درس سوم زبان دهم
گرامر درس سوم زبان دهم
Past progressive tense
گذشته استمراری یک زمان گرامری مورد استفاده در زبان انگلیسی است , که اعمال یا رویداد هایی را توصیف میکند که به طور مداوم در گذشته برای مدت زمان مشخصی اتفاق می افتادند.
ماضی اسمتراری از زمان گذشته فعل be و شکل ing یک فعل ساخته میشود.
برای (I, he, she, it) فعل was و برای ضمایر (they, we, you) از فعل were استفاده میشود.
Subject + past form of be + verb + ing + ….
Affirmative
I was working in the garden.
They were washing the clothes.
Negative form:
Subject + past form of be + not + verb + ing + ….
I was not working in the garden.
They were not washing the clothes.
Question form:
He was working. Was he working?
They were playing basketball. Were they playing basketball?
توضیح گرامر درس سوم زبان دهم
کاربرد زمان ماضی استمراری
از ماضی استمراری برای بیان اقدامات و حالات ذیل استفاده میشود :
1 – عملی در گذشته که قطع میشود:
یکی از رایج ترین کاربرد های زمان گذشته استمراری, عمل گذشته ای را نشان میدهد که با فعل گذشته دیگری قطع شده است. این جملات معمولا پیچیده هستند که دارای حروف ربط فرعی مانند when, while, after, before, until, whenever.
عمل قطع شده را در زمان گذشته استمراری و عملی که آنرا قطع میکند در گذشته ساده قرار دهید.
My parents arrived while I was shopping.
I was sleeping when you called me.
2 – اقدامات در حال انجام در یک زمان مشخص
وقتی زمان دقیقی را در گذشته ذکر می کنید, اگر عمل قبل از آن زمان شروع شده و بعد از آن ادامه یافته است, از زمان ماضی استمراری استفاده کنید. اگر عمل در زمان ذکر شده شروع شد , به جای آن از گذشته ساده استفاده کنید.
I was working as a cashier in October.
It was 8 o’clock. I was watching a movie.
3 – اعمال عادتی در گذشته ( معمولا با قید های مانند همیشه )
از زمان ماضی استمراری برای صحبت در مورد عملی استفاده میشود که در گذشته انجام میشد , اما در زمان حال انجام نمیشود.
این شکل معمولا با قید ها و عبارات قید استفاده میشود. مانند موارد ذکر شده در زیر:
- all the time
- always
- constantly
- continuously and continually
- forever
- perpetually
- the entire time
My first year of college, I was making spelling mistakes all the time.
We were constantly trying to buy a house.
4 – تاکید بر اینکه یک اقدام گذشته چقدر طول کشیده است.
همچنین از زمان گذشته استمراری برای تاکید بر اینکه یک عمل چقدر طول کشیده است استفاده کرده میتوانید و مشخص کنید که چقدر زمان برای انجام آن صرف شده است. در این حالت معمولا از عبارات قید استفاده میشود که مدت زمان را توضیح میدهد. مانند:
- all morning/afternoon/evening
- all day/night
- all week/month/ year
- for hours/days/weeks/months/years
- the whole time
I was trying to complete the final level for hours.
She was talking at yesterday’s seminar the whole time.
5 – تنظیم پس زمینه برای یک داستان
هنگام گفتن یک داستان ( یا نوشتن یک داستان ) , میتوانید از زمان گذشته استمراری برای ” تنظیم صحنه ” استفاده کنید, یا دقیقا آنچه را که در ابتدای داستان شما اتفاق می افتد توصیف کنید.
The birds were singing, and the sun was shining. I knew it would be a good day.
The other day I was waiting for a bus when I saw Aisha.
The sun was setting and it was raining when our guest arrived at our place.
آموزش گرامر درس سوم زبان دهم
Self-pronouns (Reflexive pronouns)
ضمایر انعکاسی
ضمایر انعکاسی کلماتی هستند که به self-selves ختم میشوند و زمانی استفاده میشوند که فاعل و مفعول جمله یکی باشند.
ضمایر انعکاسی عبارتند از:
Myself
Yourself
Himself
Herself
Itself
Ourselves
Yourselves
Themselves
Reflexive pronouns are direct or indirect objects
وقتی فاعل و مفعول مستقیم یکی باشند , ضمیر انعکاسی میتواند مفعول مستقیم در جمله باشد.
I hurt myself.
That woman is talking to herself.
ضمایر انعکاسی همچنان میتواند نقش مفعول غیر مستقیم را در جمله ایفا کند.
Fatima pours herself a cup of tea every morning.
That man is talking to himself.
جواب درس سوم کتاب درسی و کتاب کار زبان دهم
جواب درس سوم زبان دهم
جواب صفحه 73 زبان دهم
This gives us an easier life when there is no light.
این وقتی که نور نیست، زندگی ما را آسانتر میکند.
People use this to talk with someone in another place.
مردم از این برای صحبت با کسی در جای دیگر استفاده میکنند.
We use this to take and keep pictures very easily.
ما از این برای گرفتن و نگه داشتن عکسها بهراحتی استفاده میکنیم.
This helps us travel very fast to far places.
این به ما کمک میکند تا خیلی سریع به مکانهای دور سفر کنیم.
جواب صفحه 74 زبان دهم
B. Order the followings from ‘oldest to newest’
موارد زیر را از «قدیمیترین به جدیدترین» مرتب کنید.
جواب صفحه 75 زبان دهم
B. Choose an appropriate adjective for each word above.
.صفت مناسب را برای هر کلمه پیدا کن.
modern …building…
ساختمان جدید
Iranian …scientists…
دانشمندان ایرانی
old …laboratory…
آزمایشگاه قدیمی
معنی کانورسیشن صفحه 76 زبان دهم
Roya: When I came in, you were reading a book. What was it?
رویا: وقتی من داخل آمدم، تو داشتی کتابی میخواندی. آن چه بود؟
Mahsa: I was reading a book about famous Iranian scientists.
مهسا: من داشتم کتابی دربارهٔ دانشمندان مشهور ایرانی میخواندم.
Roya: But such books are not very interesting.
رویا: اما چنین کتابهایی خیلی جالب نیستند.
Mahsa: At first I had the same idea, believe me!
مهسا: در ابتدا من هم همین فکر را داشتم، باور کن!
Roya: Did you find it useful?
رویا: آیا آن را مفید یافتی؟
Mahsa: Oh yes. Actually I learned many interesting things about our scientists’ lives.
مهسا: اوه بله. در واقع من چیزهای جالب زیادی دربارهٔ زندگی دانشمندانمان یاد گرفتم.
Roya: Like what?
رویا: مثل چه چیزهایی؟
Mahsa: For example Razi taught medicine to many young people while he was working in Ray Hospital. Or Nasireddin Toosi built Maragheh Observatory when he was studying the planets.
مهسا: برای مثال، رازی به بسیاری از جوانان پزشکی آموزش داد، در حالیکه در بیمارستان ری کار میکرد. یا نصیرالدین طوسی رصدخانهٔ مراغه را ساخت، وقتی که سیارهها را مطالعه میکرد.
Roya: Cool! What was the name of the book?
رویا: عالیه! اسم کتاب چه بود؟
Mahsa: Famous Iranian Scientists.
مهسا: دانشمندان مشهور ایرانی.
Questions
Answer the following questions orally.
به سوالات زیر به صورت شفاهی پاسخ دهید.
1 – Were Mahsa and Roya in a laboratory?
No, they were leaving a library.
آیا مهسا و رویا در یک آزمایشگاه بودند؟
نه، آنها در حال ترک یک کتابخانه بودند.
2 – Who came to the library sooner, Mahsa or Roya?
Mahsa came to the library sooner.
چه کسی زودتر به کتابخانه آمد؟
مهسا زود اومد کتابخانه.
3 – Do you know any interesting story about famous scientists?
Yes. For example, Razi taught medicine to many young people while working in Ray Hospital, and Nasireddin Toosi built Maragheh Observatory while studying the planets.
آیا شما هیچ داستانی از دانشمندان معروف ایرانی میدانید؟
بله. برای مثال، رازی به بسیاری از جوانان پزشکی آموزش داد در حالیکه در بیمارستان ری کار میکرد، و نصیرالدین طوسی رصدخانه مراغه را ساخت در حالیکه سیارهها را مطالعه میکرد.
معنی صفحه 77 و 78 درس سوم زبان دهم
New words and expressions
کلمات و اصطلاحات جدید
Melika tries hard to learn English.
ملیکا سخت تلاش میکند تا انگلیسی یاد بگیرد.
Babak is an energetic boy.
بابک پسری پرانرژی است.
The students do experiments in the school laboratory.
دانشآموزان در آزمایشگاه مدرسه آزمایش انجام میدهند.
Children grow up rapidly.
کودکان سریع بزرگ میشوند.
She is doing research on blood cells.
او (مونث) در حال انجام تحقیق درباره سلولهای خون است.
He has the flu and feels weak.
او (مذکر) آنفلوآنزا دارد و احساس ضعف میکند.
No success is possible without hard work.
بدون تلاش سخت هیچ موفقیتی ممکن نیست.
Edison invented the first light bulb.
ادیسون اولین لامپ برق را اختراع کرد.
معنی صفحه 79 زبان دهم
B. read and practice
بخوانید و تمرین کنید
solve:
معنی: پیدا کردن جواب یک مسئله
We can help you solve your problems.
ما میتوانیم به تو کمک کنیم تا مشکلاتت را حل کنی.
develop:
معنی: رشد کردن یا تغییر کردن به شکل قویتر، بزرگتر یا بهتر
This book can develop your speaking skill.
این کتاب میتواند مهارت صحبت کردن تو را تقویت کند.
belief:
معنی: چیزی که به آن اعتقاد داری
Her belief in Allah gave her hope during difficult times.
ایمان او به خداوند در زمانهای سخت به او امید داد.
quit / give up:
معنی: دست کشیدن یا متوقف کردن انجام کاری
Fortunately, his father is going to quit smoking.
خوشبختانه پدرش قصد دارد سیگار کشیدن را ترک کند.
He gave up his work without saying anything to us.
او بدون اینکه چیزی به ما بگوید، از کارش دست کشید.
thousands of:
معنی: هزاران (تعداد زیادی از چیزها یا افراد)
There are thousands of things I want to do.
هزاران چیز وجود دارد که من میخواهم انجام دهم.
معنی ریدینگ درس سوم زبان دهم – صفحه 80
No pain no gain
بدون تلاش، نتیجهای به دست نمیآید.
Human knowledge develops with scientists’ hard work.
دانش انسان با تلاش سخت دانشمندان پیشرفت میکند.
Many great men and women try hard to find facts, solve problems and invent things.
بسیاری از مردان و زنان بزرگ سخت تلاش میکنند تا حقایق را پیدا کنند، مشکلات را حل کنند و چیزهایی اختراع کنند.
Some of these scientists did not have easy lives.
برخی از این دانشمندان زندگی آسانی نداشتند.
But they tried hard when they were working on problems.
اما آنها وقتی روی مشکلات کار میکردند، سخت تلاش میکردند.
They never felt weak when they were studying.
آنها هرگز هنگام مطالعه احساس ضعف نمیکردند.
They never gave up when they were doing research.
آنها هرگز هنگام انجام تحقیق تسلیم نمیشدند.
There are great stories about scientists and their lives.
داستانهای بزرگی درباره دانشمندان و زندگی آنها وجود دارد.
One such a story is about Thomas Edison.
یکی از این داستانها درباره توماس ادیسون است.
As a young boy, Edison was very interested in science.
ادیسون وقتی پسر کوچکی بود، به علم بسیار علاقهمند بود.
He was very energetic and always asked questions.
او بسیار پرانرژی بود و همیشه سوال میپرسید.
Sadly, young Edison lost his hearing at the age of 12.
متأسفانه، ادیسون جوان در ۱۲ سالگی شنوایی خود را از دست داد.
He did not attend school and learned science by reading books in the library himself.
او به مدرسه نرفت و علم را خودش با خواندن کتابها در کتابخانه یاد گرفت.
When he grew up he worked in different places, but he never lost his interest in making things.
وقتی بزرگ شد، در مکانهای مختلف کار کرد، اما هرگز علاقهاش به ساختن چیزها را از دست نداد.
Edison was famous for doing thousands of experiments to find answers to problems.
ادیسون به خاطر انجام هزاران آزمایش برای یافتن پاسخ مشکلات مشهور بود.
He said, “I never quit until I get what I’m after”.
او گفت: «من هرگز دست نمیکشم تا آنچه را میخواهم به دست بیاورم.»
Edison had more than 1,000 inventions and was very successful at the end of his life.
ادیسون بیش از ۱۰۰۰ اختراع داشت و در پایان زندگی بسیار موفق بود.
Many great names had stories like this.
بسیاری از افراد بزرگ داستانهایی مثل این داشتند.
But the key to their success is their hard work and belief in themselves.
اما کلید موفقیت آنها تلاش سخت و ایمان به خودشان بود.
If you want to get what you want, work hard and never give up.
اگر میخواهی به آنچه میخواهی برسی، سخت تلاش کن و هرگز تسلیم نشو.
جواب صفحه 81 زبان دهم
1) Where did Edison learn science?
ادیسون علم را کجا یاد گرفت؟
a) در کتابخانه
b) در مدرسه
c) در آزمایشگاه
2) How did Edison find answers to problems?
ادیسون چگونه پاسخ مشکلات را پیدا کرد؟
a) با خوابیدن در آزمایشگاه
b) با انجام آزمایشهای زیاد
c) با دست کشیدن از آنچه میخواست
3) Which is not true about scientists?
کدام مورد درباره دانشمندان درست نیست؟
a) آنها حقایق را پیدا میکنند
b) آنها چیزهایی اختراع میکنند
c) آنها احساس ضعف میکنند
B. True/False
صحیح/غلط
1 – Edison finally lost his interest in inventing things.(false)
ادیسون در نهایت علاقهاش به اختراع چیزها را از دست داد.
2 – Edison did not attend school at all.(false)
ادیسون اصلاً به مدرسه نرفت.
3 – Hard work is the key to scientists’ success.(true)
تلاش سخت کلید موفقیت دانشمندان است.
- بعد از اینکه ادیسون شنواییاش را از دست داد. (ب)
- وقتی دانشمندان روی مشکلات کار میکردند.(ج)
- اگر میخواهی موفق باشی.(الف)
الف. نباید احساس ضعف کنی
ب. او از مطالعه دست نکشید
ج. آنها تسلیم نشدند
د. او فرد مشهوری شد
ترجمه متن صفحه 82 زبان دهم
A. read the following texts.
Tahereh Saffarzadeh was an Iranian writer, translator and thinker.
طاهره صفارزاده نویسنده، مترجم و متفکر ایرانی بود.
When other kids were still playing outside, she learned reading and reciting the Holy Quran at the age of 6.
وقتی دیگر کودکان هنوز بیرون بازی میکردند، او در ۶ سالگی خواندن و تلاوت قرآن کریم را یاد گرفت.
As a young student, she was working very hard to learn new things.
به عنوان یک دانشآموز جوان، او بسیار سخت تلاش میکرد تا چیزهای جدید یاد بگیرد.
She also was writing poems at that time.
او همچنین در آن زمان شعر مینوشت.
She published her first book while she was still studying in the university.
او اولین کتاب خود را زمانی منتشر کرد که هنوز در دانشگاه تحصیل میکرد.
She got interested in translating the Holy Quran when she was studying and teaching translation.
او به ترجمه قرآن کریم علاقهمند شد، وقتی که مشغول تحصیل و تدریس ترجمه بود.
She published her translation of the Holy Quran in 1380.
او ترجمه قرآن کریم خود را در سال ۱۳۸۰ منتشر کرد.
Saffarzadeh passed away in 1387.
صفارزاده در سال ۱۳۸۷ درگذشت.
Alexander Fleming was a great researcher.
الکساندر فلمینگ یک پژوهشگر بزرگ بود.
He was doing research in his laboratory in winter 1928.
او در زمستان ۱۹۲۸ در آزمایشگاه خود در حال انجام تحقیقات بود.
He was trying to find a new medicine to save people’s lives.
او تلاش میکرد داروی جدیدی پیدا کند تا جان مردم را نجات دهد.
He found a new medicine when he was working on antibiotics.
او داروی جدیدی پیدا کرد وقتی روی آنتیبیوتیکها کار میکرد.
This was the amazing penicillin.
این همان پنیسیلین شگفتانگیز بود.
