درس دوازدهم علوم و فنون یازدهم انسانی
درس 12 فنون یازدهم : کنایه
کنایه فنون یازدهم انسانی
کنایه یکی از آرایههای ادبی پرکاربرد است که در آن، گوینده عبارتی را به کار میبرد که معنای ظاهری و نزدیک آن مورد نظر نیست، بلکه معنای دور و پنهان آن مقصود اصلی است. این آرایه بر پایهی مجاورت (ارتباط بین مفاهیم) استوار است، برخلاف استعاره که بر پایهی شباهت بنا شده است.
ویژگیهای کلیدی کنایه:
وجود دو معنا: در هر عبارت کنایهآمیز، هم معنای ظاهری (نزدیک) وجود دارد و هم معنای باطنی (دور).
ارادهی معنای دور: منظور اصلی گوینده، همان معنای دوم یا پنهان است.
ارتباط معنایی: بین معنای نزدیک و معنای دور، نوعی رابطه (مجاورت، لازم و ملزوم بودن) وجود دارد که به ما کمک میکند از معنای اول به معنای دوم پی ببریم.
درک از طریق بافت: دریافت معنای دور کنایه، نیازمند درک بافت سخن، موقعیت گوینده و شنونده، و دانش ادبی است.
به عبارتی: کنایه یعنی “پوشیده سخن گفتن” یا “غیرمستقیم بیان کردن”.
تفاوت کنایه با مجاز فنون یازدهم
مجاز: در مجاز، تنها یک معنی (غیرحقیقی) مد نظر است. مثلاً وقتی میگوییم “پای میز”، منظور “زیر میز” است و خود “پا” در اینجا معنای مستقلی ندارد.
کنایه: در کنایه، هر دو معنا (ظاهری و پنهان) در ذهن شنونده تداعی میشوند، اما گوینده معنای پنهان را اراده کرده است.
مثال برای تفاوت:
وقتی میگوییم «آب از دستش نمیچکد»، هم معنای ظاهری (آب نریختن از دست) و هم معنای دور (خسیس بودن) به ذهن میآید، اما مقصود شاعر، معنای دوم (خسیس بودن) است. این کنایه است.
تفاوت کنایه با استعاره فنون یازدهم
استعاره: بر پایهی شباهت است. (مثلاً “یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور” – یوسف شبیه به محبوب است).
کنایه: بر پایهی مجاورت و لازم و ملزوم بودن مفاهیم است. (مثلاً “دست به جیب بودن” که دست داشتن در جیب، لازمهی بخشنده بودن است).
استعاره بیشتر در واژگان رخ میدهد، اما کنایه اغلب در عبارات و ساختار جملات ظاهر میشود.
مثالهای جامع کنایه:
«فلانی دست به جیب است.»
معنای نزدیک: دست در جیب فرو بردن.
معنای دور (مقصود گوینده): آن شخص بخشنده و سخاوتمند است. (ارتباط: دست بردن به جیب، معمولاً برای خرج کردن و بخشیدن است).
«سخن او بر سر زبانها افتاد.»
معنای نزدیک: مردم کلام او را بر زبان جاری کردند.
معنای دور (مقصود گوینده): آن سخن فاش و مشهور شد. (ارتباط: وقتی چیزی بر سر زبانها میافتد، یعنی همه از آن باخبرند).
«رخت خود از باغ به راغی کشید.» (از جامى)
معنای نزدیک: لباس یا وسایل خود را جابجا کرد.
معنای دور (مقصود گوینده): مهاجرت کرد یا کوچ کرد. (ارتباط: جابجایی وسایل، مقدمهی کوچ کردن است).
«علمای زمان در علوم موی میشکافند.» (از مولوى، فیه مافیه)
معنای نزدیک: توانایی شکافتن مو را دارند.
معنای دور (مقصود گوینده): آن عالمان در دانش بسیار دقیق و نکتهسنج هستند. (ارتباط: دقت بسیار زیاد را به شکافتن مو تشبیه کردهاند).
«دامنکشان که میروی امروز بر زمین / فردا غبار کالبدت بر هوا رود.» (از سعدی)
مصراع اول: «دامنکشان بر زمین رفتن»
معنای نزدیک: با دامن لباس که روی زمین کشیده میشود، راه رفتن.
معنای دور (مقصود گوینده): ناز و غرور داشتن، با تکبر راه رفتن. (ارتباط: این نوع راه رفتن، معمولاً با ناز و استکبار همراه است).
مصراع دوم: «غبار کالبدت بر هوا رود»
معنای نزدیک: خاک و غبار بدنت در هوا پخش شود.
معنای دور (مقصود گوینده): مردن و از بین رفتن. (ارتباط: پس از مرگ، بدن تجزیه شده و به غبار تبدیل میشود).
خود ارزیابی درس دوازدهم علوم و فنون یازدهم انسانی – صفحه 97 تا 99
1 – کنایهها را در مثالهای زیر بیابید.
الف) عاقل چون خلاف اندر میان آید، بجهد و چون صلح بیند، لنگر بنهد. گلستان سعدی
پاسخ:
جهیدن کنایه از: اشاره به ترک موقعیت یا گریز از چالش
لنگر نهادن کنایه از: اقامت و ماندن در جایی
ب) ای پای به گل فرو شده، ای خستهٔ تیر بلا، همه ما را خوانید؛ گرد درِ ما گردید. کشف الاسرار میبدی
پاسخ:
پای به گل فروشد کنایه از: درماندگی،
گردِ درِ ما گردید کنایه از: به سوی ما بیایید
جواب صفحه 98 فنون یازدهم انسانی
پ) دلها اگر چه صاف، ولی از هراس سنگ / آیینه بود میل تماشا شدن نداشت سلمان هراتی
پاسخ:
میل تماشا شدن نداشتن کنایه از: عدم تمایل به اظهار وجود و عقیده
ت) بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک / بگفت آنگه که باشم خفته در خاک نظامی
پاسخ:
دل ز مهر پاک کردن کنایه از فراموش کردن معشوق،
خفتن در خاک کنایه از: مردن
ث) در هر طرف ز خیل حوادث کمین گهی است / زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر حافظ
پاسخ:
عنان گسسته دواندن کنایه از: به سرعت رفتن
ج) به کس مگوی که پایم به سنگ عشق برآمد / که عیب گیرد و گوید چرا به فرق نپویی سعدی
پاسخ:
سنگ به پا در آمدن کنایه از: دچار سختی و مشکل شدن
۲- مفهوم کنایی عبارتهای زیر را مشخص کنید:
الف) چنین است رسم سرای درشت / گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت فردوسی
پاسخ:مفهوم مصراع دوم: گاهی پیروزی و گاهی شکست نصیب انسان میشود.
ب) از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو مولوی
پاسخ: مفهوم کنایی مصراع دوم: نتیجه هر عملی متناسب با خود آن عمل است.
جواب صفحه 99 فنون یازدهم انسانی
پ) نقشی بر آب میزنم از گریه حالیا / تا کی شود قرین حقیقت، مجاز من حافظ
پاسخ: نقش بر آب زدن کنایه از: کار بی ثبات و بیهوده کردن
ت) قمری ریخته بالم به پناه که روم؟ / تا به کی سرکشی ای سرو خرامان از من؟ کلیم همدانی
پاسخ: سرکشی کنایه از: نافرمانی و بی توجهی
۳- در نمونههای زیر کنایهها را بیابید و مفهوم آنها را بیان کنید.
الف) ای که پنجاه رفت و در خوابی / مگر این پنج روز دریابی سعدی
پاسخ: مصراع دوم کنایه از: دزدیده گوش کردن
ب) بس بگردید و بگردد روزگار / دل به دنیا در نبندد هوشیار سعدی
پاسخ:
دل بستن کنایه از: علاقهمندی
کرانه ناپدید کنایه از: بسیار وسیع و با عظمت
پ) از در درآمدی و من از خود به در شدم / گویی کزین جهان به جهان دگر شدم سعدی
پاسخ: از خود به در شدن کنایه از: بیهوش شدن، بی قراری
ت) الهی پیشانی برخاک نهادن آسان است؛ / دل از خاک برداشتن دشوار است. سعدی
پاسخ:
پیشانی بر خاک نهادن کنایه از: اظهار بندگی،
دل از خاک برداشتن کنایه از: قطع علاقه از دنیا
ج) در سلطان و شه را روزها بیهوده کوبیدن، / دگر در کوی شاه خود کنم خاکی به سر امشب محوی
پاسخ:
در کوبیدن کنایه از: متوسل شدن،
خاک بر سر کردن کنایه از: چاره اندیشیدن در سختترین حالت.
۴- ویژگیهای زبانی و فکری مثالهای خودارزیابی ۲ را بررسی کنید.
پاسخ:
الف) این سروده از ساختار زبانی ساده و بیپیرایه با واژگانی بومی و نرم بهره میبرد. در لایهی محتوایی، مفاهیم اخلاقی و رویکردی واقعبینانه به فرازونشیب زندگی ارائه میدهد. باور به واقع گرایی در آن موج میزند؛ چنانکه رسم جهان را در آمیختن خوشی و ناخوشی میداند، فارغ از خواست آدمی.
ب) زبان شعر روان و بیابهام است. کاربرد فعل کهن «مشو» به جای «نشو» ریشه در ادبیات کلاسیک دارد. محتوای اثر رنگ و بوی پندآموزانه و دینی دارد، با تأکید بر مسئولیتپذیری انسان در برابر کردارش؛ همانگونه که در متون مقدس، پاداش و کیفر الهی حتی برای کوچکترین اعمال یادآوری شده است.
پ)کاربستِ زبان کنایهآمیز و واژگانی چون «حالیا» (اکنون) و «قرین»، همراه با بهرهگیری از صنایع ادبی مانند مجاز و حقیقت، بر پیچیدگی اثر افزوده است. این دو صنعت با ایجاد پیوند معنایی، لایههای تفسیری شعر را غنی میسازند.
ت)ترکیب «ریخته بال» ساختار نوآورانهی شاعرانه دارد. ابهام در نقش دستوری «سرکشی» (فعل یا اسم) به حذفِ پنهان فعل در مصراع دوم اشاره دارد. همچنین کاربرد حرف اضافهی «به» به معنای «در»، بازتابی از ویژگیهای کهن زبان فارسی است. درونمایهی شعر، گویای نگرش درونگرا، احساسی و یأسآلود است.
۵- وزن بیت زیر را بیابید:
زنده به بوی توام، بوی ز من وا مگیر / تشنه روی توام، باز مدار از من آب عراقی
پاسخ: مفتعلن / فاعلن / مفتعلن / فاعلن
