درس یازدهم فنون دهم انسانی
قافیه – درس 11 فنون دهم
قافیه فنون دهم انسانی
قافیه یکی از عناصر مهم موسیقی شعر است که به انسجام، طنین و خوشآهنگی بیت کمک میکند. قافیه واژهای است که غالباً در پایان مصراعها قرار میگیرد و حرف یا حروف آخر آن در واژههای مشابه تکرار میشود.
نمونه:
«یا رب، سببی ساز که یارم به سلامت
باز آید و برهاندم از بند ملامت» (حافظ)
واژههای «سلامت» و «ملامت» قافیه هستند. حتی تغییر یک واژه قافیه باعث میشود موسیقی و زیبایی شعر کاهش یابد، با اینکه دیگر واژگان تقریباً ثابت باقی ماندهاند.
ردیف و تفاوت آن با قافیه
ردیف واژه یا واژههایی است که بعد از واژه قافیه، بهطور کامل تکرار میشوند. تفاوت ردیف با قافیه در این است که ردیف باید عیناً تکرار شود و نقش تأکیدی و موسیقایی دارد، در حالی که قافیه تنها حرف یا حروف مشترک در پایان واژهها است.
نمونهها:
سعدی:
«شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد»
ردیف: «باشد»
قافیه: «دراز» و «باز»
حرف قافیه: «ز»
سعدی:
«به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست»
ردیف: «ازوست»
قافیه: «خرم» و «عالم»
حرف قافیه: «م»
فردوسی:
«چنین داد پاسخ فریدون که تخت
نماند به کس جاودانه، نه بخت»
ردیف: ندارد
قافیه: «تخت» و «بخت»
حرف قافیه: «خ»
قواعد قافیه فنون دهم
قافیه یکی از مهمترین عناصر زیباییشناسی شعر است که به طنین و خوشآهنگی اثر میافزاید. برای درک دقیق قافیه و کاربردهای آن، باید با قواعد و شرایط شکلگیری قافیه در شعر فارسی آشنا شویم.
۱. حداقل حروف لازم برای قافیه
حداقل حروف لازم برای قافیه تابع دو قاعده اصلی است:
قاعده ۱: مصوّتهای تنها
هر یک از مصوّتهای /ا/ و /و/ میتواند به تنهایی اساس قافیه قرار گیرد.
مثالها:
حافظ:
«صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را / که سر به کوه و بیابان تو دادهای ما را»
در این بیت، واژههای «رعنا» و «ما» هم قافیهاند و حرف مشترک آنها مصوّت /ا/ است.
مولوی:
«یار بد، مار است هین بگریز از او / تا نریزد بر تو زهر، آن زشت خو»
مصوّت /و/ حرف قافیه محسوب میشود.
قاعده ۲: ترکیب مصوّت با صامتها
گاهی یک مصوّت با یک یا دو صامت پس از خود قافیه میسازد:
الگوی مصوّت + صامت:
حافظ: «کی شعرتر انگیزد خاطر که حزین باشد؟ / یک نکته از این معنی، گفتیم و همین باشد»
در اینجا «ین» (مصوّت + صامت) حروف قافیهاند و واژههای «حزین» و «همین» قافیه هستند.
الگوی مصوّت + صامت + صامت:
سعدی: «کسی دانۀ نیک مردی نکاشت / کزو خرمن کام دل برنداشت»
«نکاشت» و «برنداشت» واژههای قافیه و «اشت» (مصوّت + صامت + صامت) حروف قافیهاند.
سعدی: «نکونام و صاحب دل و حق پرست / خط عارضش خوشتر از خط دست»
«حق پرست» و «دست» واژههای قافیه و «ست» حروف قافیهاند.
۲. حروف الحاقی
گاهی به آخر واژههای قافیه، یک یا چند حرف اضافه یا الحاق میشود که جزو حروف قافیه محسوب است و رعایت آن لازم است.
مثال حافظ: «ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی / دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی»
در اینجا «ا» حرف اصلی و «یی» حروف الحاقی هستند.
حروف الحاقی شامل:
- شناسهها
- ضمایر متصل
- پسوندها
مخفف صیغههای زمان حال بودن (م، ی، یم، ید، ند)
«ی» آخر بعضی واژههای مختوم به ا و و (مثلاً خدای، جای، موی، بوی)
روش تشخیص قافیه: ابتدا به سراغ ردیف میرویم، سپس واژههای قافیه را بررسی کرده، حروف الحاقی و حروف اصلی را مشخص میکنیم. آخرین حرف اصلی کلمه را «روّی» مینامیدند.
۳. قافیۀ درونی
برای غنیتر کردن موسیقی شعر، برخی شاعران درون مصراعها نیز قافیه میآورند:
مولوی:
«مرده بدم زنده شدم، گریه بدم خنده شدم / دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم
دیده سیرست مرا، جان دلیرست مرا / زهرۀ شیرست مرا، زهرۀ تابنده شدم»
۴. دو قافیۀ پایانی (ذوقافیتین)
گاهی شعر دارای دو قافیۀ پایانی است که قافیۀ اصلی در واژههای آخر مصراعها قرار دارد:
سعدی:
«طُرفه میدارند یاران صبر من بر داغ و درد / داغ و دردی کز تو باشد خوشتر است از باغ و ورد»
۵. اهمیت شکل نوشتاری
شکل نوشتاری حروف قافیه باید مشابه و همسان باشد. برخی واژهها ممکن است از نظر آوایی همقافیه به نظر برسند اما به دلیل تفاوت شکل نوشتاری، درست قافیه نیستند:
سعدی: «پیوند روح میکند این بادِ مشک بیز هنگامن و بت سحر ای ستایین دیم، خیز»
در این بیت، واژههایی مثل «حضیض، لذیذ، غلیظ» از نظر آوایی مشابهاند اما از نظر نوشتاری همسان نیستند و نمیتوانند قافیه شوند.
قافیه در شعر نو فنون دهم
قافیه در شعر نو تفاوتهای اساسی با شعر کهن دارد. در شعر کلاسیک، شاعر موظف بود که تمامی مصراعها را مطابق قواعد دقیق قافیه و ردیف با یکدیگر هماهنگ کند، اما در شعر نو این محدودیتها وجود ندارد و شاعر آزادانه میتواند از قافیه استفاده کند.
در شعر نو:
شاعر خود را اسیر قواعد سخت قافیه نمیسازد.
معمولاً در هر بخش سروده، دو یا چند مصرع قافیهدار به کار گرفته میشود، بدون اینکه الزام داشته باشد تمام مصرعها قافیه مشابه داشته باشند.
گاهی استفاده از قافیه برای تقویت موسیقی و هماهنگی صوتی شعر است و نه برای تبعیت از یک ساختار ثابت و اجباری.
مثالها:
از تهی سرشار
جویبار لحظهها جاری است
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب و اندر آب بیند سنگ
دوستان و دشمنان را میشناسم من
زندگی را دوست میدارم
مرگ را دشمن
وای اماّ با که باید گفت این؟ من دوستی دارم
که به دشمن باید از او التجا بردن
جویبار لحظهها جاری…
در این مثالها:
چند مصرع دارای قافیه هستند، اما همه مصرعها الزامی برای همقافیه بودن ندارند.
شاعر از قافیه به صورت انتخابی استفاده کرده تا بار موسیقایی و لحن عاطفی شعر را تقویت کند.
این آزادی در بهکارگیری قافیه یکی از ویژگیهای بارز شعر نو است که به شاعر اجازه میدهد بیان خلاقانه و طبیعیتر داشته باشد.
تفاوت با شعر کهن:
| ویژگی | شعر کهن | شعر نو |
| الزام قافیه | تمام مصرعها باید قافیه یکسان داشته باشند | قافیه محدود و انتخابی، فقط چند مصرع |
| موسیقی و آهنگ | از طریق وزن و قافیه به صورت دقیق ساخته میشود | موسیقی بیشتر انعطافپذیر و طبیعی |
| آزادی شاعر | محدود به قواعد سنتی | آزادی کامل در استفاده از قافیه |
| نقش قافیه | اصلی و ضروری | تقویتکننده و اختیاری |
جواب خودارزیابی درس یازدهم علوم و فنون دهم انسانی
جواب خودارزیابی درس یازدهم فنون دهم
صفحه 93 فنون دهم انسانی
1 – در بیت زیر حروف قافیه را مشخص کنید.
در پیش بی دردان چرا فریاد بیحاصل کنم / گر شکوهای دارم زدل، با یار صاحبدل کنم
(رهی مُعیّری)
جواب:
ردیف: کنم
واژههای قافیه: بیحاصل، صاحب دل
هجای قافیه: صِل، دِل
حروف قافیه: -ِل
قاعده: ۲ (مصوّت + صامت)
***
2 – واژههای قافیه و حروف مشترک آن را در هر بیت مشخص کنید.
الف) بر سر آنم که گر ز دست برآید / دست به کاری زنم که غصّه سرآید
(حافظ)
جواب:
ردیف: آید
واژههای قافیه: بر، سر
حروف قافیه: -َر
قاعده: ۲
***
ب) نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد / عالم پیر، دگرباره جوان خواهد شد
(حافظ)
جواب:
ردیف: خواهد شد
واژههای قافیه: مشک فشان، جوان
هجای قافیه: شان، وان
حروف قافیه: ان
قاعده: ۲
***
ج) گوهر خود را هویدا کن، کمال این است و بس / خویش را در خویش پیدا کن، کمال این است و بس
(میرزا حبیب خراسانی)
جواب:
ردیف: کن، کمال این است و بس
واژههای قافیه: هویدا، پیدا
هجای قافیه: دا، دا
حروف قافیه: ا
قاعده: ۱
***
3 – نوع قاعده قافیه را در هر بیت مشخص کنید.
الف) من از دست کمانداران ابرو / نمییارم گذر کردن به هر سو
(سعدی)
جواب:
ردیف: ندارد
واژههای قافیه: ابرو، سو
حروف قافیه: و
قاعده: ۱
***
ب) آبِ آتش فروز، عشق آمد / آتشِ آب سوز، عشق آمد
(سنایی، حدیقه)
جواب:
ردیف: عشق آمد
واژههای قافیه: آتش فروز، آب سوز
حروف قافیه: وز
قاعده: ۲
***
ج) کی رفتهای ز دل که تمنّا کنم تو را؟ / کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را؟
(فروغی بسطامی)
جواب:
ردیف: کنم تو را
واژههای قافیه: تمنّا، پیدا
حروف قافیه: ا
قاعده: ۱
***
صفحه 94 فنون دهم انسانی
4 – در کدام بیت «ردیف» وجود ندارد؟ دلیل خود را بنویسید.
الف) روز وصل دوستداران، یاد باد / یاد باد آن روزگاران، یاد باد
(حافظ)
جواب:
ردیف: یاد باد
واژههای قافیه: دوستداران، روزگاران
حروف الحاقی: ان
هجای قافیه: دار، گار
حروف قافیه: ار
قاعده: ۲
***
ب) گلاب است گویی به جویش روان / همی شاد گردد ز بویش روان
(فردوسی)
جواب:
ردیف: ندارد
علت: بیت ذوقافیتین است؛ دو قافیه در پایان مصرعها با دو معنی متفاوت برای «روان» به کار رفته است (جاری و جان).
