود از ارتعاش***  وانکه دستی تو بلرزانی ز جاش
 هر دو جنبش آفریده حق، شناس*** لیک، نتوان کرد این، با آن قیاس
جواب: شباهت‌های ظاهری میان افراد یا اشیاء به معنای همسانی و یکسان بودن آنها نیست؛ بنابراین نباید تنها بر اساس ظاهر، درباره کسی یا چیزی قضاوت کرد. توجه به باطن و جوهره واقعی اهمیت بیشتری دارد.

۲ .با توجّه به بیت زیر:
جمله عالم زین سبب گمراه شد *** کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
الف) مقصود از “ابدال” چه کسانی است؟ پاسخمردان کامل (اولیای الهی)
ب) از نظر شاعر، علّت گمراهی جمله عالم چیست؟

جواب: یکی از دلایل اصلی ناتوانی در شناخت صحیح مردان کامل، شباهت ظاهری آنها با دیگران و بی‌توجهی به درون و باطن واقعی‌شان است. این امر موجب می‌شود قضاوت‌های سطحی و نادرستی درباره‌شان صورت گیرد.

۳ .مولوی در بیت زیر، آدمی را از چه چیزی برحذر می‌دارد؟
چون بسی ابلیس آدم روی هست *** پس به هر دستی نشاید داد دست
جواب: نباید فریب ظاهر خوشایند و دوست‌داشتنی افرادی را خورد که در باطن خود صفات منفی و نیرنگ‌آمیز دارند. بنابراین، پیش از برقراری دوستی یا همکاری، باید با دقت به باطن و ویژگی‌های واقعی افراد توجه کنیم و تنها به ظاهرشان اعتماد نکنیم. این نکته هشدار می‌دهد که نباید در قضاوت‌ها و تصمیم‌ها شتاب‌زده عمل کنیم.

لیست جزوه های مربوط به این درس

جزوه درس چهاردهم فارسی دهم - طوطی و بقال
(12 صفحه)