Many other doctors were also working on this medicine in those days.
بسیاری از پزشکان دیگر نیز در آن روزها روی این دارو کار میکردند.
They helped the first patient with penicillin in 1942 when the flu was getting around.
آنها در سال ۱۹۴۲ به اولین بیمار با پنیسیلین کمک کردند، وقتی که آنفلوآنزا در حال شیوع بود.
جواب صفحه 84 زبان دهم
D. Read the ‘Conversation’ and underline all ‘past progressive verbs’.
مکالمه را بخوانید و زیر فعلهای زمان گذشته استمراری خط بکشید.
were reading
was reading
working
was studying
جواب صفحه 85 زبان دهم
It was raining yesterday.
دیروز باران میبارید.
I was sitting in the living room.
من در اتاق نشیمن نشسته بودم.
I was watching a movie about a great scientist, Ghiyath al-Din Jamshid Kashani.
من داشتم فیلمی درباره یک دانشمند بزرگ، غیاثالدین جمشید کاشانی تماشا میکردم.
He was a great inventor.
او یک مخترع بزرگ بود.
He was from Kashan.
او اهل کاشان بود.
His father was a doctor.
پدرش پزشک بود.
Jamshid was very interested in numbers and planets.
جمشید به اعداد و سیارهها بسیار علاقهمند بود.
Actually, he invented many interesting things when he was solving math problems.
در واقع، او چیزهای جالب زیادی اختراع کرد وقتی که در حال حل مسائل ریاضی بود.
Sadly, this scientist had a very short life.
متأسفانه، این دانشمند زندگی بسیار کوتاهی داشت.
Someone killed him when he was working in his observatory.
کسی او را کشت وقتی که در رصدخانهاش کار میکرد.
He was only 42 years old.
او فقط ۴۲ سال داشت.
F. Pair up and talk about the things you were doing at the given times.
با یک دوست جفت شوید و درباره کارهایی که در زمانهای داده شده انجام میدادید صحبت کنید.
1 – Yesterday at 5
I was studying English at 5 o’clock yesterday.
دیروز ساعت ۵ داشتم انگلیسی میخواندم.
2- When the teacher came in
We were doing exercises when the teacher came in.
وقتی معلم وارد شد، ما داشتیم تمرین انجام میدادیم.
3 – This morning at 5:30
I was having breakfast this morning at 5:30.
امروز صبح ساعت ۵:۳۰ داشتم صبحانه میخوردم.
4 – When my father came home
I was watching TV when my father came home.
وقتی پدرم به خانه آمد، داشتم تلویزیون تماشا میکردم.
معنی صفحه 87 زبان دهم
Listening & Speaking
A. You may use ‘simple past’ and ‘past progressive’ together to narrate a story. Past progressive is sometimes used to give background/ situation to the story.
شما می توانید از ماضی ساده و ماضی استمراری برای نقل یک ماجرا استفاده کنید. از ماضی استمراری برای ایجاد یک پس زمینه در داستان استفاده می کنیم.
Last night at 8 o’clock we were sitting in the hall.
دیشب ساعت ۸ ما در سالن نشسته بودیم.
We were talking about our day.
ما دربارهٔ روزمان صحبت میکردیم.
Suddenly we heard a noise.
ناگهان صدایی شنیدیم.
My father went out to see what was making the noise.
پدرم بیرون رفت تا ببیند چه چیزی صدا ایجاد میکند.
When my father was walking in the yard, we went to the kitchen.
وقتی پدرم در حیاط قدم میزد، ما به آشپزخانه رفتیم.
We saw a kitty in the kitchen.
یک بچه گربه را در آشپزخانه دیدیم.
It was eating a cookie.
آن داشت یک کوکی میخورد.
The poor kitty was hungry.
بچه گربه بیچاره گرسنه بود.
You may use the following patterns to ask and answer about stories that happened in the past.
می توانید از الگوهای زیر برای پرسش و پاسخ درباره داستان هایی که در گذشته اتفاق افتاده است استفاده کنید.
What were you doing (yesterday at 8)?
تو (دیروز ساعت 8) در حال انجام چه کاری بودی؟
What was happening (yesterday at 8)?
(دیشب ساعت 8) چه اتفاقی در حال رخ دادن بود؟
جواب صفحه 88 زبان دهم
B. Listen to the following conversations and complete the sentences.
ب- به مکالمات زیر گوش دهید و جملات را کامل کنید.
Conversation 1
1 -Leila was walking home.
2 – The driver careless.
Pair up and ask your friends about the things they were doing last weekend in the afternoon. You may use the verbs in the box.
دو نفره شوید و از دوستانتان در مورد کارهایی که آخر هفته گذشته در بعدازظهر انجام می دادند بپرسید. می توانید از افعال موجود در کادر استفاده کنید.
talk to someone, read a book, watch TV, play in the yard
با کسی صحبت کنید، کتاب بخوانید، تلویزیون تماشا کنید، در حیاط بازی کنید
Conversation 2
1 – Amir went shopping.
2 – Amir was walking at bazar.
Pair up and ask your friends about the things they did or didn’t do when they were solving a problem. You may use the verbs in the box.
دو نفر شوید و از دوستانتان در مورد کارهایی که در هنگام حل مشکل انجام داده اند یا انجام نداده اند بپرسید. می توانید از افعال موجود در کادر استفاده کنید.
study hard, work long hours, quit working, feel weak, try hard, give up trying
سخت مطالعه کنید، ساعت های طولانی کار کنید، کار را رها کنید، احساس ضعف کنید، سخت تلاش کنید، دست از تلاش بردارید
جواب صفحه 89 زبان دهم
A. Listen to the following sentences. Notice how the speaker put emphasis on some words
به جملات زیر گوش کنید. توجه کنید که گوینده چگونه روی کلمات خاص تاکید می کند.
