درس سوم دینی یازدهم انسانی
آخرین پیامبر – درس 3 دین و زندگی یازدهم انسانی
یکی از مهمترین باورهای مسلمانان، ایمان به پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) به عنوان «آخرین فرستادهی خدا» است. خداوند در قرآن کریم او را چنین معرفی میکند:
«ما کانَ مُحمَّدٌ أبا أحدٍ مِن رِجالِکُم ولکن رَسولَ اللهِ و خاتَمَ النَّبیّین» (احزاب / ۴۰)
یعنی: محمد پدر هیچیک از مردان شما نیست؛ بلکه فرستادهی خدا و پایانبخش پیامبران است.
این آیه بیانگر آن است که سلسلهی پیامبران الهی با حضرت محمد (ص) به پایان رسیده و پس از ایشان، پیامبری نخواهد آمد. در این نوشتار، علت بینیازی بشر از پیامبر جدید و وظیفهی پیروان پیامبران گذشته را بررسی میکنیم.
- دلایل ختم نبوت
الف ـ آمادگی جامعهی بشری برای دریافت برنامهی کامل زندگی
در زمان پیامبران پیشین، سطح علم و فرهنگ انسانها در اندازهای نبود که بتوانند یک برنامهی جامع و همیشگی را بپذیرند؛ اما در عصر ظهور اسلام، سطح آگاهی و توانایی ملتها تا جایی رشد کرده بود که بتوانند دینی کامل، جهانی و عقلمحور را حفظ کنند و با استفاده از آن، به رشد فکری و اجتماعی برسند.
پس از نزول قرآن، نهضت علمی و فرهنگی بزرگی در سرزمینهای اسلامی آغاز شد که موجب شکوفایی اندیشهها شد؛ نشانهای واضح از رسیدن بشر به مرحلهی پذیرش پیام پایانی خداوند.
ب ـ مصون ماندن قرآن کریم از تحریف
کتابهای آسمانی پیشین دچار تغییر و تحریف شدند، اما خداوند دربارهی قرآن فرموده است:
«اِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ و اِنّا لَهُ لَحافِظون» (حجر / ۹)
یعنی: ما قرآن را نازل کردیم و بیشک خود از آن محافظت خواهیم کرد.
به همین دلیل، هیچ نیازی به پیامبر جدید برای اصلاح یا بازگرداندن کتاب خدا وجود ندارد، چون قرآن تا قیامت پاک و روشن باقی میماند.
ج ـ وجود امامان معصوم برای ادامهی هدایت
پس از پیامبر، خداوند امامان معصوم (ع) را به عنوان رهبران الهی تعیین کرد تا وظیفهی هدایت، تفسیر و پاسداری از دین را ادامه دهند. ایشان مانند چراغهای هدایت، راه پیامبر را روشن نگه داشتند و اجازه ندادند جامعه بدون راهنما بماند. پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
«اِنّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقلَین: کتابَ الله و عِترَتی…»
«من دو چیز گرانبها میان شما باقی میگذارم: کتاب خدا و خاندانم.»
د ـ پویایی و انعطافپذیری دین اسلام
اسلام دینی است جامع که هم به نیازهای ثابت انسان (مانند عدالت، امنیت، خانواده و تربیت) میپردازد، و هم توانایی پاسخ به نیازهای جدید را دارد.
در فقه اسلامی قواعدی وجود دارد که پویا بودن دین را تضمین میکنند؛ مانند قاعدهی معروف پیامبر (ص):
«لا ضرر و لا ضرار فی الاسلام»
یعنی در اسلام، هیچ حکم یا کاری که موجب ضرر باشد، جایز نیست.
به همین دلیل، احکام اسلامی در گذر زمان با شرایط جدید زندگی سازگار میشوند، بدون آنکه اصول دین تغییر کند.
وظیفهی پیروان پیامبران گذشته
با آمدن هر پیامبر جدید، پیروان پیامبر پیشین موظف بودند به او ایمان بیاورند. تمامی پیامبران از آمدن پیامبر بعدی خبر داده بودند و پیروان راستین آنان، با آمدن پیامبر جدید از او پیروی میکردند.
حضرت عیسی (ع) نیز چنین فرمود:
«من بشیرم به پیامبری که پس از من میآید، نامش «احمد» است.» (صف / ۶)
ازاینرو، ایمان به پیامبر اسلام به معنای ایمان به همهی پیامبران پیشین است. قرآن میفرماید:
«وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الاسلامِ دینًا فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الخاسِرینَ» (آلعمران / ۸۵)
یعنی: هر کس دینی جز اسلام برگزیند، از او پذیرفته نمیشود و در آخرت از زیانکاران است.
البته اگر کسی از آمدن پیامبر جدید بیخبر باشد یا در جستوجوی حقیقت تلاش کند ولی به نتیجه نرسد، خداوند او را بر اساس نیت و تلاشش داوری میکند. خداوند از درون دلها باخبر است و بین کسانی که از روی آگاهی حق را انکار میکنند و کسانی که حقیقت را نیافتهاند، تفاوت قائل میشود.
نتیجهگیری
با توجه به دلایل ذکرشده، انسان امروز با وجود قرآن کریم، رهبری امامان و پویایی دین اسلام، دیگر نیازی به پیامبر جدید ندارد. خاتمیت پیامبر اسلام (ص) نتیجهی بلوغ فکری بشر و تکامل نظام هدایت الهی است.
اسلام دینی است زنده و جاودانه که میتواند در هر زمان و مکانی، راه زندگی درست را به انسان نشان دهد. پیامبر اسلام (ص) پایانبخش نبوت و آغاز دورهی هدایت عقلانی و خودآگاه بشر است؛ همانگونه که فرمود:
«مثَل من در میان پیامبران، مانند حلقهای است که کاملکنندهی زنجیر باشد.»
جواب فعالیت های درس سوم دینی یازدهم انسانی
جواب درس سوم دینی یازدهم انسانی
اندیشه و تحقیق صفحه 35 دینی یازدهم انسانی – درس 3
پرسش: به نظر شما آیا این امکان وجود داشت که خداوند برنامهٔ سعادت بشر را یک بار برای همیشه در زمان حضرت آدم (ع) برای مردم بفرستد؟ چرا؟
پاسخ: خیر. اگر مردم به دلیل ضعف در درک و رشد فکری، دین را نادیده میگرفتند، آموزههای الهی به مرور به فراموشی سپرده میشد و جای خود را به برداشتهای نادرست و انحرافات میداد. در چنین شرایطی، انتقال صحیح مفاهیم دینی به نسلهای آینده ناممکن میشد و آنان از دین راستین، شناخت خداوند و زندگی بر پایه اصول الهی بی بهره می ما ندند.

