تدریس درس چهارم فنون دوازدهم انسانی – خودارزیابی درس 4

دانلود ویدیو

جواب تمرینات کتاب درسی

جواب درس چهارم علوم و فنون ادبی دوازدهم انسانی

جواب خود ارزیابی درس چهارم فنون دوازدهم انسانی – صفحه 46 و 47

جواب صفحه 46 فنون دوازدهم انسانی

۱- شعر زیر را در دو سطح ادبی و فکری بررسی کنید (از هر سطح دو مورد) .

از مُلک ادب حکم گزاران همه رفتند  /  شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

آن گرد شتابنده که در دامن صحراست  /   گوید چه نشینی که سواران همه رفتند

داغ است دل لاله و نیلی است برِ سرو   /   کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند

افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند  /  اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند

یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران  /   تنها به قفس ماند، هزاران همه رفتند

خون بار بهار از مژه در فرقت احباب   /   کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند

ملک‌الشعرا بهار

پاسخ:

قلمرو ادبی: 

۱. کنایه و استعاره:

در عبارت «بار سفر بند» کنایه از آماده شدن برای رفتن است. همچنین «مرغ گرفتار» استعاره‌ای از انسان اسیر و «گلشن ویران» استعاره‌ای از دنیاست.

۲. تشبیه و مراعات نظیر:

در عبارت «چون ابر بهاران همه رفتند»، رفتن انسان‌ها به رفتن ابرهای بهاری تشبیه شده است. همچنین واژه‌هایی مانند «لاله، سرو، باغ» و نیز «مرغ، گلشن، قفس» با یکدیگر مراعات نظیر دارند.

۳. حسن تعلیل:

در بیت سوم، شاعر برای داغ بودن دل لاله و نیلی بودن سرو، علت ادبی و شاعرانه‌ای ذکر می‌کند و دلیل آن را غمگین شدن از رفتن یاران می‌داند؛ بنابراین حسن تعلیل دیده می‌شود.

۴. تکرار:

تکرار عبارت «همه رفتند» در پایان ابیات، بر مفهوم مرگ، فقدان و تنهایی تأکید کرده و به موسیقی شعر نیز کمک کرده است.

قلمرو فکری: 

درون‌مایهٔ اصلی شعر، غم و اندوه از دست دادن انسان‌های شایسته و احساس تنهایی است. شاعر معتقد است بسیاری از افراد ارزشمند و شایسته از دنیا رفته‌اند و جامعه و سرزمین از وجود آنان خالی شده است.

از سوی دیگر، شعر ناپایداری و بی‌اعتباری دنیا را نیز یادآور می‌شود؛ زیرا همهٔ انسان‌ها سرانجام این جهان را ترک می‌کنند. شاعر با یاد کردن از یاران از دست‌رفته، حس اندوه، دلتنگی و تنهایی خود را بیان می‌کند.


جواب صفحه 47 فنون دوازدهم انسانی

۲- این سروده را در قلمرو ادبی بررسی کنید.

گریه را به مستی بهانه کردم  /  شکوه‌ها ز دست زمانه کردم

آستین چو از چشم برگرفتم  /  سیل خون به دامان روانه کردم

از چه روی چون ارغنون ننالم؟  /  از جفایت ای چرخ دون ننالم

چون نگریم ز درد و چون ننالم  / دزد را چو محرم به خانه کردم؟

عارف قزوینی

پاسخ:

در این شعر چند آرایهٔ ادبی برجسته دیده می‌شود:

۱. اضافهٔ استعاری: در ترکیب «دست زمانه»، زمانه مانند انسانی تصور شده که دست دارد؛ بنابراین «دست زمانه» یک اضافهٔ استعاری است.

۲. اغراق: در عبارت «سیل خون به دامان روانه کردم»، شدت گریه و اندوه شاعر به جاری شدن سیل خون تشبیه شده و جنبهٔ اغراق‌آمیز دارد.

۳. کنایه: عبارت «آستین از چشم برگرفتم» کنایه از کنار زدن پردهٔ ناآگاهی و آگاه و بیدار شدن است.

۴. تشبیه: شاعر شدت ناله و گریهٔ خود را به صدای ارغنون مانند کرده است. ارغنون از سازهای موسیقی است و صدایی پرطنین دارد.

۵. تشخیص: در عبارت «ای چرخ دون»، چرخ یا روزگار مانند انسانی مورد خطاب قرار گرفته است؛ بنابراین تشخیص (استعارهٔ مکنیه) وجود دارد.