1 – Were you doing the research? No, Ali was.
آیا تو داشتی تحقیق میکردی؟ نه، علی بود.
2 – Who broke the window? It wasn’t me.
چه کسی پنجره را شکست؟ این کار من نبود.
3 – Why were the students making so much noise? They weren’t. The workers were making noises.
چرا دانشآموزان اینقدر سر و صدا میکردند؟ آنها این کار را نمیکردند. کارگران سر و صدا میکردند.
4 – Is it Jim’s car over there? No, his car is white.
آیا آن ماشین جیم آنجاست؟ نه، ماشین او سفید است.
وقتی می خواهید روی چیزی تاکید ویژه داشته باشید، آن را با شدت بیشتری بیان می کنید.
معنی رایتینگ صفحه 91 زبان دهم
action verb:1
فعل عملی: افعالی که یک عمل یا کار را نشان میدهند. برای مثال:
He is writing a letter.
او در حال نوشتن نامه است.
The children went to school by bus yesterday.
بچه ها دیروز با اتوبوس به مدرسه رفتند
My brother drinks milk every day.
برادر من هروز شیر مینوشد.
2) State verbs: افعال حسی
The verbs that express a state rather than an action. They usually relate to emotions, thoughts, and senses.
فعل هایی که حالتی را بیان می کنند نه یک عمل فیزیکی. این فعل ها به احساسات افکار و مفاهیم اشاره دارند.
We believe in Allah.
ما به خدا اعتقاد داریم
We love our country.
ما کشور مان را دوست داریم.
She feels happy.
او خوشحال است.
A. Read the ‘Reading’. Find ‘the action and state verbs’.
Action Verbs (افعال عملی)
این افعال کار یا عملی را نشان میدهند:
- develops (پیشرفت میکند)
- try / tried (تلاش میکند / تلاش کرد)
- find (پیدا کردن)
- solve (حل کردن)
- invent (اختراع کردن)
- working / was working (کار کردن / داشت کار میکرد)
- reading / read (خواندن / داشت میخواند)
- learned (یاد گرفت)
- grew up (بزرگ شد)
- worked (کار کرد)
- doing / do (انجام دادن)
- asked (پرسید)
- quit / get (دست کشیدن / رسیدن به چیزی)
- find (پیدا کردن)
State Verbs (افعال حالتی)
این افعال حالت، احساس، علاقه یا مالکیت را نشان میدهند:
- is / was (است / بود)
- have / had (داشت / داشته است)
- felt (احساس کرد)
- interested (علاقهمند بودن)
- believe (باور داشتن)
- want (خواستن)
معنی صفحه 93 زبان دهم
Simple and Continuous Forms
شکل های ساده و استمراری
1)We can use the simple or the continuous form of action verbs:
میتوانیم شکل ساده یا استمراری افعال حرکتی استفاده کنیم.
– I cleaned my room yesterday.
دیروز اتاقم را تمیز کردم
– I am cleaning my room now.
اکنون مشغول تمیز کردن اتاقم هستم.
2) We usually use the simple form rather than the continuous form of state verbs:
برای افعال حسی به جای شکل استمراری معمولاً از شکل ساده استفاده میکنیم.
– I don’t know the name of the street.
اسم خیابان را نمیدانم.
– Kids love chocolate.
بچهها شکلات دوست دارند.
جواب صفحه 93 درس سوم زبان دهم
جواب وت یو لرند درس سوم زبان دهم – صفحه 95
What You Learned
آنچه شما یاد گرفتید
A. Listen to the first part of a story.
به بخش اول داستان گوش کنید
1 – Fill in the blanks based on what you just heard.
جاهای خالی را با توجه به آنچه شنیدهاید کامل کنید.
Sajjad was taking pictures yesterday at …the park…
سجاد دیروز داشت در پارک عکس میگرفت.
When he was taking pictures …fire fighters…. came to help.
وقتی که او داشت عکس میگرفت، آتشنشانها برای کمک آمدند.
2 – Listen again and list ‘past progressive verbs’.
دوباره گوش کنید و فعل های ماضی استمراری را بنویسید.
was taking- was walking- was waiting
صفحه 95 زبان انگلیسی دهم
The firefighters jumped out of their cars.
آتشنشانها از ماشینهایشان بیرون پریدند.
They were working quickly.
آنها به سرعت کار میکردند.
They were putting out the fire.
آنها آتش را خاموش میکردند.
People were standing near the building.
مردم نزدیک ساختمان ایستاده بودند.
They were watching the fire.
آنها در حال تماشای آتش بودند.
It was dangerous.
این خطرناک بود.
Sajjad put his camera aside and asked people to leave.
سجاد دوربینش را کنار گذاشت و از مردم خواست که بروند.
The firefighters put out the fire when he was talking with people.
آتشنشانها آتش را خاموش کردند وقتی او با مردم صحبت میکرد.
C. Work in pairs. Ask and answer. Use appropriate sentence stress and intonation.
کار کنید به صورت دو نفره. سوال بپرسید و پاسخ دهید. از تاکید و آهنگ مناسب در جمله استفاده کنید.
What was Sajjad doing in the park?
He was taking pictures.
سجاد در پارک چه می کرد؟
داشت عکس می گرفت.
Did Sajjad put out the fire?
No, the firefighters did.
سجاد آتش را خاموش کرد؟
نه، آتش نشان ها انجام دادند.
Were the firefighters working slowly?
No, they were working very fast.
آیا آتش نشان ها کند کار می کردند؟
نه، آنها خیلی سریع کار می کردند.
جواب کتاب کار زبان دهم – درس سوم
جواب و معنی صفحه 44 کتاب کار زبان دهم
Who is a scientist?
دانشمند کیست؟
The world around us is full of amazing things.
دنیای اطراف ما پر از چیزهای شگفتانگیز است.
Knowing this beautiful world is very interesting for humans.
شناختن این دنیای زیبا برای انسانها بسیار جالب است.
One group of people who study the world are scientists.
یک گروه از انسانها که دنیا را مطالعه میکنند، دانشمندان هستند.
A scientist studies nature, animals, or people.
یک دانشمند طبیعت، حیوانات یا انسانها را مطالعه میکند.
Scientists work hard and do research to solve problems, find facts or invent new things.
دانشمندان سخت کار میکنند و پژوهش انجام میدهند تا مشکلات را حل کنند، حقایق را پیدا کنند یا چیزهای تازه اختراع کنند.
Scientists learn about the world by observing and experimenting.
دانشمندان از راه مشاهده و آزمایش درباره دنیا یاد میگیرند.
There are different types of scientists.
انواع مختلفی از دانشمندان وجود دارد.
Some of them study plants, earth, seas, or animals.
برخی از آنها گیاهان، زمین، دریاها یا حیوانات را مطالعه میکنند.
Others study people and how they behave and learn.
دیگران انسانها و اینکه چگونه رفتار میکنند و یاد میگیرند را مطالعه میکنند.
Some scientists like to study history or languages.
بعضی از دانشمندان دوست دارند تاریخ یا زبانها را مطالعه کنند.
Others are interested in making new things.
برخی دیگر علاقهمند به ساختن چیزهای جدید هستند.
They want to make people’s lives easier.
آنها میخواهند زندگی مردم را آسانتر کنند.
Some scientists become very rich and famous.
برخی از دانشمندان بسیار ثروتمند و مشهور میشوند.
Many people around the world may remember their names and faces.
بسیاری از مردم در سراسر دنیا ممکن است نامها و چهرههای آنها را به خاطر بسپارند.
But this is not what they call ‘success’.
اما این چیزی نیست که آنها «موفقیت» مینامند.
They feel successful when they solve problems and find answers to their questions.
آنها زمانی احساس موفقیت میکنند که مشکلات را حل کنند و پاسخ پرسشهایشان را بیابند.
جواب صفحه 45 کتاب کار زبان دهم
True or False
1 – Only scientists like to study the world. (False)
فقط دانشمندان دوست دارند دنیا را مطالعه کنند. ❌
2 – There are different types of scientists. (True)
انواع مختلفی از دانشمندان وجود دارد. ✅
3 – Scientists think ‘success’ means becoming rich. (False)
دانشمندان فکر میکنند «موفقیت» یعنی ثروتمند شدن. ❌
B)Answer the following questions
به سوالات زیر جواب دهید.
1 – How do scientists learn about the world?
دانشمندان چگونه درباره دنیا میآموزند؟
Scientists learn about the world by observing and experimenting.
جواب: دانشمندان با مشاهده و آزمایش درباره دنیا میآموزند.
2 – What does an inventor do?
یک مخترع چه کاری انجام میدهد؟
An inventor makes new things to make people’s lives easier.
جواب: یک مخترع چیزهای جدید میسازد تا زندگی مردم را آسانتر کند.
3 – Do you like to do research about the world?
آیا تو دوست داری درباره دنیا تحقیق کنی؟
Yes, I like to do research about the world because it is very interesting.
جواب: بله، من دوست دارم درباره دنیا تحقیق کنم چون بسیار جالب است.
جواب صفحه 46 کتاب کار زبان دهم
A. Unscramble the following sentences.
جملات زیر را مرتب کنید.
1 – Shirin was doing research when she found a new medicine.
شیرین در حال تحقیق بود که یک داروی جدید پیدا کرد.
2 – They were trying hard to save the injured animal.
آنها سخت تلاش میکردند تا حیوان زخمی را نجات دهند.
3 – Hassan was studying English at university when he worked as a translator.
حسن در دانشگاه انگلیسی میخواند وقتی که بهعنوان مترجم کار میکرد.
4 – Was Reza studying his Arabic book when his mother called him?
آیا رضا داشت کتاب عربیاش را میخواند وقتی مادرش او را صدا زد؟
جواب صفحه 47 کتاب کار زبان دهم
B. Look at this photo. My uncle took it yesterday at ۸ o’clock. Then complete the sentences.
به این عکس نگاه کنید. عمویم آن را در ساعت ۸ صبح دیروز گرفت. سپس جمله ها را کامل کنید.
2 – My mother was reading a book.
3 – My sister was doing her homework.
4 – My brother was working on his laptop.
5 – My grandfather was listening to the radio.
۲. مادرم داشت یک کتاب میخواند.
۳. خواهرم داشت تکالیفش را انجام میداد.
۴. برادرم داشت روی لپتاپش کار میکرد.
۵. پدربزرگم داشت به رادیو گوش میداد.
جواب صفحه 48 کتاب کار زبان دهم
C. Write what you were doing at the given times.
بنویسید در زمان های نامبرده داشتید چه می کردید
1 – Yesterday afternoon, I was reading a story in my room.
دیروز بعدازظهر داشتم در اتاقم یک داستان میخواندم.
2 – Last week at this moment, I was doing my math homework.
هفته گذشته همین موقع داشتم تکلیف ریاضیم را انجام میدادم.
3 -This morning at 5, I was waking up and getting ready for school.
امروز صبح ساعت ۵ داشتم از خواب بیدار میشدم و آماده مدرسه میشدم.
4 – When my mother was cooking dinner last night, I was watching TV.
وقتی دیشب مادرم داشت شام درست میکرد، من داشتم تلویزیون نگاه میکردم.
جواب صفحه 49 کتاب کار زبان دهم
D. Read the following text. Complete it with appropriate ‘self-pronouns’.
Yesterday I was all alone. I was cleaning the house. As no one was helping me, I was doing everything myself. It was very difficult. I remember how my mother cleaned the house herself when we didn’t help her. I felt so sorry and ashamed.
دیروز کاملاً تنها بودم. داشتم خانه را تمیز میکردم. چون هیچکس کمکم نمیکرد، همه چیز را خودم انجام میدادم. خیلی سخت بود. یادم میآید مادرم وقتی ما به او کمک نمیکردیم، خانه را خودش تمیز میکرد. خیلی متأسف و شرمنده شدم.
I was still working when my mother came in. I was cleaning the kitchen. She asked: “Babak, did you do that yourself?” I answered: “Yes, mom. I did it myself.” She said, “Thank you, dear. But now wait, don’t do that yourself. Let’s do everything together.”
هنوز داشتم کار میکردم که مادرم آمد. داشتم آشپزخانه را تمیز میکردم. او پرسید: «بابک، آیا خودت این کار را انجام دادی؟» جواب دادم: «بله، مامان. خودم انجام دادم.» او گفت: «ممنون عزیزم. اما حالا صبر کن، خودت این کار را انجام نده. بیا همه چیز را با هم انجام دهیم.»
Did Babak’s brothers clean the house themselves?
آیا برادران بابک خودشان خانه را تمیز کردند؟
No, Babak’s brothers didn’t clean the house themselves.
نه، برادران بابک خودشان خانه را تمیز نکردند.
Was Babak cleaning the room when his mother came in?
آیا بابک در حال تمیز کردن اتاق بود وقتی مادرش وارد شد؟
No, he was cleaning the kitchen.
نه، داشت آشپزخانه را تمیز می کرد.
Will his mother clean the kitchen herself?
آیا مادرش خودش آشپزخانه را تمیز خواهد کرد؟
No, Babak and his mother will clean it together.
نه بابک و مادرش با هم تمیزش می کنند.
جواب صفحه 50 کتاب کار زبان دهم
A. Read the descriptions and find the word.
توضیحات را خوانده و کلمه را بیابید.
- inventor → مخترع
- scientist → دانشمند
- quit → ترک کردن / دست کشیدن از کاری
- develop → توسعه دادن / رشد کردن
- experiment → آزمایش / تجربه علمی
- belief → باور / اعتقاد
- famous → مشهور
- solve → حل کردن
1 – a person who does research and finds facts → scientist
یک شخصی که تحقیق میکند و حقایق را پیدا میکند.
2 – to stop doing something → quit
متوقف کردن انجام کاری.
3 – something that you believe → belief
چیزی که به آن باور داری.
4 – to grow or change into a stronger, larger or better form → develop
رشد کردن یا تغییر کردن به شکل قویتر، بزرگتر یا بهتر.
5 – to find an answer to a problem → solve
پیدا کردن پاسخ برای یک مشکل.
جواب صفحه 51 کتاب کار زبان دهم
| شماره 1 | معنی | شماره 2 | معنی | شماره 3 | معنی | شماره 4 | معنی | شماره 5 | معنی |
| find | پیدا کردن | grow up | بزرگ شدن | inventor | مخترع | observatory | رصدخانه | powerful | قدرتمند |
| solve | حل کردن | develop | رشد کردن | researcher | پژوهشگر | library | کتابخانه | weak | ضعیف |
| invent | اختراع کردن | destroy | نابود کردن | farmer | کشاورز | laboratory | آزمایشگاه | strong | قوی |
| attend | شرکت کردن | increase | افزایش دادن | thinker | متفکر | memory | حافظه | energetic | پرانرژی |
جواب صفحه 52 کتاب کار زبان دهم
| کلمه | معنی |
| become | شدن، تبدیل شدن |
| build | ساختن، بنا کردن |
| attend | شرکت کردن، حضور داشتن |
| translate | ترجمه کردن |
| an interview | مصاحبه |
| a laboratory | آزمایشگاه |
| a poem | شعر |
| successful | موفق، کامیاب |
جواب صفحه 53 کتاب کار زبان دهم
D. Put these famous people in four groups.
این افراد مشهور را در چهار گروه طبقه بندی کنید
Writer نویسنده | Translator مترجم | Inventor مخترع | Poet شاعر |
| Victor Hugo | Mohammad Ghazi | Wright Brothers | Parvin Etesami |
| Mahmood Hakimi | Tahereh Saffarzadeh | Alexander Graham Bell | Shahiryar |
جواب صفحه 54 کتاب کار زبان دهم
E. Fill in the blanks with the given words.
جاهای خالی را با کلمات داده شده پر کنید
1- The airplane is one of the greatest inventions of human.
هواپیما یکی از بزرگترین اختراعات بشر است.
2 – Some scientists are very successful in their lives.
بعضی از دانشمندان در زندگی خود بسیار موفق هستند.
3 – When children grow up their personality changes.
وقتی کودکان بزرگ میشوند، شخصیت آنها تغییر میکند.
4 – Do you believe what she was saying about Mars?
آیا به چیزی که او درباره مریخ میگفت اعتقاد داری؟
5 – He changed the bulb to have more light in the room.
او لامپ را عوض کرد تا نور بیشتری در اتاق داشته باشد.
جواب صفحه 55 کتاب کار زبان دهم
U. Use appropriate nouns with the following verbs.
با فعل های زیر از اسامی مناسب استفاده کنید
do – homework, yoga, experiment
انجام دادن: تکلیف، یوگا، آزمایش
give up – smoking, dreams, trying
دست کشیدن، رها کردن: سیگار، رویاها، تلاش
solve – problem, mystery, issue
حل کردن: مشکل، معما، مسئله
translate – book, poem, text
ترجمه کردن: کتاب، شعر، متن
change – hairstyle, color, plans
تغییر دادن: مدل مو، رنگ، برنامهها
جواب صفحه 56 کتاب کار زبان دهم
Say the sentences with emphatic stress over the appropriate element.
جملات را با استرس تاکیدی بر روی بخش مربوطه بیان کنید.
1 – I was reading Arabic. (Not Amir)
من در حال خواندن عربی بودم. (نه امیر)
I was reading Arabic not Amir.
من عربی میخواندم، نه امیر
2- I was reading Arabic. (Not writing Arabic)
من در حال خواندن عربی بودم. (نه نوشتن عربی)
I was reading Arabic not writing Arabic.
من عربی میخواندم، نه نوشتن عربی
3 – I was reading Arabic. (Not English)
من در حال خواندن عربی بودم. (نه انگلیسی)
I was reading Arabic not English.
من داشتم عربی میخواندم، نه انگلیسی
جواب صفحه 57 کتاب کار زبان دهم
A. Complete the spelling of words.
املای کلمات زیر را کامل کنید
- remember – به یاد آوردن
- attended – شرکت کردن، حضور داشتن
- build – ساختن
- invent – اختراع کردن
- create – خلق کردن، ایجاد کردن
- believe – باور داشتن
جواب صفحه 58 کتاب کار زبان دهم
B. Complete the word family chart.
جدول کلمات هم خانواده زیر را کامل کنید
| Noun / اسم | معنی | Verb / فعل | معنی |
| inventor | مخترع | invent | اختراع کردن |
| building | ساختمان | build | ساختن |
| belief | باور، اعتقاد | believe | باور داشتن |
| knowledge | دانش، آگاهی | know | دانستن |
| translator | مترجم | translate | ترجمه کردن |
| thinker | متفکر | think | فکر کردن |
جواب صفحه 59 کتاب کار زبان دهم
C. Read the text. Find nouns, adjectives and verbs. Write them in appropriate columns.
متن را بخوانید. اسم ها ، صفت ها و فعل ها را یافته و در ستون های مناسب بنویسید.
Yesterday, it was snowing heavily.
دیروز، برف شدیدی میبارید.
Maryam was playing inside.
مریم داخل خانه بازی میکرد.
She really wanted to go out to play.
او واقعاً میخواست بیرون برود تا بازی کند.
But she stayed in because it was very cold outside.
اما داخل ماند چون بیرون خیلی سرد بود.
She was thinking about what to do to have fun inside the house.
او به این فکر میکرد که داخل خانه چطور سرگرم شود.
She went into her room.
او به اتاقش رفت.
She was looking at her things when her friend Mina called.
او به وسایلش نگاه میکرد که دوستش مینا تماس گرفت.
She lives next door.
او در خانه کناری زندگی میکند.
Mina was coming to Maryam’s house with her mother.
مینا با مادرش به خانه مریم میآمد.
She was bringing some interesting books and games.
او چند کتاب و بازی جالب میآورد.
They were reading and playing all evening.
آنها تمام عصر را میخواندند و بازی میکردند.
They really had a good time.
آنها واقعاً اوقات خوبی داشتند.
Yesterday, it was snowing heavily.
دیروز، برف شدیدی میبارید.
Maryam was playing inside.
مریم داخل خانه بازی میکرد.
She really wanted to go out to play.
او واقعاً میخواست بیرون برود تا بازی کند.
But she stayed in because it was very cold outside.
اما داخل ماند چون بیرون خیلی سرد بود.
She was thinking about what to do to have fun inside the house.
او به این فکر میکرد که داخل خانه چطور سرگرم شود.
She went into her room.
او به اتاقش رفت.
She was looking at her things when her friend Mina called.
او به وسایلش نگاه میکرد که دوستش مینا تماس گرفت.
She lives next door.
او در خانه کناری زندگی میکند.
Mina was coming to Maryam’s house with her mother.
مینا با مادرش به خانه مریم میآمد.
She was bringing some interesting books and games.
او چند کتاب و بازی جالب میآورد.
They were reading and playing all evening.
آنها تمام عصر را میخواندند و بازی میکردند.
They really had a good time.
آنها واقعاً اوقات خوبی داشتند.
فعل / Verb | معنی | اسم / Noun | معنی | صفت / Adjective | معنی |
| was snowing | میبارید | Maryam | مریم | heavy | شدید، سنگین |
| was playing | بازی میکرد | house | خانه | cold | سرد |
| wanted | میخواست | things | وسایل | interesting | جالب |
| stayed | ماندن | friend | دوست | good | خوب، خوشایند |
| was thinking | فکر میکرد | books | کتابها | ||
| went | رفتن | games | بازیها | ||
| was looking | نگاه میکرد | mother | مادر | ||
| called | تماس گرفت | evening | عصر | ||
| lives | زندگی میکند | ||||
| was coming | میآمد | ||||
| was bringing | میآورد | ||||
| were reading | میخواندند | ||||
| were playing | بازی میکردند | ||||
| had | داشتند |



