***
5 – هریک از اصطلاحات زیر را مقابل بیت مربوط به آن بنویسید: «قافیه درونی، ذوقافیتین»
الف) ای از مکارم تو شده در جهان خبر / افکنده از سیاست تو، آسمان سپر
(رشید وطواط)
جواب:
ذوقافیتین: جهان، آسمان / خبر، سپر
***
ب) گلزار و باغ عالمی، چشم و چراغ عالمی / هم درد و داغ عالمی، چون پا نهی اندر جفا
(مولوی)
جواب:
قافیه درونی: باغ، چراغ، داغ
***
ج) یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا / یار تویی، غار تویی، خواجه نگه دار مرا
(مولوی)
جواب:
قافیه درونی: یار، غار، جگرخوار
***
6 – با توجه به بیت زیر به سوالات پاسخ دهید:
الف) ردیف کدام است؟
ب) واژه های قافیه را مشخّص کنید.
پ) حروف و قاعدۀ قافیه را بنویسید.
جواب:
نشود فاشِ کسی آنچه میان من و توست / تا اشارات نظر، نامهرسان من و توست
(هوشنگ ابتهاج)
الف) ردیف: من و توست
ب) واژههای قافیه: میان، نامهرسان
پ) حروف و قاعده قافیه: ان، قاعده ۲
***
صفحه 95 فنون دهم انسانی
7 – شعر زیر را از نظر کاربرد قافیه و کوتاهی و بلندی مصراع ها با شعر « مهر و وفا » در کتاب فارسی سرودۀ حافظ ، مقایسه کنید.
عاشقم بهار را
رویشِ ستاره در کویر را
رهنورد دشت های عاشقی!
پُر ز بادۀ سپیده باد جام تو
ای که چون غزالِ تشنه،
آب تازه می خورد
مزرع دلم ز جاریِ کلام تو
در غبار کام تو
چارۀ فسونگران و رهزنان
در مُحاق مرگ، رخ نهفتن است
من که تشنه ام زلالی از سپیده را
من که جست و جوگرم
سرودهای ناشنیده را،
شعر من که عاشقم
همیشه از تو گفتن است
ای که در بهار سبز نام تو
رسالت گل محمدی
شکفتن است!
جواب:
شعر حافظ با قافیههای منظم و طول مصراعهای متعادل، سبک کلاسیک و متقارن خود را نشان میدهد.
اما در شعر نو:
عاشقم بهار را
رویش ستاره در کویر را
رهنورد دشتهای عاشقی!
…
ویژگیها: قافیهها آزادتر، طول مصراعها متفاوت، واژههای قافیه متغیر و انعطافپذیر نسبت به شعر کلاسیک.
نمونه واژههای قافیه در شعر نو: جام، کلام، کام، نام / نهفتن، گفتن، شکفتن / سپیده، ناشنیده
***
8 – در هر یک از ابیات زیر:
الف) ردیف را مشخّص کنید. (اگر دارد)
ب) واژه ها و حرف یا حروف قافیه را تعیین کنید.
پ) حرف یا حرف های الحاقی را مشخّص کنید. (اگر دارد)
ت) حرف یا حروف اصلی قافیه را مشخّص کنید.
صفحه 96 فنون دهم انسانی
الف) ای نسیمِ سحر آرامگه یار کجاست؟ / منزلِ آن مه عاشق کش عیار کجاست؟
(حافظ)
جواب:
ردیف: کجاست
واژههای قافیه: یار، عیار
حروف اصلی: ار
قاعده: ۲
***
ب) کاشکی جز تو کسی داشتمی / یا به تو دست رسی داشتمی
(خاقانی)
جواب:
ردیف: داشتمی
واژههای قافیه: کسی، دست رسی
حرف الحاقی: ی
حروف اصلی: س
قاعده: ۲
***
پ) چندان که گفتم غم با طبیبان / درمان نکردند مسکین غریبان
(حافظ)
جواب:
ردیف: ندارد
واژههای قافیه: طبیبان، غریبان
حروف الحاقی: ان
حروف اصلی: یب
قاعده: ۲
***
ت) بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
(مولوی)
جواب:
ردیف: آرزوست
واژههای قافیه: گلستانم، فراوانم
حروف الحاقی: -م
حروف اصلی: ان
قاعده: ۲