۶. مراعات نظیر: میان واژه‌های «آستین و دامان» و نیز «درد و ناله» تناسب معنایی وجود دارد.

۷. واژه‌آرایی: تکرار واژهٔ «چون» در بیت‌های شعر، نوعی واژه‌آرایی ایجاد کرده است.

۸. مجاز: واژهٔ «مستی» در این شعر می‌تواند مجاز از حالت بی‌خودی و بی‌اختیاری باشد.


۳- متن زیر از کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» را در دو سطح زبانی و فکری تحلیل کنید.

«اگرچه ما در این تاریخ خود بیداری ایرانیان را از سال ۱۳۲۲ شروع کرده‌ایم، لکن اگرخیال خود را جمع کنیم و به نظر دقت و انصاف در تاریخ گذشتگان بنگریم، هر آینه به خوبی مشاهده می‌کنیم که در مجاری سنۀ ۱۲۶۵ بسیاری از امور و وقایع را که دلالت دارد بر بیداری ایرانیان و قدم گذاردن آنها به راه تمدن و باعث و مسبّب آن را جز مرحوم میرزا تقی خان امیرنظام احدی را سراغ نداریم؛ چه آن بزرگ مرد از آن یکّه اشخاص بود که به قابلیت خود بدون اسباب و مساعدت خارجی از پستی به بلندی رسید. یعنی پسر آشپز قائم‌مقام بود و در اثنای کار و شغل، خویش را دارای رتبه و مقام صدارت نمود. دوست و دشمن او را از نوادر دهر شمردند و از خلقت‌های فوق‌العاده دانسته و کارهای امیرنظام از ترتیب و انتظام قشون و اصلاح کار دفتر و مالیه که خرج، دو کرور اضافه بر دخل بود و عمارت و مرمّت خرابی‌های دیگر که به زودی محال می‌نمود و همه در یک دوسال صورت گرفت، گواه و دلیل بزرگی مرد است».

ناظم الاسلام کرمانی

پاسخ:

سطح زبانی:

۱. واژگان: در متن، واژه‌ها و ترکیبات عربی و رسمی مانند «مسبّب»، «قابلیت»، «مساعدت»، «صدارت»، «انتظام» و «مرمّت» فراوان به کار رفته‌اند؛ بنابراین نثر کاملاً ساده و امروزی نیست.

۲. جمله‌های طولانی: برخی جمله‌ها بسیار بلند و دارای چندین عبارت وابسته‌اند. این ویژگی باعث شده است خواندن و درک متن نسبت به نثر ساده، دشوارتر شود.

۳. جابه‌جایی اجزای جمله: در برخی قسمت‌ها ترتیب معمول اجزای جمله رعایت نشده و نویسنده برای حفظ سبک رسمی و ادبی نثر، جای بعضی عناصر جمله را تغییر داده است.

۴. اطناب: نویسنده برای توضیح شخصیت و اقدامات امیرکبیر، مطالب را با جزئیات و عبارت‌های متعدد بیان کرده است؛ بنابراین اطناب از ویژگی‌های زبانی متن است.

سطح فکری:

۱. بیداری و آگاهی ایرانیان: نویسنده به آغاز و گسترش بیداری ایرانیان توجه دارد و آن را زمینه‌ای برای تحول جامعه می‌داند.

۲. حرکت به سوی تمدن و پیشرفت: در متن، اقداماتی مانند نظم دادن به سپاه، اصلاح امور مالی و اداری و آباد کردن خرابی‌ها به عنوان نشانه‌هایی از تلاش برای پیشرفت و متمدن شدن کشور معرفی شده‌اند.

۳. توجه به اصلاح امور کشور: نویسنده با اشاره به وضعیت مالی و اداری کشور، ضرورت اصلاح ساختارهای اقتصادی و اداری را نشان می‌دهد.

۴. ستایش از امیرکبیر: یکی از محورهای فکری متن، بزرگداشت و ستایش میرزا تقی‌خان امیرکبیر است؛ نویسنده او را شخصیتی شایسته و اصلاح‌گر معرفی می‌کند که با توانایی خود از جایگاهی پایین به مقام صدارت رسید و در مدت کوتاهی اصلاحات مهمی انجام داد.

لیست جزوه های مربوط به این درس

جزوه درس چهارم علوم و فنون دوازدهم انسانی
(5 صفحه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *