درس دهم دینی یازدهم ریاضی و تجربی
مرجعیت و ولایت فقیه – درس 10 دینی یازدهم
تداوم مسئولیتهای امامت در عصر غیبت
اسلام به عنوان آخرین دین الهی، برای هدایت بشریت تا پایان تاریخ مبعوث شده است. این رسالت الهی، نیازمند تداوم رهبری و هدایت در تمام دورانهاست. در دوره غیبت کبری، که دسترسی مستقیم به امام معصوم (ع) ممکن نیست، مسئولیتهای امامت به نهادی نوین تحت عنوان “مرجعیت و ولایت فقیه” منتقل شده است. این مقاله به تبیین کامل این مفهوم، شامل ضرورت تداوم مسئولیتها، شرایط و وظایف فقیهان، چگونگی انتخاب ولی فقیه، و مسئولیتهای متقابل رهبر و مردم میپردازد.
۱. ضرورت تداوم مسئولیتهای امامت در عصر غیبت
اسلام دینی ابدی و جهانی است و احکام و هدایتهای آن محدود به زمان یا مکانی خاص نیست. بنابراین، ضروری است که مسئولیتهای مهم امامت، یعنی هدایت دینی و رهبری جامعه، در عصر غیبت نیز ادامه یابد تا احکام فردی و اجتماعی اسلام اجرا شده و مردم در مسیر صحیح هدایت قرار گیرند. پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) با پیشبینی این دوران، راهکاری را برای تداوم این مسئولیتها اندیشیدند: تربیت دانشمندانی عالم و آگاه به دین، که در غیبت امام معصوم (ع)، وظیفه آموزش دین به مردم و رهبری جامعه را بر عهده گیرند. این افراد همان “فقیهان” هستند که در روایات به آنها اشاره شده است.
۲. تبیین نقش فقیه: مرجعیت دینی و ولایت ظاهری
نقش فقیه در عصر غیبت، دو جنبه اساسی دارد:
مرجعیت دینی (مرجع تقلید): فقیه به عنوان داناترین فرد در مسائل دینی، وظیفه آموزش احکام به مردم را بر عهده دارد. مردم نیز با “تقلید”، یعنی رجوع به متخصص در دین، از راهنماییهای او پیروی میکنند. این جنبه از نقش فقیه، در راستای هدایت فردی و فهم عمیقتر معارف دینی توسط عموم جامعه است.
ولایت ظاهری (ولی فقیه): علاوه بر مرجعیت دینی، فقیه واجد شرایط، مسئولیت رهبری و سرپرستی جامعه اسلامی را نیز بر عهده دارد. این مسئولیت شامل اجرای قوانین الهی، حفظ نظم اجتماعی، مدیریت کلان کشور، و دفاع از استقلال آن در برابر تهدیدات داخلی و خارجی است. این جنبه، ناظر به هدایت اجتماعی و سازماندهی جامعه بر اساس معیارهای اسلامی است.
شرایط فقیه برای احراز این دو مسئولیت:
برای ایفای هر دو نقش، فقیه باید دارای شرایطی باشد که او را شایسته این جایگاه خطیر سازد:
شرایط مرجع تقلید:
تقوا و عدالت: داشتن پایبندی عملی به دستورات الهی و پرهیز از گناهان.
زمانشناسی: درک عمیق از مقتضیات زمان و نیازهای جامعه.
اعلمیت: داناترین فرد در میان فقیهان در استنباط احکام و مسائل دینی.
شرایط ولی فقیه (علاوه بر شرایط مرجعیت):
مدیریت و تدبیر: توانایی برنامهریزی، سازماندهی و اداره امور پیچیده جامعه.
شجاعت: قدرت روحی و جسارت لازم برای اتخاذ تصمیمات دشوار و مقابله با دشمنان.
قدرت رهبری: توانایی هدایت جامعه در شرایط بحرانی و ایجاد وحدت و انسجام.
راههای شناخت فقیه شایسته:
شناخت فقیه، چه به عنوان مرجع تقلید و چه به عنوان ولی فقیه، از دو طریق ممکن است:
تحقیق: پرس و جو از دو نفر عادل و مطلع که شناخت کافی از فقها دارند.
شهرت: شناخت فقیه از طریق شهرت فراگیر او در میان اهل علم و جامعه.
پایههای حکومت اسلامی:
حکومت ولی فقیه، برای استحکام و موفقیت، باید بر دو پایه استوار باشد:
مشروعیت: داشتن مجوز شرعی و دینی برای رهبری.
مقبولیت: پذیرش و رضایت مردم نسبت به رهبری و حکومت او.
۳. انتخاب ولی فقیه و وظایف متقابل رهبر و مردم
چگونگی انتخاب ولی فقیه:
با توجه به ضرورت وحدت در اداره جامعه و جلوگیری از هرج و مرج، انتخاب ولی فقیه به صورت فردی و تصادفی نیست. در نظام جمهوری اسلامی ایران، این فرآیند به شرح زیر است:
انتخاب مجلس خبرگان: مردم، نمایندگان متخصص و آگاه خود را به عنوان “مجلس خبرگان رهبری” انتخاب میکنند.
معرفی رهبر توسط خبرگان: وظیفه اصلی مجلس خبرگان، شناسایی و معرفی فقیه واجد شرایط رهبری به جامعه است. این فرآیند، تضمینکننده انتخاب فردی شایسته و بر اساس معیارهای دقیق دینی و سیاسی است (مانند انتخاب امام خمینی (ره) و سپس تداوم رهبری آیتالله خامنهای).
تشخیص تداوم شرایط: مجلس خبرگان همچنین وظیفه دارد بر تداوم شرایط رهبری در فرد منتخب نظارت داشته باشد و در صورت لزوم، تغییرات لازم را اعمال کند.
وظایف رهبر (ولی فقیه):
رهبر جامعه اسلامی، وظایف سنگین و متعددی بر عهده دارد که از مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تلاش برای اجرای احکام الهی: هدایت جامعه به سوی اجرای کامل دستورات دین در تمام ابعاد فردی و اجتماعی.
حفظ استقلال کشور و جلوگیری از نفوذ بیگانگان: دفاع از مرزها، عزت ملی، و مقابله با هرگونه تلاش دشمنان برای تضعیف یا سلطه بر کشور.
تصمیمگیری بر اساس مشورت: مشورت با نخبگان، کارشناسان و نهادهای مشورتی (مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی و…) برای اتخاذ تصمیمات صحیح و جامعنگر.
سادهزیستی و پرهیز از زندگی اشرافی: الگو بودن برای مردم در زندگی، پرهیز از تجملگرایی و زندگی در حد متوسط جامعه.
مردم و رهبری:
در حکومت اسلامی، رابطه میان مردم و رهبر، رابطهای دوسویه و مبتنی بر همکاری و همراهی است:
مشارکت مردم: مشارکت فعال و مؤثر مردم، اساس و ستون فقرات پیشرفت جامعه اسلامی است.
وظایف مردم در قبال رهبر:
ایجاد وحدت و همبستگی اجتماعی: مهمترین وظیفه مردم، تقویت انسجام ملی و اجتماعی است تا حکومت اسلامی تقویت شده و دشمنان نتوانند در صفوف ملت تفرقه ایجاد کنند.
استقامت و پایداری: تحمل مشکلات و سختیها با صبر و استقامت، فرصت مقابله با چالشهای داخلی و خارجی را برای رهبر فراهم میآورد.
افزایش آگاهیهای سیاسی و اجتماعی: اطلاع از تحولات جهانی و درک صحیح از مسائل سیاسی، به مردم کمک میکند تا در برابر قدرتهای ستمگر جهان، موضعی صحیح اتخاذ کنند.
مشارکت در نظارت همگانی: همانند سرنشینان یک کشتی، همه افراد جامعه نسبت به یکدیگر مسئولند و باید با امر به معروف و نهی از منکر، جامعه را از گناه و انحراف بازدارند. این نظارت، رهبر را در هدایت جامعه یاری میکند.
اولویت دادن به اهداف اجتماعی: در مواقع لزوم، گذشت از منافع فردی برای پیشبرد اهداف اجتماعی، مانند حمایت از تولیدات داخلی، به تقویت کشور و تسهیل وظایف رهبری در اداره جامعه کمک میکند.
۴. وظایف کارگزاران (مدیران و مسئولان جامعه)
کارگزاران، شامل مدیران و مسئولان سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه، یاران و کمککنندگان رهبر در اداره امور جامعه هستند. عملکرد صحیح و وظیفهشناسی آنان، نقشی حیاتی در موفقیت حکومت دارد:
شناخت و اجرای وظایف: کارگزاران باید به درستی وظایف محوله خود را بشناسند و با دقت و امانتداری آنها را اجرا کنند.
افزایش اعتماد مردم: عملکرد صحیح کارگزاران، اعتماد و رضایت مردم را به حکومت افزایش داده و موجب استحکام پایههای نظام میشود.
جلوگیری از ناکارآمدی: عملکرد نادرست و سهلانگاری کارگزاران، منجر به انباشت مشکلات، ناکارآمدی حکومت و نارضایتی عمومی خواهد شد.
جواب فعالیت های درس دهم دینی یازدهم ریاضی و تجربی
جواب درس دهم دینی یازدهم
جواب تدبر در قرآن صفحه 125 دینی یازدهم
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
وَ ما کانَ المُؤمِنونَ لِیَنفِروا کآفَّةً فَلَولا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طآئِفَةٌ لِیَتَفَقَّهوا فِی الدّینِ وَ لِیُنذِروا قَومَهُم اِذا رَجَعوا اِلَیهِم لَعَلَّهُم یَحذَرونَ [سورهٔ توبه / ۱۲۲]
و نمیشود که مؤمنان، همگی [برای آموزش دین] اعزام شوند، پس چرا از هر گروهی، جمعی از آنها اعزام نشوند تا دانش دین را [به طور عمیق] بیاموزند و آن گاه که به سوی قوم خویش بازگشتند، آنها را هشدار دهند، باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند.
با توجه به آیۀ بالا به سؤال های زیر پاسخ دهید:
۱- به نظر شما، چرا خداوند حتی در زمان پیامبر و با وجود حضور ایشان، عدهای را تشویق به فراگیری علم دین میکند؟
پاسخ:
به دلیل رحلت پیامبر اکرم(ص)، احتمال به فراموشی سپرده شدن بسیاری از دستورات دینی وجود داشت.
و در دوران حیات ایشان نیز ساکنان مناطق دورافتاده امکان دریافت مستقیم آموزشهای دینی از پیامبر(ص) را نداشتند. بر این اساس، مطابق سفارش قرآن مجید، لازم بود گروهی از افراد با صرف وقت و تلاش ویژه، معارف اسلامی را بهصورت عمیق بیاموزند و پس از گذراندن آموزشهای تخصصی، به مناطق خود بازگردند تا احکام و قوانین اسلام را به مردم آموزش دهند.
2 – آیا آموختن عمیق دین و بیان تعالیم آن، اختصاص به زمان پیامبر دارد؟ چرا؟
پاسخ:
خیر؛ حضور مرجعیت دینی و هدایتگری الهی در هر دوره تاریخی برای جامعه اسلامی ضرورتی اجتناب ناپذیر بوده است.
فعالیت کلاسی صفحه 128 دینی یازدهم
شما با چه روشی مرجع تقلید خود را انتخاب کردهاید؟
پاسخ:
با دو فرد درستکار و معتمد که توانسته اند فقیه شایسته و واجد صلاحیت را تشخیص دهند، مشاوره و تبادل نظر انجام داده ام.
اگر کسی که به سنّ تکلیف رسیده است، مرجع تقلید خود را انتخاب نکند، اعمال وی چگونه خواهد بود؟
پاسخ:
بر هر فرد غیرمتخصص در فقه (که توانایی استنباط احکام را ندارد) واجب است از مرجع تقلیدی جامعالشرایط – و در صورت امکان از آگاهترین آنها – پیروی کند. حتی اگر شائبه برتری علمی مرجعی وجود داشته باشد، پیروی از او ضروری است؛ در غیر این صورت، اعمال عبادی فرد از نظر شرعی ناقص محسوب میشود.
جواب اندیشه و تحقیق صفحه 132 دینی یازدهم – درس 10
1 – مقصود از «تقلید» در احکام دینی چیست؟
پاسخ: استفاده از راهنمایی متخصصان برای درک دقیق قوانین علمی و عمل به توصیه های آن
2 – تقلید برای چه کسانی لازم است و شامل چه زمینههایی میشود؟
پاسخ:
در یک نگاه کلی، تقلید به معنای مراجعه به اهل تخصص در زمینه هایی است که فرد خود در آن دانش کافی ندارد. در حوزه احکام دینی، این مفهوم بدین معناست که افراد غیرمتخصص که به سن تکلیف رسیدهاند، موظفند در مسائل عملی دین (مانند نماز، روزه و…) از دستورات مرجع دینی واجد شرایط پیروی کنند.
نکته مهم این است که اصول بنیادین اعتقادات (مانند توحید، معاد، نبوت، امامت و عدل الهی) نیازمند تقلید نیستند، بلکه هر فرد باید با تفکر و استدلال شخصی به باوری استوار در این زمینه ها دست یابد.
3 – چرا مرجع تقلید باید «عادل» و «زمانشناس» باشد؟
پاسخ:
مرجع تقلید باید دارای تقوای الهی باشد؛ به این معنا که واجبات را به جا آورد و از گناهان بزرگ پرهیز کند و خطاهای کوچک را نیز پیوسته تکرار نکند. این ویژگی، کاهش سوگیریهای شخصی در صدور احکام را به دنبال دارد.
همچنین مرجع باید آگاه به مسائل روز باشد؛ یعنی با چالشهای نوظهور جامعه و نیازهای متغیر زمانه آشنا باشد تا بتواند احکام دینی را با شرایط کنونی تطبیق داده و پاسخگوی پرسشهای مردم باشد.
4 – انتخاب ولیفقیه در کشور ما چگونه انجام میگیرد و مردم از چه طریقی در انتخاب ایشان دخالت دارند؟
پاسخ:
مردم نخست نمایندگان مجلس خبرگان را برمیگزینند. این خبرگان از میان عالمان دینی، فردی را که صلاحیت دارترین فرد برای رهبری تشخیص میدهند، انتخاب مینمایند و نتیجه را به عموم مردم اعلام میکنند.
پیشنهاد صفحه 133 دینی یازدهم
در خصوص فقهایی که جامعه امروز با عنوان مرجع تقلید شناخته میشوند تحقیق کنید و اسامی آنان را در کلاس بیان کنید.
پاسخ:
آیت الله خامنه ای
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله سبحانی
آیت الله سیستانی
آیت الله صافی گلپایگانی
آیت الله نوری همدانی
آیت الله سید علی سیستانی
آیت الله سید موسی شبیری زنجانی
آیت الله عبدالله جوادی آملی
آیت الله اسدالله بیات زنجانی
اصل ۱۰۷ قانون اساسی را که مربوط به انتخاب رهبر است، مطالعه کنید و چگونگی انتخاب ولیفقیه را توضیح دهید.
اصل ۱۰۷: پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیتاللهالعظمی امام خمینی «قدس سرهالشریف» که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت میکنند هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب میکنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی مینمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسئولیتهای ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.
پاسخ:
اصل ۱۰۷ قانون اساسی به شرایط انتخاب رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران میپردازد. بر اساس این اصل، پس از حضرت امام خمینی(ره) – بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی و رهبر انقلاب که با پذیرش اکثریت مردم به عنوان مرجع دینی و رهبر شناخته شدند – انتخاب رهبر جدید بر عهده مجلس خبرگان رهبری (که اعضای آن توسط مردم انتخاب میشوند) گذاشته شده است.
این اصل ویژگیهای ضروری رهبر را نیز مشخص میکند:
۱- توانایی علمی بالا در استنباط احکام فقهی در تمامی حوزههای دینی
۲- برخورداری از تقوا و عدالت به عنوان پایههای اصلی اعتماد عمومی
۳- مقبولیت گسترده در جامعه و پذیرش مردمی


